«کلمات “کافر” و “باغی” و مخصوصا “محارب” بایستی برای همیشه از زبان و ادبیات به طور کل پاک گردد.» این جمله کامنتی از یکی از مخاطبان آموزشکده توانا در صفحه اینستاگرام این آموزشکده است. زیر پستی که در آن، پیامی از همراهی منتشر شده بود که گفته بود: «کافر یک مفهوم نفرتانگیز است؛ از آن استفاده نکنیم.»
این شهروند در توضیح بیشتر گفته بود: «کافر ریشه در مفهوم کفر دارد و اگر به معنای کفر دقت کنید معنای منفی دارد. کفر یعنی ناسپاسی کردن و یعنی عدم اعتنا به نعمت. یعنی اگر یک فردی قبول نکند به دین اسلام یا مسیحی گرایش پیدا کند، ناسپاس قلمداد میشود و به او کافر میگویند.»
این همراه به نکته درستی اشاره کرده بود. در واقع، کسانی که به دیگران کافر میگویند، ناقض اصل مدارا هستند. در مداراجویی باید به آزادی انتخاب دیگران احترام گذاشته شود. اما وقتی کسی به فرد دیگری لقب «کافر» بدهد به انتخاب او بیاحترامی کرده است.
به جمله نخست برگردیم که آن همراه محترم گفته بود: کلماتی چون کافر، باغی و محارب بایستی برای همیشه از زبان و ادبیات به طور کل پاک گردند.
متاسفانه این نکته را باید یادآوری کرد که جمهوری اسلامی از کلماتی چون محارب و باغی نه صرفا علیه مدارای مذهبی بلکه در راستای اهداف جنایتکارانهی سیاسی خود نیز استفاده میکند.
به عنوان نمونه میتوان به جوانانی اشاره کرد که به آنان اتهام «محارب» زده شد و اعدام شدند. محسن شکاری یکی از این جوانان بود که در سال ۱۴۰۱ به او اتهام «محاربه» زده شد و اعدام شد.
محاربه برگرفته از قرآن است؛ کتاب مقدس مسلمانان. این مفهوم که توضیح آن در جایگاه یک اتهام و نیز مجازات مترتب بر آن، برگرفته از قرآن است در قانون مجازات اسلامی نیز وارد شده است.
جدای از وجوه ضدانسانی و ضد حقوق بشری حکم محاربه، چرا یک مفهوم اسلامی بایستی وارد قانون جزای کشوری شود که جمعیت غیرمسلمان نیز دارد؟
به نظر میرسد ایرانیان نیاز گسترده به پاکسازی زبان و قانون از مفاهیم ضد مدارا دارند.