Search

آزادی از بند تقلید؛ پاسخی از موضع کانتی به ولایت فقیه

اندیشمندان و نویسندگان، رساله «روشنگری چیست؟» از امانوئل کانت – فیلسوف بزرگ آلمانی – را یکی از مهم‌ترین نوشته‌ها در حوزه اندیشه تجدد دانسته‌اند. کم‌تر فیلسوف بزرگ اروپایی پیدا می‌شود که با این پرسش و نیز پاسخی که کانت به آن می‌دهد خود را درگیر نکرده باشد.
اما آنچه درباره این رساله اهمیت فراوانی دارد و لازم است بر آن تاکید شود، ارزیابی این مسئله از چشم‌اندازی فراتر از دنیای فیلسوفان است. چشم‌اندازی که فراتر از منازعات معرفت‌شناسانه می‌تواند به صورت مستقیم بر رفتار شهروندان در درون یک جامعه اثرگذار باشد.
پاسخ فیلسوف بزرگ آلمانی به این پرسش یک پایه بنیادین دارد؛ ضرورت خروج از نابالغی و به رسمیت شناسی بلوغ انسان در به‌کارگیری فهم مستقل. کانت «روشنگری» را دقیقا همین می‌داند و از این‌رو به صراحت انسان مدرن را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید: «دلیر باش در به‌کارگیری فهم خویش!»
بگذارید این جملات بسیار مهم از این رساله را از زبان خود کانت بیان کنیم:
«روشنگری خروج آدمی است از نابالغیِ به تقصیرِ خویشتن خود؛ و نابالغی، ناتوانی در به‌کارگیری فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری. به تقصیر خویشتن است این نابالغی وقتی که علت آن نه کمبود فهم، بلکه کمبود اراده و دلیری باشد در به‌کارگرفتن آن بدون هدایت دیگری. دلیر باش در به‌کارگرفتن فهم خویش بدون هدایت دیگری. این است شعار روشنگری.»

اما منظور کانت از نابالغی چیست؟
عبدالرسول خلیلی، پژوهشگر فلسفه، در اسفند ۱۳۹۹ در روزنامه «اعتماد» در توضیح دیدگاه کانت پیرامون مفهوم «نابالغی» می‌نویسد:
«به نظر كانت، روشنگري عبارت است از خروج آدمی از نابالغی به تقصیر خویشتن خود. آشكار است كه منظور کانت از نابالغی، عدم بلوغ جسماني نيست. شايد معادلي كه بهتر بتواند منظور كانت را برساند، واژه ناخوشخوان صِغارت باشد، زيرا فرد صغير نياز به قيم دارد. منظور کانت از روشنگری عبارت است از خروج از صغارت و خردسالي. اما بايد پرسيد كه او چه معنايي از نابالغي يا صغارت درک مي‌كند…؟ كانت چنين ادامه مي‌دهد: و نابالغی، ناتواني در به‌كارگرفتن فهم خويشتن است بدون هدايت دیگری.»
به بیان دیگر از دیدگاه کانت، بندگی لزوما امری عینی و بیرونی نیست بلکه تجلی ذهنی و درونی دارد. وقتی کسی این اندازه از اراده و دلیری را به خرج نمی‌دهد که در حوزه‌های مختلف سیاسی و یا مذهبی، تبعیت از عقاید دیگری را رها کند و استقلال عقل خود را به کار بگیرد. بر این اساس مفهوم «ولایت» نیز از اساس ضد روشنگری و ضد آزادی انسان است. پیش‌فرض ولایت بر دیگری، پذیرش صغارت و نابالغی ذهنی اوست.
چنان‌که ریشه نظری مفهوم ولایت فقیه دقیقا همین است و بنیانگذار جمهوری اسلامی به صراحت بر این باور بود که ولایت فقیه مانند تعیین یک فرد قیّم برای یک فرد صغیر است. او بر این اساس قیم ملت را با قیم فرد صغیر دارای یک نوع وظیفه و موقعیت می‌دانست.
آیا شگفت‌آور است از چنین دیدگاهی نسبت به مردم و حکمرانی بر آنان، استبدادی همچون جمهوری اسلامی زاییده شود؟

تاریخ

برچسب‌ها

ویدئوهای بیشتر ...