ایرانِ امروز در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری به «صلح با جهان» نیاز دارد. مردم ایران در شعارهای خود علیه جمهوری اسلامی به صراحت اعلام کردهاند با سیاست خارجی تنشزای این رژیم هیچ سازگاری ندارند و برای این کار تا پای تغییر این نظام نیز میایستند و برای آن هزینه میدهند.
اما در کنار پیگیری رخدادهای روزمره خوب است ببینیم این سیاست مخرب جمهوری اسلامی در سیاست خارجی از کجا آب میخورد. واقعیت این است که تقابلورزیهای جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی، پیوند سنگینی با نگاه انحصارگرایانه این نظام به مذاهب و عقاید مختلف در سیاست داخلی دارد.
اگر بپذیریم که نگاه تنشزدا در حوزه سیاست خارجی از نفس پذیرش تکثر در جهان آغاز میشود بهآسانی میتوان دریافت نظامی که اساسا تکثر در درون ایران را به رسمیت نمیشناسد بعید است در خارج نیز چنین نگاهی را پیش بگیرد. چنانکه ایدئولوگهای جمهوری اسلامی چون حسین شریعتمداری، که منصوب شخص خامنهای بود، بدون نظرخواهی از مسلمانان جهان، ولی فقیه سابق این نظام، یعنی علی خامنهای، را «ولی امر مسلمین جهان» خطاب میکردند.
به بیان دیگر، وقتی در داخل، صداهای متفاوت – چه مذهبی، چه فکری – تحمل نمیشود، چگونه میتوان انتظار داشت این نظام با جهان تفاهم بنیادین داشته باشد؟ آزار نوکیشان مسیحی، محدودکردن دگراندیشان، و ترویج یهودیستیزی؛ اینها نه فقط مسئلهای داخلی نیستند؛ به طور مستقیم بر رابطه ایران با جهان اثر میگذارند.
فراموش نکنیم تنش با اسرائیل و غرب، صرفا یک اختلاف سیاسی نیست؛ ریشههای آن در گفتمانی است که «دیگری» را تهدید میبیند، نه شریک گفتوگو. وقتی یک نظام، نفرتپراکنی را به زبان رسمی تبدیل میکند، مدام از محو اسرائیل سخن میگوید، از آغاز تصمیم داشته کاخ سفید آمریکا را به «حسینیه» تبدیل کند و اساسا کار خود را با گروگانگرفتن کارمندان سفارت آمریکا آغاز میکند، طبیعی است در سطح بینالملل نیز با بیاعتمادی و تقابل روبرو شود.
بنیانگذار این نظام، روحالله خمینی، چنان در دیگریستیزی راسخ بود که از ۱۵ سال پیش از انقلاب ۵۷ این نگاه خود را ترویج میکرد. به عنوان نمونه خمینی در بهار ۱۳۴۲ و در قالب یک نامه اسرائیل را معادل یهودیان میگیرد و صراحتا از «خطر یهود» میگوید: «حالا که خطر بر اسلام وارد شده و آن خطر یهود است … آقا ما نمیخواهیم که یهود بر مقدرات مملکت ما حکومت کند، ما نمیخواهیم که مملکت ما با مملکت یهود هم پیمان بشود».
جامعهای که در آن، باورهای متفاوت مجال بروز ندارند، در سیاست خارجی نیز به سمت انزوا و تنش سوق داده میشود. اگر ایرانیان میخواهند از چرخه بحران خارج شوند و پس از جمهوری اسلامی دیگر شاهد مشاهده چنین نظامی در کشور خود نباشند، باید از درون آغاز کنند: پذیرش تنوع دینی و فکری، پایاندادن به نفرتپراکنی، و گشودن باب گفتوگو.
صلح با جهان، بدون صلح درون جامعه ممکن نیست. و صلح در درون، از احترام به «دیگری» آغاز میشود.