Search

سلما: آینه جنبش مدنی برابری حقوقی

سلما (Selma) یک فیلم سینمایی درام تاریخی محصول ۲۰۱۴ میلادی به کارگردانی ایوا دوورنی (Ava DuVernay) است که روایتی از مبارزه دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور برای برابری نژادی و حق رأی ارائه می‌کند. این فیلم تحسین منتقدان را به همراه داشت و به عنوان بازگویی یکی از لحظات مهم جنبش حقوق مدنی ایالات متحده آمریکا بسیار مورد توجه واقع شد. در این فیلم دیوید اویلوو (David Oyelowo) در نقش دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور نقش‌آفرینی می‌کند. اجرای بسیار خوب او رهبری کاریزماتیک دکتر کینگ را روایت می‌کند و فیلم به کنش‌گری، شجاعت و فداکاری مردمی نیز می‌پردازد که به مبارزه برای عدالت پیوستند. این فیلم نگاهی روشن و سرسختانه به خشونت و نژادپرستی سیستماتیکی ارائه می‌دهد که آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار در این دوران آشفته با آن مواجه بودند. سلما ادای احترامی است تاریخی به تلاش‌ها و فداکاری‌های خستگی‌ناپذیر کسانی که برای حقوق مدنی و عدالت اجتماعی مبارزه کردند و یک یادآوری تلخ از اهمیت پایدار مبارزه برای برابری و قدرت اقدام جمعی در مواجهه با بی‌عدالتی است. این نوشتار نگاهی است به تاثیر آفرینش‌های سینمایی در بازنمایی، بزرگداشت و آگاهی عمومی در زمینه قانون، حقوق شهروندی و عدالت. 

دیوید اویلو در نقش مارتین لوتر کینگ در فیلم سلما (منبع)

داستان فیلم در دهه ۶۰ میلادی و پس از تصویب قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ اتفاق می‌افتد. اگرچه آن قانون در آن زمان تصویب شده بود، جامعه آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار در اموری مانند ثبت نام برای رأی‌دادن با مشکلات بسیاری مواجه شد. این فیلم بازنمایی این واقعیت است که تصویب قانون پایان کار نیست. خشونت‌هایی که شهروندان «اقلیت» را هدف قرار می‌دهد در همان ابتدای فیلم به تصویر کشیده شده‌اند. یک زن سیاه‌پوست سعی می‌کند برای رأی‌‌دادن ثبت نام کند و تمام مدارک مورد نیاز برای ثبت نام را دارد اما به طرزی توهین‌آمیز به او می‌گویند اجازه ثبت نام را ندارد. آن‌ها یک دلیل جعلی برای ممانعت از ثبت نام او عنوان می‌کنند اما واقعیت مشخص است که رنگ پوست او دلیل اصلی تبعیض است.

شخصیت‌محوری تصویرشده در این فیلم مارتین لوتر کینگ جونیور است؛ کسی که رهبر اعتراض و مبارزه برای حقوق شهروندی بود و تلاش‌ها و پایان تراژیک زندگی‌اش کانون احترام‌ها و بزرگداشت‌های فراوانی در تاریخ معاصر بوده است. فعالیت‌های او و سایر فعالان برایشان گرفتاری‌هایی مانند زندان و تهدید به همراه آورد. سیاه‌پوستان که در آن زمان به اشکال متفاوت از حمایت قانونی محروم بودند مورد حمله اراذل و اوباش قرار می‌گرفتند، کتک می‌خوردند و کشته می‌شدند. در نتیجه همه این‌ها اعتراضات نیز افزایش یافت. تعجبی ندارد که این دوره شاهد دور باطلی از خشونت بود. بعضی از مردم از اوضاع جدید ناراحت بودند زیرا فکر نمی‌کردند که آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار باید حق رأی‌ داشته باشند یا اصلا سایر حقوق اولیه مدنی داشته باشند. در سلما، شهری که این فیلم در آن اتفاق می‌افتد، تعداد آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار بیش‌تر از سفیدپوستان است؛ عاملی که خود بخشی از نژادپرستان را خشمگین کرده‌ است.

راهپیمایان در هارلم، نیویورک. سال ۱۹۵۵ (منبع)

این‌که چنین فیلم‌هایی چه نقش قابل توجهی می‌تواند در آموزش عمومی بازی کند شایان توجه است. در سلما راهپیمایی‌ها به‌خوبی به نمایش گذاشته شده‌اند. شاید این نکته بسیار مثبتی باشد که تمام آن رنج‌ها و اشک‌ها برای تغییرات اجتماعی توسط نسل‌های بعد نیز دیده شود.

همچنین انجام چنین فعالیت‌هایی واقعا خطرناک بود. بسیاری در این کنش‌ها صدمه دیدند و بسیاری با هراس از تبعات احتمالی در آن شرکت می‌کردند. فیلم این نکته را نشان می‌دهد که چگونه عده‌ای حاضر به جان‌فشانی برای آزادی سایرین هستند و سفیدپوستان بیش‌تری نیز به تدریج به آن می‌پیوندند. همه گرد هم آمدند تا آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار را به حقوقی برسانند که شایسته آن بودند. ۵ ماه طولانی و سخت بعد، آن‌ها توانستند قانون حقوق رأی‌‌دهندگان سال ۱۹۶۵ را تصویب کنند. این امر به آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار حق رأی‌ و خدماتی را داد که طبق آن می‌توانستند بدون تبعیض سیستماتیک یا موردی، از آن بهره برند. دست‌کم روی کاغذ، دیگر کسی اجازه نداشت در ارائه خدمات به سیاهان تبعیض یا رفتار متفاوتی نسبت به آن‌ها نشان بدهد.

این‌ها همگی درس‌های مهمی است که کنشگران امروز نیز می‌توانند از آن بهره ببرند. با این وجود آموختن این درس‌ها از طریق کتاب‌ها و پژوهش‌ها نه ساده است و نه فراگیر. سینما می‌تواند دسترسی عمومی به تجربیات بشری را آسان‌تر کند و آموزش تاریخی را که لازمه پیشرفت فرهنگی در مسیر عدالت است ممکن سازد. 

تصویر یک پسر جوان شجاع در ۸ ژوئیه ۱۹۶۴ در تظاهرات مقابل دادگاه شهرستان دالاس در سلما (منبع)

البته نباید در نظر داشت که روایت سلما بدون نقد و بررسی پذیرفته شده است. بعضی ناظران به این اشاره کرده‌اند که فیلم پیچیدگی‌های سیاسی تغییرات اجتماعی که حقوق بشر نیاز به آن‌ها دارد را نشان نداده‌ است. برای مثال در فیلم چنین به نظر می‌رسد که جانسون، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، در تصمیم‌گیری برای اعمال قانون کند یا حتی نامتمایل بوده است و این دکتر کینگ را ناامید کرده بود. از سوی دیگر شاید جانسون با توجه به پیچیدگی‌های استفاده از ابزار قانونی منتظر فرصتی بود تا برای تغییرات پیرامون موضوع رأی‌گیری اهرم فشار سیاسی لازم پیدا شود. جانسون تجربه پیچیدگی زمان‌بندی در رویه‌های قانون‌گذاری را، از جمله پیرامون قانون کاهش مالیات کندی، داشت.

مسائل این‌چنینی پیچیده و ارائه روایت دقیق از آن بسیار دشوار است. به یک معنی، روایت فیلم در مورد جانسون درست است: او به عنوان یک رئیس‌جمهور باید با مسائل مختلفی دست و پنجه نرم می‌کرد. با وجود این، نگرش و فقدان یک رویکرد استراتژیک برای تصویب قانون حیاتی حقوق رأی‌ در سال ۱۹۶۵ به درستی نشان داده می‌شود. استراتژی در این نوع موارد پیچیده به رهبری بسیار هوشمندانه و تجربه بالا نیاز دارد. دکتر کینگ و رئیس جمهور جانسون رابطه صمیمانه و محترمانه‌ای داشتند. کینگ معتقد بود که جانسون تمام تلاش‌ها را برای حل مسئله حقوق شهروندی «با صداقت، واقع‌گرایی و با خرد» هدایت می‌کند. کینگ در زمانی که جانسون هنوز معاون رئیس‌جمهور در زمان کندی بود، با وی ملاقات کرده بود اما این دو دیدگاه‌های متفاوتی درباره حل بحران حقوق مدنی داشتند. این دو رهبر از لحاظ تاریخی رابطه سازنده‌ای داشتند، ارتباطات باز را حفظ کردند و به طور مثبت یکدیگر را برای ایفای نقش‌های حیاتی خود در جنبش حقوق مدنی تحت فشار قرار دادند.

همراهی دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور با فعالان حقوق مدنی در آخرین مرحله راهپیمایی خود از سلما به مونتگومری. آلاباما، مارس ۱۹۶۵ (منبع)

تا چه حد از یک فیلم سینمایی می‌توان انتظار داشت نقش و کارکرد مثبتی برای آموزش مدنی عمومی داشته باشد؟ یکی از انتقادات به فیلم سلما این بود که به غیر از نمایش احتمالا ناقص و اشتباه چهره جانسون، فیلم بیش از حد ساده و برای مقاصد نمایشی دراماتیزه شده است. برخی از منتقدان استدلال کردند که سلما به طور کامل نقش پرزیدنت جانسون در پیشبرد قوانین حقوق مدنی را به رسمیت نشناخته است. آن‌ها بر این باور بودند که فیلم او را به گونه‌ای دشمن جنبش حقوق مدنی نشان می‌دهد. از سوی دیگر عده‌ای حتی به اشاره ناکافی فیلم به سایر رهبران جنبش مدنی اشاره دارند. از دید آنان سلما در درجه اول بر دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور و رهبری او تمرکز کرد و دیگر چهره‌های برجسته حقوق مدنی را که نقش مهمی در کمپین سلما ایفا کردند، کنار گذاشته است. برخی از بینندگان احساس کردند که مشارکت افرادی مانند جان لوئیس یا فعالان زن باید بیش‌تر مورد توجه قرار می‌گرفت. عده دیگری نیز از فشرده‌سازی بیش از حد وقایع تاریخی و ساده‌انگاری شخصیت‌های موثر انتقاد کرده‌اند. آن‌ها استدلال می‌کردند که به شخصیت‌های ثانویه عمق و پیچیدگی کافی داده نشده است که ممکن است به تحریف برخی جزئیات تاریخی منجر شده باشد.

بعضی نیز به‌درستی به این نکته اشاره کرده‌اند که گرچه حق رأی از حقوق مهم و اساسی افراد است اما نژادپرستی و نابرابری امری است که به شکلی بسیار عمیق و گاهی سیستماتیک در اشکال دیگری وجود داشته و دارد که ممکن است به‌راحتی دیده نشود. در واقع سلما با همه قوت و ضعفش باید تنها به عنوان یک روایت از جنبه‌های تبعیض و نقض آزادی‌ها و حقوق بشر دیده شود. در برابر این انتقادها می‌توان این دیدگاه را مطرح کرد که مدیوم‌های رسانه‌ای از کتاب‌ها و نمایش‌ها گرفته تا سریال‌ها و فیلم و موسیقی هر چقدر تلاش کنند تا به بهترین شکل روایت‌گر واقعیت‌های تاریخی باشند باز هم ممکن است جنبه‌های مهم و پیچیده‌ای دیده نشود. این الزاما به معنای بی‌اثر بودن آثار هنری در گفتمان عمومی حقوق شهروندی و آزادی‌های مدنی نیست. با استفاده بجا و هوشمندانه از قدرت روایی فیلم‌ها می‌توان هزاران نفر را قادر ساخت موضوع‌های مهم بشری را از زاویه‌هایی ببینند که بدون آن امکان دسترسی به آن دیدگاه‌ها هرگز برایشان فراهم نمی‌شد. این احتمالا درست است که اگر به بسیاری از انسان‌ها صرفا اطلاعات و روایت نسبتا کاملی از آنچه در جهان در جریان بوده است یا هم اکنون در جریان است داده شود، بسیاری از مناقشات بر سر حقوق بشر به سمت حل‌شدن پیش خواهند رفت.

سلما بینش‌های ارزشمند دیگری برای فعالان مدنی و حقوق بشر ارائه می‌دهد. این فیلم تعهد دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور به اعتراض بدون خشونت را به عنوان ابزاری قدرتمند برای تغییر اجتماعی برجسته می‌کند. به علاوه این فیلم به‌خوبی به اهمیت ساختن اتحاد و پرهیز از کشمکش داخلی تاکید دارد. سلما بر اهمیت ایجاد ائتلاف‌های گسترده تاکید می‌کند. فعالان حقوق مدنی در این فیلم با گروه‌های مختلف از جمله رهبران مذهبی، دانشجویان و شهروندان عادی برای ایجاد یک جبهه واحد همکاری کردند. این رویکرد مشارکتی می‌تواند تأثیر تلاش‌های حمایتی را تقویت کند.

نکته مهم دیگری که این فیلم به نمایش می‌گذارد اهمیت برنامه‌ریزی و سازماندهی استراتژیک است. برای موفقیت در شرایط دشوار و زیر سرکوب، برنامه‌ریزی دقیق، اهداف روشن و چشم‌انداز بلندمدت ضروری است. سلما همچنین تاثیر و اهمیت پوشش رسانه‌ای و آگاهی عمومی از یک طرف و شجاعت و پایداری از سوی دیگر را بازتاب می‌دهد. درهم‌‌تنیدگی مسائل اجتماعی مانند مسائل زنان و سایر اقلیت‌ها و کارکرد روش‌های حقوقی نیز موضوع‌های دیگری هستند که ضمن دیدن این فیلم می‌توان به آن اندیشید.

 منابع و مطالعه بیش‌تر

انتشارات بیشتر ...