چرا بسیاری از بازداشتشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» پس از آزادی، تنها چند ماه بعد، دست به خودکشی زدند؟
دکتر احمدرضا یزدی، روانشناس، در گفتوگویی با بهرنگ رهبری از دو مرحلهی بسیار حساس در زندگی یک زندانی سیاسی سخن میگوید: «لحظهی دستگیری» و «دوران پس از آزادی».
او توضیح میدهد که در هفتهها و ماههای نخست بازداشت، فرد درگیر شکنجه، بلاتکلیفی و خشونت ساختاری است، در محیطی که نه قانون معنا دارد، نه مرز انسانیت.
اما بحران دوم، زمانی است که زندانی آزاد میشود: در ظاهر آزاد، اما در درون گرفتار. با تراما، اضطراب، بیخوابی و احساس طردشدگی به خانه برمیگردد.
او جامعهای را میبیند که دیگر همان جامعهی پیش از بازداشت نیست؛ خانوادهای که در ترس و فرسودگی فرو رفته، دوستانی که مهاجرت کردهاند یا فاصله گرفتهاند.
دکتر یزدی هشدار میدهد:
«پس از آزادی، بسیاری از زندانیان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مزمن روبهرو میشوند. داروهایی که در زندان به اجبار مصرف کردهاند، ناگهان قطع میشود. ذهن و بدنشان در تعلیقی دردناک رها میشود؛ نه در زنداناند، نه در زندگی.»
به گفتهی او، در این وضعیت، نبود حمایت روانی و اجتماعی، سکوت رسانهها، بیتفاوتی جامعه و انکار رنج، میتواند فرد را به نقطهای برساند که احساس کند هیچ چیز جز خودش باقی نمانده تا علیه آن اعتراض کند و آنگاه، بدن خود را آخرین صحنهی مقاومت کند.
مطالب مرتبط در سایت توانا:
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب