Search

هتل رواندا: پناهگاهی در کشاکش یک نسل

آیا می‌توان در میان تاریکی، نور را پیدا کرد؟

سال ۱۹۹۴ / کیگالی / پایتخت رواندا

جنگ داخلی میان گروه‌های قومی در کشور در جریان است. کافی است از قوم توتسی باشید و به دست نیروهای قوم هوتو بیفتید تا به بدترین شکل، زندگی‌تان پایان یابد. حتی اگر کودک باشید، زن باشید، سالخورده یا هرچه.
در این زمان و مکان، که زمین به دوزخی تبدیل شده، یک هتل، پناه‌گاه حدود هزار تن می‌شود تا از حمله متجاوزان در امان بمانند و فرصت ادامه زندگی بیابند.
آن هم در حالی که چند متر آن‌طرف‌تر، یعنی آن‌سوی دیوارهای هتل، هر روز و شب، شکنجه و تجاوز و قتل در کمین‌شان است.
نام این هتل، میل کولین است و مدیر آن پل روسساباگینا. انسانی که مخاطرات زیادی را به جان می‌خرد تا انسان‌های دیگری را پناه دهد؛ در میانه نسل‌کشی تمام‌عیار وحشیانه‌ای که ۸۰۰هزار جان شیرین را پایان داد.
در این اپیزود از پادکست «جنبش‌ها و خیزش‌ها» نگاهی می‌اندازیم به جنایات و فجایعی که در زمان نسل‌کشی در رواندا گذشت و داستان پل روسساباگینا، قهرمانی‌هایش و چالش‌هایی که بعدا با آن مواجه شد را با هم مرور می‌کنیم.

تاریخ

برچسب‌ها

ویدئوهای بیشتر ...