زهرا شهباز طبری، مهندس بازنشسته و مادر دو فرزند، اکنون (آبان ۱۴۰۴) در شصتوهفتسالگی در زندان لاکان رشت با حکم اعدام روبهروست. زنی که بیش از سی سال از عمر خود را صرف خدمت در اداره برق گیلان کرد، اما امروز به اتهام «بغی» از طریق عضویت در «گروه تروریستی منافقین» (مجاهدین خلق) محکوم به مرگ شده است؛ اتهامی که نه در مدارک پرونده اثبات شده، نه در گفتار خانوادهاش و نه در منطق قانون، مصداق دارد.
بازداشت بدون حکم قضایی
صبح روز بیستوهشتم فروردین ۱۴۰۴ (هفدهم آوریل ۲۰۲۵)، پنج مامور امنیتی – یکی از آنها زن بود – بدون حکم ورود به منزل، وارد خانه زهرا شهباز طبری در رشت شدند.

به گفته خانواده، ماموران او و دخترش را در گوشهای از خانه نشاندند و مجبورشان کردند دستانشان را روی زانو بگذارند. سپس تمام خانه را زیرورو کردند، تلفن همراه، لپتاپ، آیپد و دیگر وسایل شخصی را ضبط کردند و زهرا را با خود بردند.
او همان روز از بازداشتگاه تماس کوتاهی با خانوادهاش میگیرد و اطلاع میدهد که به زندان لاکان رشت منتقل شده است. پسرش، سروش سماک، میگوید: «مادرم یک ماه در انفرادی بود، تحت بازجویی و فشار روانی. بعد از آن، پروندهاش بیهیچ مدرک مشخصی به دادگاه فرستاده شد.»
دادگاهی دهدقیقهای، با صداهای قطع و وصل
بر اساس دستنوشته خانم شهباز طبری که بهدست آموزشکده توانا رسیده، جلسه دادگاه او در شعبه یکم دادگاه انقلاب رشت به ریاست قاضی احمد درویشگفتار برگزار شده است.


او در این نامه نوشته است: «در دادگاه صدا قطع و وصل میشد. وقتی اعتراض کردم، گفتند با تلفن وصل شو. فقط یک سؤال پرسیدند: آخرین دفاع چیست؟ جواب دادم، ولی در صورتجلسه ننوشتند. ده دقیقه بیشتر طول نکشید و حکم مرگ صادر کردند.»
او در ادامه مینویسد که صورتجلسه دادگاه سه روز بعد برای امضا آورده شده، در حالیکه «حکم اعدام پیشتر و در ساعت ۹:۲۰ صبح همان روز صادر شده بود».
در همین دستنوشته، به «اختلال سیستم صوتی» در جلسه دوم بازپرسی هم اشاره شده است؛ نشانهای از روندی که او آن را «فاقد عدالت قضایی» توصیف کرده است.
اتهام «بغی»؛ از قانون تا واقعیت
اتهام اصلی در حکم او «بغی از طریق عضویت در گروه تروریستی منافقین» ذکر شده است. اما در واقع، هیچ مدرکی مبنی بر فعالیت مسلحانه یا حتی ارتباط تشکیلاتی با چنین گروهی در پرونده وجود ندارد.
خانم شهباز طبری در نامهاش تصریح کرده است که تنها دو سند ادعایی در پروندهاش وجود دارد:
یکم. تکهپارچهای که روی آن نوشته شده بود «زن، مقاومت، آزادی» و مأموران مدعی شدند او آن را در جایی نصب کرده است؛
دوم. یک فایل صوتی شخصی که در خانه ضبط شده و هرگز برای کسی ارسال نشده است.

او در نامه میپرسد: «آیا این شعار ضد حکومت است؟ آیا یک ویس در گوشهی خانه میتواند دلیل بغی باشد؟ آن هم حکم اعدام؟!»
خانم شهباز طبری در دستنوشتهاش گفته که بر اساس مادهی ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی، بغی زمانی محقق میشود که گروهی بهصورت سازمانیافته و مسلحانه علیه اساس نظام جمهوری اسلامی قیام کند. اما سازمان مجاهدین خلق سالهاست فعالیت مسلحانه ندارد و در سطح بینالمللی نیز بهعنوان گروه مسلح شناخته نمیشود.
به همین دلیل، استناد دادگاه رشت به این ماده قانونی، حتی از دید بسیاری از حقوقدانان، مخدوش و فاقد مبنای فقهی و حقوقی است.
روایت پسر: «قضات میخندیدند وقتی حکم مرگ دادند»
در گفتوگوی اختصاصی با ایرانوایر، سروش سماک، پسر خانم شهباز طبری، میگوید:
«جلسه دادگاه فقط ده دقیقه طول کشید و ویدیوکنفرانسی بود. وقتی مادرم صحبت میکرد، قضات با هم میخندیدند و در همان حال حکم اعدام را صادر کردند. نه وکیل داشت، نه اجازهی دفاع واقعی. فقط یک نمایش کوتاه بود.»
او اضافه میکند که مادرش حتی عضو هیچ سازمانی نبوده و در دوران بازنشستگی تنها به فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی محدود مشغول بوده است:
«مادرم قربانی تبانی سیاسی است. او نه فعال سیاسی بود، نه عضو رسمی گروهی. تنها گناهش این بود که اهل فکر و عقیده است.»

شکنجه روانی و فشار بر خانواده
به گفته سروش سماک، مادرش در دوران بازجویی بارها تهدید شده که اگر اعتراف نکند، فرزندانش را بازداشت خواهند کرد.
او میگوید:
«مادرم شکنجه روحی شد. تهدیدش کردند که بچههایت را دچار مشکل میکنیم. او حالا از نظر روحی خیلی آسیب دیده، لاغر و نحیف شده و صدایش در تماس تلفنی میلرزد.»
زمینهحقوقی و الگوی تکراری
اتهام «بغی» در سالهای اخیر، بهویژه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، به برچسب جدیدی برای حذف معترضان سیاسی تبدیل شده است.
همین اتهام برای شریفه محمدی، فعال کارگری، پیمان فرحآور، شاعر گیلانی، و ورَیشه مرادی و پخشان عزیزی، فعالان سیاسی، نیز مطرح شد. در مواردی، پس از اعتراض وکیل یا فشار افکار عمومی، حکم اعدام به زندان طولانیمدت تبدیل شد، اما در بسیاری موارد دیگر، احکام اعدام همچنان پابرجاست.
پرونده خانم طبری نیز در همان ساختار صدور احکام دستهجمعی و بیاساس قرار میگیرد؛ با قضاتی از خانواده «درویشگفتار» که نامشان در چند پروندهٔ مشابه از رشت تکرار شده است.
یک زن، یک مهندس، یک قربانی
زهرا شهباز طبری متولد ۱۳۳۷ است. او کارشناسی مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان و کارشناسیارشد انرژیهای پایدار از دانشگاه بوروس سوئد دارد. بیش از سی سال در اداره برق گیلان کار کرد و از اعضای رسمی نظام مهندسی ایران بود.
پسرش میگوید: «مادرم با سادگی و مهربانی زندگی میکرد. هیچ سلاحی نداشت، هیچ کار سیاسی نکرد. حالا او را متهم کردهاند به عضویت در گروهی که اصلاً عضو آن نبوده. اگر به خاطر باورها بخواهند اعدام کنند، باید همه را دار بزنند.»
نتیجهگیری: اعدام، نماد شکست عدالت
دستنوشته خانم شهباز طبری و شهادتهای خانوادهاش، تصویری هولناک از وضعیت دستگاه قضایی ایران ارائه میدهد:
دادگاههایی دهدقیقهای، بدون وکیل، با صداهای قطع و وصل، با قاضیانی که میخندند وقتی حکم مرگ صادر میکنند.
اتهامی که باید نشانهٔ شورش مسلحانه باشد، به شعاری روی پارچه و صدایی ضبطشده در خانه تقلیل یافته است.
زهرا شهباز طبری، مهندس بازنشستهای که تمام عمرش را در خدمت به صنعت برق ایران گذراند، امروز یکی از قربانیان استفادهٔ ابزاری از قانون برای سرکوب سیاسی است.
او در نامهاش نوشته بود:
«اساساهیچ دادرسی عادلانهای نداشتم. حکم پیش از صورتجلسه صادر شد. هیچ چیز مطابق قانون نبود.»
منابع
- دستنوشته زهرا شهباز طبری از زندان لاکان رشت – دریافتی آموزشکده توانا از سروش سماک فرزند زهرا شهباز طبری.
- گفتوگوی اختصاصی ایرانوایر با سروش سماک، آبان ۱۴۰۴ – گزارش رقیه رضایی.
- قانون مجازات اسلامی، مواد ۲۸۳ تا ۲۸۷.