منیر وکیلی یا منیر نیکجو از خوانندگان اپرا در بیستوهفتم آذرماه ۱۳۰۲ در شهر تبریز به دنیا آمد. پدر منیر تحصیلاتش را در فرانسه گذرانده بود و بسیار شیفته موسیقی بود و صفحات اپرا را جمع میکرد و با خود به ایران میآورد. منیر از کودکی این صفحات را گوش میداد و از کودکی زمزمه میکرد و آواز میخواند. زمانی که پدر رئیس گمرک میشود با خانواده به تهران مهاجرت میکنند. البته پیش از این پدر به سبب شغلش و ماموریتش در شهرهای مختلف ساکن میشوند. منیر هشتساله بود که مادرش را از دست میدهد. او در همدان به یک مدرسه شبانهروزی ِ آمریکایی میرود و در آنجا منیر از کودکی آواز خواندن را شروع میکند. در این جا بود که زیبایی صدای منیر کشف میشود.

پس از اینکه در تهران مستقر میشوند منیر تمام آهنگهای صفحات پدر را یاد میگیرد. منیر در همین زمان به اجرای آهنگهای محلی نیز روی میآورد. در برنامهای که در یکی از تالارها منیر اجرا میکند چند نفر از سفارت فرانسه نیز حضور دارند که پس از شنیدن صدای منیر شیفته آن میشوند. آنها میگویند که قصد دارند که یک بورس تحصیلی به منیر بدهند تا برای تحصیل به فرانسه برود. این اتفاق رخ میدهد و منیر به همراه پدر به پاریس میرود. منیر در یک کنکور سخت شرکت میکند که موفق میشود. او به کنسرواتوار میرود و به آموختن آواز و تئاتر مشغول میشود. دکتر عبدالمجید مجیدی همسر منیر وکیلی نیز در همین زمان در پاریس به خوانده حقوق مشغول بود. او بعدها وزیر مشاور و ريسی سازمان برنامه و بودجه شد. عبدالمجید مجیدی در ۵ اسفند ۱۳۹۲ در سن ۸۵ سالگی درگذشت. منیر وقتی چهارده پانزدهساله بود در تهران نزد لیلی بارا، خواننده سابق اپرای وین و از مهاجران اروپای شرقی به آموختن موسیقی پرداخت. در مدت چهار سالی که منیر وکیلی در پاریس بود و در فرصتهای مختلف در برنامههای هنری شرکت میکرد و آواز میخواند و بسیار مورد تشویق شرکتکنندگان قرار میگرفت.

او در سال ۱۹۵۱ در یک مسابقهی آوازهای فولکلور در برلن جایزهی اول را دریافت کرد. منیر وکیلی در سال ۱۳۳۲ و پس از دریافت دیپلم آواز از کنسرواتوار ملی پاریس به ایران بازگشت و فعالیتهای هنری خود را آغاز کرد. او در سال ۱۳۳۹ برای تکمیل دانش موسیقی خود به آمریکا رفت و در کنسرواتوار نیوانگلند بوستون به فراگیری آوازهای ادرا و نقشهای ایرانی پرداخت. در این کنسرواتوار استادش «بوریس گلداوفسکی» بود که اساتید شناختهشده و مشوهر روسیالاصل آن دوره بود. در این زمان وکیلی در بستون بود و در بسیاری از صحنههای اپرا که در نیوانگلند کنسرواتواری به نمایش گذاشته میشد شرکت میکرد و مورد توجه حاضران قرار میگرفت.

گلوک، آهنگساز آلمانی بود
او به ویژه در دو اپرای «نی سحرآمیز» موتسارت و اپرای تک صحنهای هانری پورسل به نام دیدو و آئناس نقش اول را بازی کرد. منیر وکیلی در سال ۱۳۴۰ به ایران بازگشت. او اولین صحنههای اپرایی را در سالهای ۱۳۴۱ به بعد ابتدا در تلویزیون و پس از آن در سالن وزارت فرهنگ و هنر اجرا کرد. نخستین کار صحنهای او اپرای اورفه و اوریدوس آفریدهی گلوک، آهنگساز آلمانی بود. او پس از آن در سالن سعدی اپرای تکصحنهای حمیله اثر ژرژ بیزه از آهنگسازان سرشناس فرانسوی در دورهی رمانتیک را اجرا کرد. این نمایش که صحنههایی از آن نیز در تلویزیون به نمایش در آمد مورد استقبال بسیاری قرار گرفت.
پس از افتتاح تالار رودکی در سال ۱۳۴۶ فعالیتهای منیر وکیلی در قالب گروه اپرای تهران شکل حرفهایتری به خود گرفت. او در اپراهای بسیاری ایفای نقش کرد. از جمله در «اُرفه و اُریدوس» با همکاری حسین سرشار، «مادام باترفلای»، «لابوهم»، «لاتراویاتا» و «توراندخت» کار کرد. منیر وکیلی به موسیقی محلی علاقه بسیاری داشت و در راستای این علاقهمندی هشت ترانه محلی متعلق به نواحی مختلف ایران را در پاریس ضبط کرد که در مجموعه «آوازهای جهان» منتشر شد و جایزه اول شارل کروس دریافت کرد.
این ترانهها سالها بعد و در سال ۱۳۸۳ با تلاش فرخ آهی آهنگساز مقیم لسآنجلس و کمک دختر و نوهای منیر و با استفاده از فنآوریهای جدید خشزدایی و بازسازی شد و در قالب یک آلبوم با نام «منیر وکیلی:بازگشت» منتشر شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی منیر وکیلی در ایران ماند. در روزهای انقلاب هر روز به تالار کودکی میرفت. حتا روزی که خبر دادند انقلابیان قرار است به تالار رودکی حمله کرده و آنجا را منفجر کنند او بدون ترس و واهمه به تالار رودکی رفت و تمام روز آنجا ماند. منیر وکیلی در سال ۱۳۵۹ و پس از یک سال حصر خانگی رهسپار فرانسه شد ولی پیش از آنکه به فعالیت دوباره بپردازد در یک تصادف رانندگی بین آمستردام و پاریس درگذشت.
