Search

پناهگاهی در کشاکش یک نسل‌کشی؛ پل روسساباگینا، یک مرد «معمولی»

درآمد

وقتی فعال سیاسی رواندایی، «پل روسساباگینا»، سوار یک جت خصوصی چارتر شده می‌شد، قرار بود در «بوجومبورا» در «بوروندی» فرود بیاید، اما در پایان سفر او خود را در «کیگالی» در «رواندا» یافت؛ جایی که حکومت رواندا او را به ارتکاب جرائم متعدد از جمله تروریسم متهم کرده‌ بود. در طول نسل‌کشی رواندا، روسساباگینا به نجات جان صدها نفر در هتلی که مدیریت آن را بر عهده داشت کمک کرده بود. با این حال، فعالیت‌های او پس از آن فاجعه او را در معرض خطر قرار داده و رودرروی حکومت رواندا قرار داد.

علی‌رغم این‌که روسساباگینا به دلیل نقش [مثبت] خود در جریان نسل‌کشی، به عنوان یک قهرمان مورد ستایش قرار می‌گرفت اما از سوی حکومت رواندا به عنوان یک مخالف سیاسی تلقی شد و به علت فعالیت‌هایش با جنجال‌ها، انتقادات و خطرات زیادی مواجه شد.[1] با این‌همه با وجود نگرانی در مورد خطرات ناشی از سفرش به بوجومبورا، او راهی یک برنامه سخنرانی در آن شهر شده بود.

روسساباگینا در کتاب خود با عنوان «یک مرد معمولی» می‌نویسد: «هنوز در بهت و تعجب هستم که مقامات سیاسی چگونه می‌توانند با خانواده‌هایشان سر میز بنشینند و اشتهایی برای غذاخوردن داشته باشند یا شب‌ها به خواب بروند، با این‌که می‌دانستند در واکنش [به نسل‌کشی] کوتاهی کرده‌اند. چه انسان‌ها که به علت کم‌توجهی و راحت‌طلبی سیاسی[2] قربانی شدند. به نظر من همین می‌تواند هر انسان خردمندی را تا آخر عمر در زندان وجدان خود نگاه دارد.»[3] امتناع پل روسساباگینا از نادیده گرفتن نقض حقوق بشر، نور فعالیت‌های سیاسی مداوم او را پرفروغ نگاه داشته و موجب شد با وجود خطرات و گرفتاری‌های سیاسی که برای شخص او ایجاد شده و نیز علی‌رغم اتهاماتی که به او وارد شد، به راه خود ادامه دهد.

جلد کتاب یک مرد معمولی

رواندا و تاریخ پیچیده و چالش‌برانگیزش

کشور رواندا در مرکز و شرق آفریقا، سرزمین مردم اکثرا «بانیارواندا»یی است که به سه گروه قومی اصلی تقسیم می‌شوند: هوتوها، توتسی‌ها و تواها. در سال ۲۰۲۱ کشاورزی، تقریبا یک چهارم تولید ناخالص داخلی رواندا را تشکیل می‌داد. قهوه و چای نیز محصولات اصلی صادراتی این کشور هستند.[4] رواندا در میان کشورهای جهان، از جمله کشورهایی محسوب می‌شود که پیشینه اقتصادی قدرتمندی ندارد و دچار مشکلات اقتصادی است. علی‌رغم تلاش‌ها برای بهبود و ثبات اقتصادی و با وجود کاهش نابرابری و رشد اقتصادی گسترده، هنوز بیش از نیمی درصد از جمعیت رواندا زیر خط فقر بین‌المللی زندگی می‌کنند.[5]

رواندا شاهد تاریخ پیچیده‌ای از حاکمیت قدرت‌های متفاوت و بعضا متخاصم با مردم بوده‌ است؛ مانند زمانی که گروه‌های قومی ساکن در آن توسط قدرت‌های استعماری آلمان و بلژیک تحت سلطه‌ای خشونت‌بار قرار گرفتند.[6] قبل از دوره استعمار، هوتوها، توتسی‌ها و تواها در هم‌زیستی نسبی زندگی می‌کردند. توتسی‌ها ۱۴درصد از جمعیت را تشکیل می‌دادند و عمدتا گله‌دار و نظامی بودند یا مشاغل اداری داشتند. هوتوها نیز تقریبا ۸۵ درصد از جمعیت رواندا را تشکیل می‌دادند و اکثریت آن‌ها کشاورز بودند.[7]

با قرارگرفتن تحت سلطه حکومت‌های استعماری، اختلافات هوتوها و توتسی‌ها عمیق‌تر شد. چراکه توتسی‌ها با وجود جمعیت نسبی کم‌تر، از قدرت و امتیازات بیش‌تری برخوردار شدند. اهمیت هویت قومی در رواندا تا این حد برجسته بود که در کارت‌های شناسایی صادرشده توسط حکومت بلژیک، قومیت افراد نیز در کنار مشخصات ظاهری‌شان ذکر می‌شد.[8]

پس از شورش هوتوها علیه سلطه توامان بلژیک و نخبگان توتسی در سال ۱۹۵۹، بسیاری از توتسی‌ها به بوروندی گریختند. پس از استقلال رواندا در سال ۱۹۶۲نیز این هوتوها بودند که کنترل حکومت را به دست گرفتند. این شد که به دلیل تبعیضی که علیه توتسی‌ها در جریان بود، تعداد زیادی از آنان رواندا را ترک کردند. در دهه ۱۹۹۰، با ورود جبهه میهنی رواندا (RPF) تنش گسترده بین گروه‌های قومی به درگیری مسلحانه تبدیل شد. این جبهه یک جنبش شورشی به رهبری توتسی‌ها بود که از اوگاندا پیشروی می‌کرد.[9] تشدید تنش و خشونت در نهایت به وقوع یک نسل‌کشی انجامید. همان‌طور که در بخش بعدی به تفصیل خواهد آمد، شبه‌نظامیان هوتو هزاران نفر از مردم توتسی و همچنین برخی از هوتوها و تواهای میانه[10]‌ را به قتل رساندند.

اما با وجود این تاریخ دردناک و بر اساس آمار بانک جهانی، کشور رواندا اکنون از یکی از سریع‌ترین اقتصادهای در حال رشد آفریقا برخوردار است؛ با کاهش بیش از ۱۷ درصدی فقر از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷، و پیشرفت‌هایی قابل‌توجه در بهداشت، آموزش و زیرساخت‌ها مانند دسترسی به برق.[11] با این حال، سازمان‌های حقوق بشری همچنان نگرانی قابل توجهی در مورد سرکوب مخالفان سیاسی و آزادی بیان توسط حکومت رواندا دارند.[12]

محراب کلیسای نتراما. ۵هزار نفر که در این کلیسا پناه گرفته بودند، با نارنجک، قمه، تفنگ و زنده‌سوزی به قتل رسیدند. Scott Chacon.

نسل‌کشی رواندا

رواندا در طول تاریخ خود محل زندگی چندین گروه قومی با ریشه‌های متفاوت و متشکل از قبایل مختلف بوده است. در قرن ۱۸ میلادی، قبیله توتسی نیگینیا[13] بر امور سیاسی رواندا تسلط نسبی داشت. در همین زمان، فاصله و تنش بین هوتوها و توتسی‌ها افزایش یافت، زیرا حاکمان توتسی خط مشی‌های خاصی را دنبال و به سایرین تحمیل می‌کردند که منحصرا به نفع قبیله خودشان بود. پس از این‌که نیروهای بلژیک در سال ۱۹۱۷ کنترل کشور را به دست گرفتند، یک تقسیم‌بندی دائمی از جمعیت رواندا شامل سه گروه توتسی، هوتو، و توا ارائه دادند. عاملان نسل‌کشی بعدا از اسناد هویتی مبتنی بر آن تقسیم‌بندی برای شناسایی قربانیان خود استفاده کردند.

شناسنامه صادرشده توسط بلژیک در رواندا که در آن قومیت فرد مشخص شده است. UN.

توتسی‌ها امتیازات اجتماعی خود مانند دسترسی به مشاغل بهتر و تحصیلات عالی را تا دهه ۹۰ میلادی حفظ کردند؛ امری که به آتش تنش‌های قومی دامن زد.[14] تنش‌های قومی در اواخر دهه ۵۰ با رشد جنبش سیاسی در میان هوتو‌ها افزایش یافت اما بخش‌هایی از تشکیلات توتسی در تلاش برای حفظ و تداوم امتیازات خود، مقابل تغییرات دموکراتیک مقاومت کردند. پس از چندین مرحله از حوادث تنش‌آمیز، نسل‌کشی تمام عیار وحشیانه‌ای در سال ۱۹۹۴ رخ داد که منجر به مرگ حدود ۸۰۰هزار تن شد.[15]

به قتل رسیدن رئیس جمهور وقت رواندا، جووینال هابیاریمانا، به عنوان جرقه آغازگر نسل‌کشی در رواندا عنوان می‌شود. در جریان نسل‌کشی، شبه‌نظامیان افراطی هوتو موسوم به «اِنترِهاموه»،[16] توتسی‌ها و هوتوهای میانه را هدف قرار دادند.[17] در یک بازه زمانی تقریبا صد روزه، مهاجمان با ابزارهایی مانند قمه و سلاح گرم دست به کشتار زدند و حتی پا را از این اعمال خشونت‌آمیز فراتر نهادند: تخمین زده می‌شود که ۲۵۰هزار تا ۵۰۰هزار زن و دختر در زمان نسل‌کشی مورد خشونت جنسی قرار گرفتند.[18] به عنوان بخشی از تبلیغات و کمپین رسانه‌ای ، اِنترِهاموه همچنین یک کارزار نفرت‌پراکنی تبلیغاتی به راه انداخت و ارتکاب خشونت علیه توتسی‌ها را ترویج می‌کرد.[19]و[20]

در حالی که نشانه‌ها و هشدارهای اولیه‌ای حاکی از وقوع احتمالی یک خشونت گسترده در رواندا از قبل مشهود بود، جامعه بین‌المللی در واکنش به آن کند عمل کرد. سازمان ملل متحد در آن زمان یک نیروی حافظ صلح در رواندا داشت که بخشی از ماموریت کمک سازمان ملل به رواندا به شمار می‌رفت، اما امر تاسف‌بار این‌جا بود که این نیرو اجازه استفاده از زور برای توقف خشونت را نداشت. بی‌عملی سازمان ملل در مداخله یا جلوگیری از نسل‌کشی رواندا را بعضی نه صرفا ناشی از بی‌خبری یا بی‌تفاوتی، بلکه بیش‌تر ناشی از محاسبات سیاسی و استراتژیک می‌دانند. پس از هفته‌ها اعمال قساوت‌آمیز، جبهه میهنی رواندا که پس از ترور هابیاریمانا[21] فعالیت خود را از سر گرفته بود، تحت رهبری پل کاگامه[22] کیگالی[23] را در اواسط ژوئیه تصرف کرد، کنترل کشور را در دست گرفت و به نسل‌کشی پایان داد. در نتیجه، بسیاری از افرادی که در نسل‌کشی دست داشتند به همراه هزاران پناهنده غیرنظامی از مرز عبور کرده و به زئیر گریختند.

حکومت جدید تحت تسلط توتسی‌ها بود و توسط کاگامه رهبری می‌شد؛ کسی که بعدا به عنوان رئیس ‎جمهور کشور انتخاب شد. این حکومت هویت قومی را از شناسنامه‌های رواندا حذف کرد. علاوه بر این، دادگاه‌هایی به منظور محاکمه جنایات مرتبط با نسل‌کشی به راه افتاد[24] و چندین مقام حکومتی پیشین محاکمه و محکوم شدند.[25]

محل یادبود نایاماتا، جمجمه‌ها. نایاماتا، رواندا. Fanny Schertzer.

پل روسساباگینا؛ مقاومت در برابر نسل‌کشی

در زمان نسل‌کشی در رواندا، پل روسساباگینا، مدیر یک هتل بلژیکی به نام «میل کولین» در کیگالی بود. روسساباگینا از پدری هوتو و مادری توتسی به دنیا آمده بود و خود را فردی میانه می‌دانست. از آن‌جایی که همسرش توتسی بود و برادران همسرش در جبهه میهنی رواندا چریک بودند، او روابط زیادی با جامعه توتسی داشت. ابه عنوان یک هتل‌دار با مشتریان بانفوذی از جمله افسران ارتش و سیاستمداران هوتو – که برخی از آن‌ها نفرت عمیقی از مردم توتسی داشتند – روابطی برقرار کرده بود.[26]

پل و تاتیانا روسساباگینا، World Oregon، پورتلند، اورگان، ایالات متحده آمریکا، 2024. World_Oregon.

روسساباگینا در هتل به تعدادی از توتسی‌ها و هوتوهای میانه که از نسل‌کشی فرار کرده بودند، پناه داد. در همان مراحل اولیه نسل‌کشی، حکومت تمام خطوط تلفن را قطع کرده بود و عملا هتل میل کولین از بقیه جهان جدا شده بود. برای جلب توجه جهان به وضعیت، روسساباگینا از همه ابزارهای موجود برای برقراری ارتباط استفاده کرد؛ از جمله از فکس به کاخ سفید، سازمان ملل متحد و شرکت مادر هتل. علاوه بر این، او برای جلوگیری از حمله شبه‌نظامیان هوتو دست به پرداخت رشوه و روش‌های متفاوت متقاعدسازی زد.

هم‌زمان با اوج‌گرفتن خشونت و نفرت شدید در رواندا، روسساباگینا به محافظت از افرادی که در هتل پناه گرفته بودند مصمم باقی ماند. اما او و خانواده‌اش پس از گذراندن ۷۶ روز در هتل راهی کمپی در خارج از کیگالی شدند.[27] روسساباگینا با وجود خطرات زیاد کمک‌های عطوفت‌آمیز خارق‌العاده‌ای به آسیب‌دیدگان و درماندگان انجام داد؛ علی‌رغم این‌که می‌دانست تندروهای هوتو کسانی را که به توتسی‌ها کمک می‌کردند، می‌کشتند. او بعدها می‌گفت که بشریت می‌تواند از طریق شفقت و همدلی بر شر غلبه کند. او همچنین نسبت به واکنش جامعه بین‌المللی عمیقا نومید بود؛ واکنشی که کند و ناکافی بود.[28]

ورودی هتل میل کولین، کیگالی، رواندا. SteveRwanda.

تحسین در سطح بین‌المللی

روسساباگینا به خاطر اقداماتش در جریان نسل‌کشی رواندا، مورد شناسایی و قدردانی جهانی قرار گرفته‌ است. در سال ۲۰۰۵ به دلیل شجاعت و شفقت قابل توجه در مواجهه با اعمال وحشیانه، مدال آزادی ریاست جمهوری ایالات متحده به او اعطا شد.[29] وی همچنین از دانشگاه گوئلف کانادا مدرک افتخاری دریافت کرد.[30] پیش از این جوایز نیز، در سال ۲۰۰۰ میلادی جوایزی را دریافت کرد: جایزه «انسانیت خادمان جاویدان»[31] به خاطر شجاعت و اقدام اخلاقی در جریان نسل‌کشی رواندا، جایزه آزادی موزه ملی حقوق مدنی و جایزه بشردوستانه بنیاد کنراد هیلتون.

فیلم «هتل رواندا» به کارگردانی تری جورج در سال ۲۰۰۴ نیز به شناخته‌شدن بیش‌تر روسساباگینا در سطح جهانی کمک کرد و نقش بی‌نظیر او در نجات جان صدها رواندایی در جریان نسل‌کشی را بازتاب داد. اگرچه فیلم مورد تحسین گسترده قرار گرفت، منتقدان اعتبار روایت آن را زیر سوال بردند و مدعی شدند که نقش روسساباگینا در فیلم به صورت اغراق‌آمیزی تصویر شده است و فیلم، او را به عنوان یک ناجی بدون عیب و اشتباه معرفی می‌کند.[32] پناهندگانی که در طول نسل‌کشی در هتل روسساباگینا پناه گرفته بودند، خاطرات کم‌وبیش متناقضی با آنچه در فیلم به تصویر کشیده شده دارند. در فیلم هتل رواندا، روسساباگینا فرشته نجاتی است که به افراد اجازه می‌دهد علی‌رغم ناتوانی در پرداخت هزینه، در هتل بمانند و با آنان مانند اعضای خانواده خودش رفتار می‌‎کند. اما افرادی که از نزدیک شاهد این وضعیت بودند، روایاتی از بهره‌کشی روسساباگینا از مهمانانی را به یاد می‌آورند که توانایی پرداخت هزینه اتاق‌هایشان را نداشتند. برخی حتی تحویل‌دادن مهمانان بی‌پول به نیروهای هوتو را به یاد می‌آورند که طبیعتا به قتل آن‌ها منجر می‌شد.[33] این مهم است که نقدهای وارد بر فیلم و شخص روسساباگینا را در نظر گرفت و تمام روایت‌های مربوط به اقدامات او در طول نسل‌کشی را به دقت بررسی کرد. در هر صورت، تصمیمات و اقدامات او در دوران پرهراس تاریخ رواندا موجب شده است که او در جامعه جهانی شناخته شود و اعتبار بگیرد.

پوستر فیلم هتل رواندا

ورود به حرفه سیاسی و چالش‌های جدید

پس از نسل‌کشی، روسساباگینا فعالیت‌های اجتماعی خود را آغاز کرد و در عمل قدم به دنیای فعالیت سیاسی حرفه‌ای گذاشت. او علاوه بر تاسیس جنبش «رواندا برای تغییر دموکراتیک» (RMDC)، که ائتلافی از گروه‌های مخالف از جمله جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) است، بنیاد هتل رواندای روسساباگینا را نیز تاسیس کرد که در زمینه حمایت از افراد بی‌سرپرست و بیوه در سطح کشور فعالیت می‌کند. روسساباگینا همچنین کتاب خاطرات خود را با عنوان «یک مرد معمولی» منتشر کرد. او در ۱۹۹۶از رواندا به بلژیک مهاجرت کرد و بعدها گرین‌کارت ایالات متحده آمریکا را نیز دریافت کرد.[34] پس از سال ۲۰۰۰، روسساباگینا زمان بیش‌تری را در ایالات متحده سپری کرد و در این مدت با مشاوران رسانه‌ای، سیاستمداران و دانشمندان رابطه برقرار می کرد تا حرفه جدید خود به عنوان مدافع حقوق بشر را پیش ببرد. او با معرفی خود به عنوان یک کنشگر پسا-هتل-رواندا، در راستای دفاع از صلح و دموکراسی فعالیت می‌کند.[35]

به نظر می‌رسد فعالیت‌های روسساباگینا دلیل اصلی هدف قرارگرفتن او توسط حکومت رئیس ‌جمهور رواندا، پل کاگامه، باشد. فعالیت‌های روسساباگینا پس از نسل‌کشی موجب افزایش تنش بین او و کاگامه شد. کاگامه او را به ‌عنوان یک مخالف سیاسی شناسایی کرد، نه یک فعال اجتماعی. روسساباگینا نیز کاگامه را دیکتاتوری معرفی کرد که باید سرنگون شود. در پی این کشاکش، حکومت رواندا روسساباگینا را به حمایت از گروه‌های شورشی و شرکت در حملات مرگبار در داخل کشور در سال ۲۰۱۸ متهم کرد. متحدان روسساباگینا این ادعاها را رد می‌کنند و همسرش نیز معتقد است که آن گروه‌های شورشی [هوتو] از او متنفر هستند؛ چرا که روسساباگینا از توتسی‌ها در طول نسل‌کشی محافظت کرده است. با وجود این، دادستان‌ها در رواندا ادعا می کنند که روسساباگینا شخصا در جمع‌آوری کمک‌های مالی و تهیه سلاح برای شورشیان دست داشته است.[36]

در سال‌های گذشته تهدیدهای امنیتی متعددی برای پل روسساباگینا و خانواده‌اش رخ داد. پس از حمله به منزل مسکونی وی در بروکسل و همچنین ربوده‌شدن خودرو او، نگرانی از امنیتش شدت گرفت. در نتیجه این خطرات بود که او و همسرش از بلژیک به تگزاس در ایالات متحده نقل مکان کردند. اما در ماه اوت ۲۰۲۰ بود که روسساباگینا به اتهام بنیان‌گذاری و رهبری جبهه آزادیبخش ملی (FLN) – یک گروه شورشی که مسئول چندین حمله مرگبار در رواندا بود – بازداشت و زندانی شد.[37] در طول دادگاه، روسساباگینا اتهامات خود را رد کرد و درباره بازداشت خود اعلام کرد که در «دبی» هدف آدم‌ربایی قرار گرفته و خلاف میل خود به رواندا آورده شده است. اما مقامات رواندایی می‌گفتند که وی بر اساس یک حکم بین‌المللی بازداشت شده است. در زمان بازداشت، روسساباگینا با سیزده اتهام از جمله تامین مالی تروریسم، هم‌دستی در قتل، جذب کودک-سربازان و سازمان‌دهی یک گروه شورشی روبرو بود.[38]

پل روساباگینا با وکلایش، دادگاه Nyarugenge، ۲۰۲۰. The New Times.

وکلای پل روسساباگینا اتهامات علیه وی را رد کردند. او معتقد بود جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) یک سازمان تروریستی نیست، بلکه گروهی از مردم است که از زندگی در کمپ‌های آوارگان خسته شده‌اند و جامعه بین‌المللی نیز توجهی به آنان نمی‌کند. روسساباگینا همچنین اظهار داشت که نقش او در FLN صرفا مربوط به امور دیپلماتیک بود، نه عملیات نظامی. در همین ارتباط مدیر بخش شرق و جنوب آفریقای عفو بین‌الملل، دپروس موچنا، بیانیه‌ای صادر کرد و در آن نسبت به بازداشت روسساباگینا و عدم حق دسترسی او به نمایندگی قانونی ابراز نگرانی کرد. عفو بین‌الملل همچنین گفت که حکومت رواندا در پرونده‌های قبلی که شامل منتقدان و مخالفان می‌شد، حقوق مربوط به محاکمه عادلانه را نقض کرده است.[39] سازمان‌های حقوق بشری و خانواده او نیز از جریان و روند دادگاه انتقاد کرده و مدعی شده بودند که با او منصفانه رفتار نشده است.[40]

پل روسساباگینا در ۲۵ مارس ۲۰۲۳ پس از دریافت عفو ریاست جمهوری از سوی پل کاگامه، از زندان آزاد شد. به گفته رئیس جمهور، این فرمان عفو با هدف ایجاد اتحاد و آشتی ملی صادر شد. خانواده روسساباگینا پس از آزادی وی به طور هم‌زمان ابراز خوشحالی و نگرانی کردند. در حالی که آن‌ها از این‌که او دیگر در زندان نیست، اندکی آسوده خاطر شده‌ بودند، اما به دلیل مشکلات سلامتی گزارش‌شده از دوره زندان روسساباگینا، نگران وضعیت او نیز بودند.[41]

روسساباگینا در سال‌های اخیر توسط تعدادی از منتقدان، از جمله شخص رئیس جمهور کاگامه، متهم شده است که از رنج قربانیان نسل‌کشی بهره برده و تاریخ رواندا را به نفع خود بازنویسی کرده است.[42] از دید منتقدان، تصویر هالیوودی روسساباگینا به عنوان یک قهرمان در «هتل رواندا» – فیلمی که مورد انتقاد گسترده قرار گرفته بود – به‌شدت به نفع او بوده و او را به شکل یک منجی مصون از خطا به تصویر کشیده‌ است. این تصویر، از دید منتقدان به نفع روسساباگینا تمام شد[43] و در نهایت موجب شد در جامعه بین‌المللی به او به دیده احترام نگریسته شود.[44] شهرت روسساباگینا در طول سال‌های پس از اکران فیلم به امری غامض و پیچیده تبدیل شده است؛ زیرا جوامع مختلف در سراسر جهان دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به وی و اقداماتش پیدا کردند. به دلیل این تفاوت در دیدگاه‌ها و نظرات، اکنون روسساباگینا در اذهان عمومی گروهی به عنوان یک قهرمان و در چشم گروهی دیگر به عنوان یک فرصت‌طلب فاسد دیده می‌شود. این امر باعث شده تا برخی او را مورد انتقاد قرار دهند و اقداماتش در جریان نسل‌کشی را زیر سوال ببرند، در حالی که برخی دیگر معتقدند این تصویر منفی توسط عوامل حکومتی رواندا ساخته و پرداخته شده است.

درس‌هایی از رواندا و روسساباگینا

استفان کینزر، روزنامه‌نگار واشنگتن پست، در مقاله‌ای که در سال ۲۰۰۶ منتشر کرد، چنین استدلال می‌کند که روسساباگینا از سوی حکومت رواندا قربانی یک کمپین بدنام‌سازی قرار گرفته است. به گفته کینزر، منتقدان روسساباگینا به دنبال بی‌اعتبارکردن او هستند تا اقبال عمومی به او برای اصلاحات سیاسی در رواندا را تضعیف کنند. کاترینا لانتوس سوئت، فعال رواندایی مدافع حقوق بشر، نیز ادعا می‌کند که تلاش‌هایی رسمی برای لکه‌دار کردن نام او در رواندا در جریان است.[45] به علاوه مشخص است که اتهامات رایج علیه روسساباگینا شباهت زیادی به همان اتهاماتی دارند که در سال ۲۰۰۷ در مطبوعات طرفدار حکومت علیه او منتشر می‌شد؛ یعنی بلافاصله پس از آن‌که انتقادات او از کاگامه آغاز شدند.

آشکارسازی و توجه به ماهیت پیچیده شهرت بین‌المللی روسساباگینا اهمیت زیادی دارد؛ چراکه به ما کمک می‌کند تاثیر روایت‌های رایج از او را تشخیص دهیم و بررسی کنیم. در نمونه روسساباگینا می‌توان مشاهده کرد که چگونه یک فیلم توانست داستان این فرد را برای جهان بازگو کند و روایت عمومی را شکل دهد، و در همان حال حافظه جمعی رواندا باعث شد تصویر برجسته از او در فیلم زیر سوال رود. به علاوه توجه به نقش حکومت رواندا در شکل‌دادن به اذهان عمومی نیز شایان توجه است. قهرمانان و تبهکارانی که در روایت‌های تاریخی ظاهر می‌شوند هرگز داستان سرراستی ندارند، بلکه همواره تاریخی پیچیده و مملو از خاطراتی متفاوت وجود دارد که روایت‌های موجود را به چالش می‌کشد. نکته کلیدی این‌جاست که ضمن آگاهی از روایت‌ها، انتقادها و دیدگاه‌های مختلف، از درسی اساسی که تجربه روسساباگینا به ما آموخته است الگو بگیریم: اقدامات فردی ما این قدرت را دارند که ذهن و زندگی مردم را در سراسر جهان تغییر دهند. حتی اگر تعداد افرادی که روسساباگینا در طول نسل‌کشی نجات داد بسیار کم‌تر از تعداد تمام افرادی باشد که جان شیرین خود را از دست دادند، اثرگذاری او از طریق بازگویی داستانش، تاثیرش را فراتر از هر مرز ملی گسترش داده است و به آن ابعاد جهانی بخشیده است؛ چراکه داستان پل روسساباگینا داستانی حقیقتا الهام‌بخش است.

نسل‌کشی رواندا به عنوان هشداری بزرگ در مورد خطرات سوءاستفاده از اختلافات قومی و سیاسی برای به‌دست‌آوردن قدرت شناخته می‌شود. علاوه بر این، این واقعه تاریخی بر اهمیت مداخله زودهنگام برای جلوگیری از فاجعه و همچنین نیاز به همکاری بین‌المللی در رسیدگی به بحران‌های پیچیده با اهداف بشردوستانه تاکید می‌کند. خشونت قومی می‌تواند برای مدت طولانی ادامه داشته باشد. احساسات منفی و رنجش‌های تاریخی می‌توانند از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند و منجر به خشونت بیش‌تر در آینده شوند. همان‌طور که جامعه رواندا بازسازی می‌شود و به پیش می‌رود، رسیدگی به این نوع مسائل و احساسات به عنوان یک چالش مداوم اجتماعی باقی می‌ماند. گرچه نسل‌کشی در ژوئیه ۱۹۹۴به پایان رسید، اما فعالان مدافع حقوق بشر در رواندا و رهبران اجتماعی مانند پل روسساباگینا هشدار می‌دهند که تنش‌های قومی در این کشور همچنان شدید هستند و هر لحظه ممکن است به فاجعه‌ای دیگر بینجامند.

نمونه پل روسساباگینا درس‌های ارزشمندی برای فعالان سیاسی در کشورهایی که با حکومت‌های تمامیت‌خواه و تبعیض‌گر مواجه هستند به دنبال دارد. ایران اگرچه نسل‌کشی را تجربه نکرده است، اما خط‌مشی‌هایی که رژیم مستقر در ایران برای دسترسی به اطلاعات، شکل‌گیری روایت‌ها و اعمال محدودیت‌های اجتماعی به کار می‌گیرد، در بسیاری از ویژگی‌ها مشابه وضعیت در رواندا در زمان نسل‌کشی است. بی‌اعتنایی و سوء‌استفاده از گروه‌های اقلیت از طریق برخوردهای ناعادلانه، و همچنین کنترل جریان اطلاعات توسط حکومت و القاء روایت‌ دل‌خواه از واقعیت که در جریان نسل‌کشی رواندا اعمال شد، همانند اقدامات رژیم جمهوری اسلامی است که در حال حاضر زندگی بسیاری از ایرانیان را با محدودیت‌های بزرگی مواجه کرده است. در نمونه روسساباگینا می‌توان شاهد بود که چگونه جلب توجه بین‌المللی به وضعیت او، هم میزان دسترسی‌‌اش به منابع حمایتی و هم امکان اقدام و عمل را افزایش داد تا او بتواند آگاهی از نسل‌کشی را گسترش دهد. در حالی که اقدامات شجاعانه روسساباگینا در طول نسل‌کشی گام‌های نخستین او در مسیر فعالیت‌های حقوق بشری بودند، اما همین گام‌های نخستین، به بازشناسی و تایید وسیع بین‌المللی کارهای او انجامید و فرصت‌های مهم کنشگری پیشگیرانه را برای او فراهم کرد. این امید وجود دارد که خاطره جمعی بزرگی از نقض حقوق بشر توسط رژیم رواندا در اذهان مردم زنده بماند تا در صورت وقوع مجدد چنین چیزی، جامعه جهانی با درس‌گرفتن از فاجعه، برای جلوگیری از نسل‌کشی بیش‌تر، در همان مراحل اولیه وارد عمل شود.

یک درس مهم دیگر از بررسی نمونه روسساباگینا این است که در نظر بگیریم هیچ چیزی به شکل صفر یا یک نیست: حتی رژیم‌هایی با دستاوردهای اجتماعی می‌توانند ارزش‌های حقوق بشر از جمله حق یک محاکمه عادلانه را نقض کنند. حکومت کنونی رواندا دستاوردهای مناسبی در زمینه بازسازی کشور پس از نسل‌کشی و بهبود سیستم بهداشت و آموزش داشته‌ است، اما تعهد آن به دموکراسی و حفاظت از جامعه مدنی اغلب مورد تردید قرار دارد.[46] روسساباگینا بخش بزرگی از زندگی خود را وقف حمایت از رویکردهای دموکراتیک در سراسر جهان کرده است تا حتی در نظامی که جامعه را پس از آن دوره نقض حقوق بشر مدیریت می‌کند، عاملان خشونت مسئول شناخته شوند و اصلاحات دموکراتیک بتواند به طور پایدار از حقوق بشر محافظت کند.


[1] Masters, B. “He Was the Hero of ‘Hotel Rwanda.’ Now He’s Accused of Terrorism.” The New York Times Magazine, March 2021.

[2] Political Convenience.

[3] Rusesabagina, Paul. An Ordinary Man An Autobiography (New York, NY: Penguin Books, 2006).

[4] Aaron O’Neil. “Rwanda: Share of Economic Sectors in the Gross Domestic Product from 2011 to 2021.” Statistica, December 2022.

[5] World Bank. “Poverty and Equity Brief: Rwanda.” World Bank Group, October 2020.

[6] Masters, B. “He Was the Hero of ‘Hotel Rwanda.’ Now He’s Accused of Terrorism.”

[7] UN. “Rwanda: A Brief History of the Country.” United Nations Office on Genocide Prevention and the Responsibility to Protect.

[8] Timothy Longman. “Identity Cards, Ethnic Self-Perception, and Genocide in Rwanda.” In Documenting Individual Identity: The Development of State Practices in the Modern World, edited by Jane Caplan and John Torpey, 345. Princeton, NJ: Princeton University Press, 2001.

[9] Masters, B. “He Was the Hero of ‘Hotel Rwanda.’ Now He’s Accused of Terrorism.”

[10] منظور از میانه، افرادی است که والدین‌ آن‌ها از دو گروه قومی متفاوت بودند. مثلا یکی از والدین هوتو و دیگری توتسی بوده است.

[11] World Bank. “Poverty and Equity Brief: Rwanda.”

[12]Rwanda.” Encyclopedia Britannica.

[13] Nyiginya.

[14] UN. “Historical Background of the Rwanda Genocide.” United Nations Office on Genocide Prevention and the Responsibility to Protect.

[15]Rwanda genocide: 100 days of slaughter.” BBC News, 6 April 2014.

[16] Interahamwe.

[17] UN. “Historical Background of the Rwanda Genocide.” United Nations Office on Genocide Prevention and the Responsibility to Protect.

[18] Ibid.

[19] BBC NEWS Africa. “How Could the Rwandan Genocide Happen?” YouTube, 27 Mar. 2019.

[20] “Rwanda genocide: 100 days of slaughter.” BBC News.

[21] Habyarimana.

[22] Paul Kagame.

[23] کیگالی، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر رواندا است.

[24] Masters, B. “He Was the Hero of ‘Hotel Rwanda.’ Now He’s Accused of Terrorism.”

[25] UN. “Historical Background of the Rwanda Genocide.” United Nations Office on Genocide Prevention and the Responsibility to Protect.

[26] Masters, B. “He Was the Hero of ‘Hotel Rwanda.’ Now He’s Accused of Terrorism.”

[27] Michel Martin. “‘An Ordinary Man’ Navigates Rwanda’s Genocide.” NPR, 10 Apr. 2006.

[28] Michel Martin. “’An Ordinary Man’ Navigates Rwanda’s Genocide.” NPR.

[29] Masters, B. “He Was the Hero of ‘Hotel Rwanda.’ Now He’s Accused of Terrorism.”

[30]The Man Behind Hotel Rwanda.” University of Guelph, 21 June 2007.

[31] Immortal Chaplains Prize for Humanity.

[32] Samantha Power. “Smearing a Hero.” The Washington Post, 10 May 2006.

[33] Ashley Burton. “Hotel Rwanda: A Twisted Perception.” Armstrong Undergraduate Journal of History, vol. 7 iss. 2 article 13, Nov. 2017.

[34] Heiner Hoffmann, Maximilian Popp and Alexander Sarovic. “‘Did the “Hotel Rwanda” Hero Become a Terrorist?” Der Spiegel, 23 Sept. 2021.

[35] Masters, B. “He Was the Hero of ‘Hotel Rwanda.’ Now He’s Accused of Terrorism.”

[36] Heiner Hoffmann; Maximilian Popp and Alexander Sarovic. “‘Did the “Hotel Rwanda” Hero Become a Terrorist?”.

[37] BBC News. “Hotel Rwanda hero Rusesabagina in court on terrorism charges.” BBC, 17 Feb. 2021.

[38] Jennifer Hansler; Bethlehem Feleke; Mostafa Salem and Jack Guy. “‘Hotel Rwanda’ hero to be freed after 25-year terrorism sentence commuted.” CNN, 24 Mar. 2023.

[39] AI. “Rwanda: Paul Rusesabagina must be guaranteed a fair trial.” Amnesty International, 25 Sept. 2020.

[40] BBC. “Paul Rusesabagina: Hotel Rwanda hero set free.” BBC News, 25 March 2023.

[41] Jennifer Hansler; Bethlehem Feleke; Mostafa Salem and Jack Guy. “‘Hotel Rwanda’ hero to be freed after 25-year terrorism sentence commuted.” CNN, 24 Mar. 2023.

[42] Asiimwe, Arthur. “FEATURE-‘Hotel Rwanda’ hero in bitter controversy Reuters, 9 Aug. 2007.

[43] KSAT. “Hollywood Gets Involved as Paul Rusesabagina’s Health Worsens, According to Family.” KSAT News, 14 Apr. 2022.

[44] Ashley Burton. “Hotel Rwanda: A Twisted Perception.”

[45] Asiimwe, Arthur. “FEATURE-‘Hotel Rwanda’ hero in bitter controversy.”

[46] Busari, Sephanie. “Paul Rusesabagina of ‘Hotel Rwanda’ appears in court again seeking bail after arrest on terrorism charges.” CNN, 26 September 2020.

انتشارات بیشتر ...