هجدهم دیماه ۱۳۹۸ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با شلیک دو موشک، هواپیمای مسافربری متعلق به یک شرکت هوایی اوکراینی را هدف قرار داد و ۱۷۶ مسافر غیرنظامی آن را کشت. اغلب کشتهشدگان ایرانی بودند و تصاویر ماهوارهای که نهادهای اطلاعاتی آمریکایی، بریتانیایی و کانادایی منتشر کردند، بیبروگرد موشکهای شلیکشده را ایرانی و از داخل خاک ایران دانستند. فضا میان ایران و آمریکا، به علت هدفقرارگرفتن قاسم سلیمانی در فرودگاه بغداد متشنج بود و اگرچه همه چیز تحت رصد نهادهای نظامی و امنیتی کشورهای مختلف قرار داشت اما پروازهای هوایی در ایران معلق نشده بود! سخنگوی دولت حسن روحانی گزارشهای نهادهای خارجی مبنی بر وقوع این جنایت را تکذیب کرد؛ اما ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در ۲۱ دیماه تایید کرد که به علت «خطای انسانی» هواپیمای مسافربری را هدف قرار داده است! دانشجویان در دانشگاهها اعتراض کردند و تصاویر قاسم سلیمانی را پایین کشیدند و خواهان محاکمه علی خامنهای به عنوان رئیس کل ستاد نیروهای مسلح شدند. ویدا ربانی، اولین بار در دیماه همین سال به علت پوشش اعتراضات حقطلبانه علیه این جنایت، بازداشت شد. بازداشت اول او، البته یک روز بیشتر طول نکشید.

ویدا ربانی متولد ۱۳۶۸ و فارغالتحصیل رشته علوم سیاسی با درجه کارشناسی ارشد است و با روزنامههایی مانند شرق و هفتهنامه صدا همکاری داشته است. او بعدها در نامهای که در اعتراض به شرایط زندان نوشت، به سابقه آسیبهای روانی بازداشت خود در دیماه ۱۳۹۸ اشاره میکند: «این سابقه از اسفند ۹۸ بعد از آن آبان خونین و تهدیدهای اطلاعات سپاه، بعد از سقوط هواپیما و تجمع امیرکبیر و بازداشت وزارت اطلاعات شروع شده است… .» مقصود او از آبان خونین، جنایتی دیگر از جمهوری اسلامی است؛ قتلعام معترضان به افزایش ناگهانی قیمت حاملهای انرژی که بهسرعت اساس جمهوری اسلامی را هدف اعتراضاتشان قرار دادند، حدود یک ماه قبل از حمله به هواپیمای مسافربری. ربانی دوم آذرماه سال بعد – یعنی ۱۳۹۹ – هم در منزل خود بازداشت و به سلول انفرادی در اوین منتقل شد. خبرگزاری هرانا که خبر آزادی به قید وثیقه او را در ۳۰ آذرماه گزارش میکند، او را عضو حزب اتحاد ملت ایران معرفی میکند. آنتونی بلانگر، دبیرکل فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، نیز خواستار آزادی فوری ویدا ربانی شده بود.

دادگاه بدوی ویدا ربانی اواخر سال ۱۴۰۰ خورشیدی برگزار شد و این زن جوان و مبارز به تحمل ده سال حبس و محرومیتهای اجتماعی محکوم شد. چون به حکم اعتراض شد به دادگاه تجدیدنظر رفت و نهایتا «در اواخر مردادماه ۱۴۰۱، در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران، وی از بابت اتهام “توهین به مقدسات” به پنج سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” به چهار سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به هشت ماه حبس تعزیری و به اتهام “اخلال در نظم عمومی” به هشت ماه حبس تعزیری محکوم و تا پنج سال از فعالیت حرفهای اعم از فعالیت در شبکههای اجتماعی، دورهمی و فعالیت سیاسی محروم شد.»
خشم عناصر حکومت اسلامی از ویدا ربانی، در صدور چنین حکم سنگینی آشکار است. ربانی به عنوان دانشآموخته علوم انسانی و به عنوان شهروندی کاملا آگاه به حقوق خود و به وضع اسفبار جامعه، به میدان آمده بود و تداوم فعالیتش حتی در زندان هم موجب آزار ناقضان حقوق بشر بوده است. رادیوزمانه گزارش میکند که در حالی که عناصر سرکوب پروندههای متعددی علیه ربانی به جریان انداخته بودند، او در خردادماه ۱۴۰۰ از زمره کسانی بوده که با حضور در یکی از دفاتر قضایی تهران، علیه آمران و عاملان صدور حکم سلول انفرادی، شکایتی تنظیم کردهاند؛ مطابق با بیانیه این کنشگران، سلول انفرادی مصداق شکنجه است و تنها در شرایط کاملا ویژه و به منظور تحقیقات باید انجام گیرد، نه به منظور فشار بیشتر و انتقامجویی. همینطور در شهریور همین سال، ویدا ربانی با حضور در برابر سفارت پاکستان، از مقاومت در پنجشیر علیه حکومت طالبها حمایت کرده و علیه «امارت اسلامی افغانستان» شعار داده بود.

فاطمه مهاجری، مادر این زن مبارز، در نامهای به اژهای، رییس قوه قضاییه، از ظلم لگامگسیخته این دستگاه شکایت میکند و از جمله از بازداشت ویدا ربانی در منزل شخصیاش، مقارن با خیزش انقلابی مهسا خبر میدهد. مهاجری مینویسد: «در حالی که پرونده ویدا به شعبه اجرای احکام رفته و او آماده اجرای حکمش بود، در اول مهرماه ۱۴۰۱ وقتی که تنها ۴ روز از اعتراضات گذشته بود در منزل شخصی خود توسط وزارت اطلاعات به همراه همسرش، که تازه زندگی مشترکشان را آغاز کرده بودند بازداشت میشوند؛ و این اتفاق آغاز مسیری دوباره بود که طی آن دخترم در معرض بیعدالتیهای بزرگ قرار گرفت. از روزهای تلخ و پر اضطراب بازداشت او در ۲۰۹ که بدون بازجویی جدی ۴۰ روز ادامه پیدا کرد و مشتکوبیدن بر چهره نازنینش در آن ایام میگذرم، چراکه در همه مدت بازداشت تصور میکردم آن زمان که پرونده از دست وزارت اطلاعات خارج شود و مرحله تحقیق را سپری کند، به واسطه بیگناهیاش، بیشک در محضر دستگاه قضایی تبرئه خواهد شد. تصویر امیدواری که به سیاهی و شگفتی انجامید. هنوز داغ حکم ناعادلانه ۳ سال حبس تعزیری و ۲ سال حبس تعلیقی، بر دل ما سرد نشده بود که این بار با رأی عجیب و ناعادلانهی ۷ سال ۳ ماه حبس تعزیری برای آنچه بعید میدانم حتی یک برگ مستندات برای اثبات آن وجود داشته باشد، مواجه شدیم.»
علیرغم شکواییه مادر، حکم حبس ویدا ربانی اجرا میشود. خبرگزاریها گزارش کردهاند که در خردادماه ۱۴۰۲ ویدا به مرخصی درمانی آمده است. نامه مشهور ویدا ربانی در افشاء خشونت ماموران در بازداشتگاهها و رفتارهای زشت و غیرانسانی «پزشک-بازجوها» مربوط به همین زمان است. وقتی که خبرگزاری میزان – وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی – بدون توجه به محرمانهبودن گزارش پزشکی، به سوابق استفاده از داروهای اعصاب و روان در پرونده ویدا ربانی اشاره میکند، این زن جوان و آزاده در قالب پرسش به موارد عدیده نقض حقوق انسانی زندانیان در زندانهای جمهوری اسلامی میپردازد و جمعی از مسئولان زندانها را به شرایط نامتعادل روانی متهم میکند.
در قسمتی از متن کامل این نامه که توسط دادبان منتشر شده، آمده است:
«امثال من و خیلیهای دیگر، آسیبدیدگان نهادهای امنیتی و قوه قضاییه هستیم. اما کاش به فکر این باشید که برای آنها که خطرناک و آسیبزننده هستند پرونده روانپزشکی تشکیل دهید. مثلا آن ماموری که بعد از اعتراض من به ادبیات بیادبانهاش با مشت توی صورت من کوبید و به من گفتید یکی از اقوامش در حوادث اخیر کشته شده و عصبانی است توسط روانپزشک ویزیت شده؟ آرامبخش مصرف میکند یا عصبانیتش هنوز ادامه دارد و بازداشتیها را مورد ضربوشتم قرار میدهد؟ آن مامور زن بازداشتگاه ۲۰۹ که لباسی را پیچیده بود دور بازوهای من و مرا روی زمین میکشید و فریاد میزد دست و پایش را بشکنید و بیندازیدش داخل سلول، همان که به دخترهای بازداشتی گفته بود آرزو دارم زیر چارپایه تکتک شما بزنم هنوز مشغول کار است یا مرخصی درمانی که مستحقش هست را به او دادهاید؟ آن پزشک-بازجوی شما که بعد از اعتصاب غذای من در حالی که در یک هفته ۹ کیلو وزن کم کرده بودم و قند من به ۵۰ رسیده بود میگفت خیلی هم خوبی و دروغ میگویی و اعتصاب غذا نیستی، هنوز بازداشتیهای ۲۰۹ را ویزیت میکند و به همه میگوید دروغ میگویند و به نظرش همه تمارض میکنند؟ باور کنید اینها نشانه اختلال روانی پزشک شماست. وقتی کارکنان شما اینها هستند و مثل خیلی بیمارهای سایکوتیک اصلا درکی ندارند که خطرناک هستند، طبیعی است امثال من که گذرم به این افراد افتاده امروز داروی اضطراب و افسردگی مصرف کنیم ولی حداقل برای دیگران خطری نداریم. کاش کمی نگران کارمندان خودتان باشید که نیاز به درمانهای اورژانسی دارند.»

در همین نامه است که ربانی به پخش داروهای خوابآور، ضدافسردگی و شادیآور مانند پوکساید، کلونازپام، ترانکوپین و… در میان زندانیان اشاره میکند؛ این داروها که باید تحت نظر پزشک و با نظم بخصوصی تجویز شود، مطابق با افشاگری ربانی، در چرخی که به «کالسکه شادی» مشهور است در میان زندانیان توزیع میشود! این قبیل داروها که از دید علم داروشناسی، عموما عوامل افزایش سروتونین هستند (Serotonin Agents)، به مجرد آنکه ناگهان قطع شوند، عوارض ترک (Withdrawal Syndrome) میآورند که میتواند فوقالعاده خطرناک باشد و حتی به خودکشی منجر شود. ربانی در این نامه به نام یلدا آقا فضلی، دختری ۱۹ساله، اشاره میکند که کوتاهمدتی پس از مرخصی از زندان، خبر فوت او منتشر شد! ربانی مینویسد که پزشکان و پرستارانی که در این محیطها پروتکلهای شغلی خود را زیر پا میگذارند باید احساس مسئولیت کنند:
«… به چرخدستی داروهای اعصاب میگفتند کالسکه شادی! یک شب از حال و روز بعضی دخترها نگران شدم؛ خودم امتحان کردم به پرستار قرچک گفتم لطفا به من دو تا کلونازپام ۲ بدهید و دادند! همانجا قرص را پس دادم و به این وضعیت اعتراض کردم. کمی خودشان را جمع و جور کردند و من و منکنان گفتند آخر اصرار می کنند و… . این در حالی بود که فروش کافیمیکسهایی که درصد ناچیزی قهوه داشت را در بوفه قرچک ممنوع کردند و آنجا اصرار ما اهمیتی نداشت؛ چرا؟ چون قهوه محرک است؛ فاجعههایی مثل یلدا آقا فضلی از همین جاها شروع میشود.»
ویدا ربانی که از مهرماه ۱۴۰۱، مقارن با قیام مهسا-ژینا امینی، در حال سپریکردن حکم سنگین زندان خود است، مطابق با گزارش رسانهها، هیچ فرصتی را برای اعتراض به رفتارهای ضدانسانی حتی از داخل خود زندان، از دست نداده است. او به همراه همبندیهای خود، اردیبهشت ۱۴۰۲ به اجرای گسترده حکم اعدام توسط جمهوری اسلامی اعتراض کرده و در اردیبهشتماه و تیرماه ۱۴۰۳ نیز نام او پای نامه اعتراضی زندانیان آزاده به احکام ناعادلانه دیده میشود. در پی پیگیری وکیلاش، مقرر شده که ویدا ربانی ماهانه پنج روز به مرخصی درمانی بیاید. تصاویری که از چهره این زن مبارز و جوان، بیرون از زندان هنگام مرخصی مخابره شده است، مقاومت و امیدواری را تداعی میکند.