در پی واقعه تکاندهنده خودکشی کیانوش سنجری، روزنامهنگار و فعال سیاسی که سالها زیر شکنجه، زندان و فشار روانی بود، دکتر احمدرضا یزدی در گفتوگو با بهرنگ رهبری این پدیده را از منظر روانشناختی و اجتماعی تحلیل میکند. یزدی با یادآوری مسیر پررنج سنجری از بازداشت در نوجوانی تا شکنجه و «هویتزدایی در سلول انفرادی»، تأکید میکند که او انسانی نیرومند و سالها مبارز بود.
اما استفاده از بدن برای اعتراض، از خودسوزی تا خودآسیبزنی، یک چاقوی دولبه است: از یکسو میتواند جامعه و جهان را تکان دهد، همبستگی ایجاد کند و صدای اعتراض را بلندتر کند؛ و از سوی دیگر میتواند حس ناامیدی به جامعه تزریق کند، ابتکار عمل اپوزیسیون را کمرنگ کند و حتی بهانهای به حکومتها بدهد تا مخالفان را «بیمار روانی» معرفی کنند. او یادآور میشود که تجربهای که در بعضی کشورها توجه جهانی ایجاد کرده، در برخی دیگر نتیجه معکوس داشته و حتی میتواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد—از جمله «خودکشیسازی» و القای اینکه این موارد بخشی از یک موج «بیمارگونه» است.
یزدی در پایان میگوید: «زندانی سیاسی، چه در زندان باشد چه پس از آزادی یا مهاجرت، یک سرمایه فرهنگی، اجتماعی و تاریخی است. همانطور که از یک اثر باستانی حفاظت میشود، جامعه، رسانه و متخصصان باید همه تلاششان را برای حمایت روانی و اجتماعی از این افراد انجام دهند.»