Search

ما شاهدین جنایت‌های بسیاریم؛ نامه مهدی مسکین‌نواز، زندانی سیاسی، به اعضای کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل

مهدی مسکین‌نواز، زندانی سیاسی محبوس در زندان بندرانزلی، در مهرماه ۱۴۰۳ در نامه‌ای خطاب به اعضای کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل، بخشی از جنایت‌های جمهوری اسلامی را برشمرده است.

متن کامل نامه را در ادامه بخوانید:

«با توجه به التهاب زیرپوستی موجود در سراسر کشور به قطعیت میتوان گفت جمهوری اسلامی نخواهد گذاشت به ایران سفر کنید، رژیم خوب می‌داند ورود شما به ایران انگیزه حضور و رویارویی علنی خیابانی را افزایش خواهد داد. اما از آنجا که راهی جز رفتن نداریم و رفتن هم مقصد است هم مقصود، چنانچه در مکانیزم‌های فشار حداکثری موفق شدید به ایران سفر کنید در سفارتخانه‌هایی مستقر شوید که دولت‌هایشان صدای عموم مردم بودند نه صدای اقلیت خائن.

مستقر‌کردن شما در هر هتل یا مکان دیگری نتیجه تحقیقات‌تان را به سمت مطلوب رژیم سوق می‌دهد، تحقیقی که نهایتا در گزارش با چند قتل و مرگ مشکوک و آسیب جزئی اعضای بدن، جنایت عریان علیه بشریت به حاشیه خواهد رفت.

مواضع اخیر جمهوری اسلامی در خصوص گزارش اخیرتان نشان از ماهیت ضدبشری یک دولت غیر دموکراتیک دارد، که برای حفظ خود طبق فتوای خمینی گذشتن از جان امام زمان برای حفظ نظام را مجاز می‌داند، چه برسد به مخالفی که معاند و سرسپرده بیگانگان نامیده و در خاک آرمیدنشان رسالت با فضیلتی پنداشته می‌شود.

در جمهوری اسلامی جنایت علیه بشریت فقط به قتل و حبس و سرکوب خلاصه نمی‌شود، بلکه تحریف حقوق شهروندی بر اساس منشور قضایی اسلامی طی نیم قرن گذشته، جنگ علیه اقلیت‌های باورمند و جنسی را به امری معمول بدل ساخته، جنگی که بر شغل، تحصیل، استخدام، ازدواج و حتی برپایی مراسم عزاداری، سنگ قبر و آرامگاه متوفی چنگ نفرت می‌زند.

در جمهوری اسلامی، بشر نه فقط به خاطر نوشیدنی که به خاطر اختیار در انتخاب، تازیانه می‌خورد، زنان بجرم زن‌بودن در سازوکار طرح نور به صورت علنی و غیرعلنی دزدیده و رژیم برای فرار از پاسخگویی، آنان را با اتهامات فساد، سرقت و اعتیاد به شعبات عمومی یا به مراکز روان درمانی که به قول بهنام محجوبی افول انسانیت را ماموریت می‌کنند، منتقل می‌شوند.

بانو سارا حسین؛ مشاهدات پنج ساله‌ام داخل زندان حاکی از شلیک‌های عامدانه به نقاط حساس بدن معترضین یا وارد‌آوردن ضربات به اعضای آسیب‌پذیری که بقا و نسل یک خانواده را تهدید می‌کند، گواه جنگی هدفمند توسط آتش به اختیاران آموزش دیده‌ای را می‌دهد که هر یک به تنهایی چون قاتلی حرفه‌ای علیه بشریت “اشدا علی الکفار” را ماموریتی الهی قلمداد می‌کنند و از ستار بهشتی تا نیکا شاکرمی را با ذکر به قتل می‌رسانند.

از زمان روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی امری قهری در رفتار اجتماعی با خودزنی تا خودکشی شکل اعتراضی که خلاصه به یک رده سنی یا یک قشر نمی‌شود در کشور گسترش یافته، امری که خلاصه به مرزنشین و محروم‌نشین نمی‌شود، بلکه در مرکز افزایش چشم گیری داشته.
در این نوع اعتراض‌های بی‌بازگشت از کودک در حجله تا پرسنل مراکز درمانی یا بازنشسته و زندانی چون خودم را می‌توان لیست کرد که با هزینه‌کردن خودشان، مقابل کوله‌باری از سلاح‌های قضایی، نظامی و ایدئولوژیکی گویی قصد دارند سلاحی جدید را به معادلات نه گفتن‌های مدنی وارد کنند، هستیم.

معلول تمام چنین علت‌هایی یکه‌تازی رژیمی روان‌پریش است که خشونت را به صورت هدفمند در تمام حوزه‌های حیاتی تبلیغ و ترویج می‌کند، خشونتی که خفقان و سرکوب حاصل از آن جامعه را افسرده و دغدغه‌مند را به انزوا کشانیده.

چنین رژیم سرکوبگری حتی رها‌شدن تیریگر را جرم می‌داند و به پشتوانه ایین نامه مجازات اسلامی دستش برای برپایی قاپوق و سپردن دامی‌ین‌های بی‌دفاع و بی‌دادرس به دست فرشته عذاب و برپایی جشن نفرت‌انگیز اعدام باز می‌شود.

در جمهوری اسلامی جان مخالف تا خاک سرد به باریکی موی می‌باشد، مویی که با بستن چشمان دولت‌ها در سیاسی‌کاری‌های پرمنفعت، زمینه جنایت علیه بشریت و کشتار جمعی سیستماتیک را نه تنها با گلوله جنگی یا گلوله‌های ساچمه‌ای یا طناب دار بلکه قتل‌های بیولوژیک تا تعرض به خصوصی‌ترین حریم زندگی و تجاوزهای گروهی را باز گذاشته و داریم بسیاری از بازداشت‌شدگان که به بیماری‌های متعدد می‌توان لیست کرد.

رژیمی که در پنجمین دهه از عمر خود است، برخلاف منشور قضایی سازمان ملل همچنان با حفظ دادگاه‌های انقلاب، به تقویت هیئت‌های مرگ و چپاول اموال مردم می‌پردازد، در این به اصطلاح دادگاه‌ها از جریمه خانواده‌ای که تمایل به نگهداری حیوان خانگی دارد تا مصادره اموال اقلیت‌ها و دادخواهانی که پای میز خون‌شویی عزیزانشان تن به معامله نمی‌دهند مصادیق فراوان است.

این دادگاه‌ها محسن شکاری‌ها را در خود بلعیده که از زمان بازداشت تا اجرای چهل‌روزه حکم ، بازجویی، بازپرسی و محاکمه شدند و به قتل رسیدند بلکه تیغ النصر بالرعب بر گلوی عموم بازدارندگی ایجاد کند. در جمهوری اسلامی وقتی رهبری حاکم است که خدای امروز را خدای دهه شصت می‌نامد معترضین همچون غواصان عملیات فاو با دستان بسته در سدها غرق و دفن می‌شوند و هرگز دستگاه قضایی خود را موظف به یافتن قاتلین نمی‌بیند. و ما سال‌های سال است که شاهد جنایت‌های بسیاریم.

✍️ مهدی مسکین‌نواز

مهرماه ۱۴۰۳، زندان بندرانزلی».

انتشارات بیشتر ...