Search

حذف رقیب یا پذیرش رقیب؟ مسئله این است

اجازه بدهید صریح شروع کنیم: اگر از «ایران آزاد» سخن می‌گوییم، باید بپذیریم که آزادی، صرفا برای همفکران ما نیست؛ آزادی یعنی پذیرش حضور رقیب.
در بسیاری از دموکراسی‌های موفق غربی، راست و چپ نه‌تنها وجود دارند، بلکه بقای یکدیگر را تضمین می‌کنند. در انگلستان حزب محافظه‌کار و حزب کارگر دهه‌هاست قدرت را دست‌به‌دست می‌کنند، بی‌آنکه مشروعیت یکدیگر را انکار کنند، زیرا هر دو به‌خوبی می‌دانند که حذف رقیب، به فروپاشی دموکراسی می‌انجامد. در آلمان نیز احزابی چون حزب راست‌گرای دموکرات‌مسیحی و حزب چپ‌گرای سوسیال‌دموکرات، حتی با همدیگر در مقاطعی ائتلاف کرده‌اند و کشور را اداره کرده‌اند؛ رقابت آن‌ها، مانع همکاری در چارچوب قانون دموکراتیک نشده است. در ایالات متحده آمریکا نیز، با وجود شکاف‌های عمیق سیاسی، یک اصل بنیادین ثابت مانده است: هیچ‌کس حق حذف دیگری را ندارد.
به تعبیر وینستون چرچیل که خود یک شخصیت عمیقا راست‌گرا بود: «هیچ‌کس ادعا نمی‌کند که دموکراسی کامل یا بی‌نقص است. در واقع، گفته شده است که دموکراسی بدترین شکل حکومت است؛ مگر در مقایسه با تمامی اشکال دیگری که گهگاه در طول تاریخ آزموده شده‌اند». او، با آن‌که خود محافظه‌کار بود، از سیستمی دفاع می‌کرد که حضور و رقابت مخالف را به رسمیت می‌شناسد.
همچنین جان استوارت میل، فیلسوف لیبرال بریتانیایی که اتفاقا منتقد اندیشه‌های چپ‌گرایانه بود، در کتاب «درباره آزادی» یادآور می‌شود: «اگر تمام بشریت به جز یک نفر هم‌عقیده باشند، خاموش‌کردن آن یک نفر، همان‌قدر نادرست است که آن یک نفر بخواهد همه را خاموش کند.» این گزاره، بنیاد اخلاقی دموکراسی را روشن می‌کند: حتی در اوج اختلاف، حق حذف دیگری وجود ندارد.
با این حال، روشن‌سازی یک نکته ضروری است. دفاع از تکثر سیاسی، به‌معنای پذیرش جریان‌های ضددموکراتیک نیست. تجربه‌هایی چون حزب کمونیست شوروی یا حزب کمونیست چین نشان داده‌اند که جریان‌های توتالیتر، چه در قالب کمونیسم و چه در اشکال دیگر، آزادی را قربانی تمرکز قدرت می‌کنند. آنچه در بحث ما موضوع دفاع است، نه هر جریان راست یا چپ، بلکه هر جریان دموکراتیک است: جریانی پایبند به انتخابات، احترام‌گذار به مالکیت و متعهد به رقابت در چارچوب قانون دموکراتیک، نه پیگیر حذف رقیب.
جمع‌بندی روشن است: دموکراسی واقعی، نه در حذف رقیب، بلکه در پذیرش رقیب شکل می‌گیرد. به بیان دیگر، آزادی آن‌جاست که فرد، حقی را برای دیگری به رسمیت بشناسد که شاید با تمام وجود با او مخالف است.
«ایران آزاد» زمانی معنا خواهد داشت که در آن، نه فقط «ما»، بلکه «دیگری» نیز حق حضور، رقابت و شنیده‌شدن داشته باشند.

تاریخ

برچسب‌ها

ویدئوهای بیشتر ...