این ویدیو بر اساس پیام یکی از مخاطبان توانا ساخته شده است. او در پاسخ فراخوان ما که برای تعدادی از جوانان فعال در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ فرستاده بودیم و خواسته بودیم خواستهها، انگیزهها، چالشها و تجربههای جوانان ایرانی را توصیف کنند و به خصوص بگویند «زندگی معمولی» برای یک جوان ایرانی چیست و چه توقعاتی دارند و در خیزش «زن، زندگی، آزادی» چه تجربهای آموختهاند و پیامشان برای جوانان دیگر در ایران و کشورهای دیگر چیست، یک فایل صوتی فرستاده است، اما به دلیل اینکه بیم شناساییشدن داشت ما تلاش کردیم این پیام را با وفاداری به نوع گویش، لحن و بغضهای او توسط یکی از گویندگانمان بازخوانی کنیم.
فراموش نکنید که این پیامِ تاثیرگذارِ یکی از میلیونها جوان معترض ایرانی است که تبعیض و درد و رنج را با تمام وجودشان حس کردهاند. او به عنوان یک معترض در کف خیابان برای آزادی مبارزه کرده و در قالب این پیام به نمایندگی از جوانان ایران خواسته آنها را بیان میکند و میگوید که چه انتظاری از جهانیان دارند و چرا همچنان بر مبارزه ایستادگی میکنند؟
او میگوید: «دختری که به اندازه ابراز هویت خودش هم آزاد نیست و امنیت ندارد، میخواهد برایتان از رویای آزادی بگوید، از قصه ایران
من بهار هستم!
یکی از میلیونها جوان ایرانی میخواد براتون از رویای آزادی بگه میخواد براتون از قصه ایران بگه من بهار هستم؛ دختری که در اعتراضات ایران دستگیر شد
آزار جنسی دید، تحقیر شد، شکنجه شد
ولی اینجاست که برای شما نه از شکستن، که از شکفتن بگه به من گفتن از انگیزهت برای مبارزه بگو،
و من خندهم گرفته بود؛ مگه مبارزهکردن انگیزه میخواد؟
ما برای مبارزهکردن انگیزه نمیخوایم،
ما چارهای به جز مبارزهکردن نداریم من توی کشورم بهکل نمیتونم حرف بزنم
دختری معمولی مثل مهسا امینی مثل سارینا مثل نیکا مثل خیلیهای دیگه
اینجا آزادی برای ما یک تمرین روزمره شده
من یک جوان معمولیم و آرزو دارم یک زندگی معمولی داشته باشم
ما هم میتونیم جهان رو به جای بهتری تبدیل کنیم کشور من رو با دولت اون نشناسید،
ما از درون در حال مبارزه با این هیولای خونخواریم این تاریکی، یعنی صبح نزدیک است
آیا در منشور حقوقبشر جایی هم برای حقوق ما هست؟