قهرمانان تبعیدی
در تاریخ ورزش ایران، ورزشکاران ایرانی هموارە در صحنههای جهانی افتخار آفرین بودند، اما در چند دهه گذشته و پس از انقلاب ۵۷، روندی تیره و تار در ورزش ایران در حال رخ دادن است. فاجعهای به نام «فرار ورزشکاران و ملیپوشان از ایران»، که مخصوصا بعد از دهه ۱۳۹۰ و به موازات افزایش مهاجرتهای اقتصادی و غیره تشدید شده است. نشانهای آشکار از فروپاشی ساختارهای مدیریتی و تشدید فشارهای سیاسی در جمهوری اسلامی بر ورزشکاران نخبه.
در این سالها، بسیاری از ورزشکاران ملیپوشی یا تن به مهاجرت دادند یا بعضا در حین سفرهای ورزشی به کشورهای دیگر، اعلام پناهندگی کردهاند تا آینده بهتری را برای خود رقم بزنند.
به عنوان مشتی از خروار، یادی از چند تن از ورزشکاران تبعیدی در سالهای اخیر میکنیم.
کیمیا علیزاده، اولین زن ایرانی است که در المپیک برای ایران مدالآوری کرد. سال ۱۳۹۸ ایران را به مقصد هلند ترک کرد و حالا زیر پرچم هلند بازی میکند. کیمیا در بیانیهای تکاندهنده عنوان کرد که جمهوری اسلامی اجازه نمیدهد تا بدون تبعیض و محدودیت فعالیت ورزشی خودش را ادامه دهد. او در نامهای سرگشاده گفته بود که: «من یکی از میلیونها زن سرکوبشده در ایران هستم که سالها هرچه جمهوری اسلامی خواسته بر زبان آوردهام.»
سعید ملایی، جودوکار پرآوازه ایرانی، در مسابقات جهانی توکیو در سال ۱۳۹۸ تحت فشار مقامات ایرانی مجبور به ترک میدان مسابقه، مقابل حریف اسرائیلی شد. ملایی پس از این واقعه به آلمان پناهنده شد و بعدها به تیم ملی کشور مغولستان پیوست و از آن به بعد زیر پرچم مغولستان آزادانه به رقابت با حریفانش میپردازد.
وحید سرلک قهرمان جودوکار با ۵ مدال طلا، ۶ نقره و ۷ برنز در کارنامه افتخارات بینالمللی؛
الشن مرادی، استادبزرگ شطرنج و قهرمان شطرنج ایران،
علیرضا فیروزجا، استادبزرگ شطرنج و اولین سوپراستادبزرگ تاریخ شطرنج ایران،
فاطمه روحان ، تکواندوکار باسابقه تیم ملی.
غمانگیزتر و واضحترین نشانه این روند را میشود در المپیک ٢٠٢٤ پاریس دید. حدود ۴۰درصد از کل افرادی که در این واقعه ورزشی بینالمللی اعلام پناهندگی کردهاند، ورزشکاران ایرانی بودند و ٦٠ درصد بقیه، از کل کشورهای دیگر جهان.
ورزشکاران ما با همه محرومیتها، محدودیتها از یک طرف و بیکفایتیها و فساد و بیمدیریتی جاری در کشور از طرف دیگر، نه تنها چالش حرفهایِ رویارویی با حریفان بینالمللی خودشان را به دوش میکشند، بلکه باید با سیاستهای سفت و سخت و احمقانهای که توسط دستگاه حاکم تحمیل میشد هم مبارزه کنند.
فساد مالی و عدم حمایت از ورزشکاران ،یکی از دلایل بی شمار فرار ورزشکاران ایرانی از کشور است. هیچ ورزشی نیست که ورزشکارانش از بینظمی یا عدم دریافت دستمزدهایشان و پاداشهای وعدهدادهشده گلایه نکنند. به عنوان نمونه، در ماجرای مدالآوران بازیهای آسیایی هانگژوی چین در سال ۲۰۲۲ ، ورزشکاران تا ماهها پس از موفقیت، پاداشهایشان را دریافت نکردند در حالی که مدیران ورزشی با انواع فسادهای مالی مشغول پرکردن جیبهای خودشان هستند.
نبود امکانات ورزشی هم تیشهی دیگهایه که مدام دارد به ریشههای ورزش ایران میخورد. ورزشکاران نخبه در بسیاری از رشتهها، به دلیل کمبود یا عدم امکانات مناسب، ناچارند در شرایط نامساعد تمرین کنند. مثلا فوتبال زنان ایران با مشکلات اساسی در تامین حتی ابتداییترین امکانات مثل زمین تمرین و پوشش مناسب مواجهه است.
اخیرا هم که باشگاههای ایرانی و تیم ملی از برگزاری مسابقات بینالمللی در ورزشگاههای استاندارد محروم شدهاند و بازیها در زمینهایی برگزار میشود که نه تنها کیفیت تمرین را پایین و خطر مصدومیت را بالا میبرد، بلکه مایه آبروریزی ایران در عرصه جهانی همم است.
سرنوشت ورزشکاران در آنسوی میدان
- سعید ملایی در تیم ملی مغولستان، در سال ۱۳۹۹ موفق به کسب مدال نقره المپیک توکیو شد و همچنان به دنبال مقامهای بینالمللی فراوان دیگر است..
- کیمیا علیزاده در بازیهای المپیک ۲۰۲۴ پاریس به عنوان عضو تیم ملی بلغارستان شرکت کرد و مدال برنز این رقابتها را کسب کرد.
- علیرضا فیروزجا که به عنوان یکی از برجستهترین استادان شطرنج جهان، برای تیم ملی فرانسه رقابت میکند، در مسابقات جام سینکفیلد ۲۰۲۴ (Sinquefield Cup)، که یکی از مهمترین رقابتهای شطرنج کلاسیک است، به موفقیتهای خودش ادامه داد.
قهرمانان ما در کشورهایی که به آنها پناه دادهاند، فرصتهایی را یافتهاند که در ایران ایشان دریغ شده بود. این کشورها نه تنها آزادی و امنیت – که از حقوق اولیه انسان است -، بلکه امکانات پیشرفت ورزشی آنها را فراهم کردهاند.
این ورزشکاران، خارج از ایران، و به دور از فشارهای جمهوری اسلامی، بارها و بارها آزادانه از اعتراضات مردم حمایت کردهاند و میکنند، حمایتی که در ایران به پایان زندگی حرفهای ورزشکاریشان ختم میشد.
سیاستهای ضد ایرانی جمهوری اسلامی باعث فرار گستردە مغزها و نخبگان شده، که فقط بخشی از آن را ورزشکاران تشکیل میدهند. بحرانی که خسارات جدی به کشور وارد کرده است. فرار استعدادهای برجسته در حوزههای مختلف، به کاهش توانمندیهای علمی و اقتصادی کشور منجر شده است.
با مهاجرت نخبگان، ایران نه تنها از مزایای توانمندیهای آنها محروم میشود، بلکه تصویری ضعیف از خودش در جامعه جهانی به نمایش میگزارد. وضعیتی مخرب برای ایران و سیاستی کاملا احمقانه که حتی برای خود دیکتاتور هم سود آور نیست. نخبگانی که به کشورهای دیگر پناه میبرند، نه تنها موفق به کسب افتخارات جهانی برای کشورهای میزبان و شرم برای دیکتاتور میشوند، بلکه بدون واهمه در غربت، صدای نارضایتی و سرکوب مردم داخل کشور را در سکوهای مهم دنیا به گوش جهانیان میرسانند.