یکی از مشهورترین نظریه پردازان مبارزات خشونت پرهیز از دنیا رفت. «جین شارپ» که کابوس بسیاری از حکومتهای دیکتاتوری جهان بود، چند روز پیش در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۸ در ۹۰ سالگی در بوستون در ایالت ماساچوست آمریکا درگذشت. او که در اواخر عمر در منطقهای کارگرنشین در بوستون زندگی میکرد و به علت مشکلات مالی، محل زندگی اش دفترش نیز بود، در ۱۹۲۸ در اوهایو در آمریکا به دنیا آمد. جین شارپ مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود در رشته جامعهشناسی را در سالهای ۱۹۴۹ و ۱۹۵۱ از دانشگاه اوهایو دریافت کرد. در سال ۱۹۵۳ به علت امتناع از رفتن به سربازی اجباری طی جنگ کره، ۹ ماه در زندان بسر برد. از میانه های دهه پنجاه میلادی به انگلستان و سپس نروژ رفت و در آنجا به فعالیت های پژوهشی خود ادامه داد. او موفق شد در سال ۱۹۶۸، دکترای خود در نظریه سیاسی را از دانشگاه آکسفورد دریافت کند. او به آمریکا بازگشت و از ۱۹۷۲ استاد علوم سیاسی در دانشگاه ماساچوست بود. او همچنین به مدت ۳۰ سال در دانشگاه هاروارد به عنوان پژوهشگر مشغول به فعالیت و تحقیق بود.

اما موسسهای که جین شارپ از خود به یادگار گذاشت، موسسهای به نام «آلبرت انیشتین» بود که در سال ۱۹۸۳ آن را پایه گذاری کرد. موسسه ای که به مطالعه پیرامون مبارزه خشونت پرهیز و ترویج آن در سراسر جهان می پرداخت. این موسسه چنانچه در وبسایت خود آورده است، خود را متعهد به «دفاع از آزادی های دموکراتیک و نهادهای دموکراتیک»، «مخالفت با ستم، دیکتاتوری و نسل کشی» و «کاهش وابستگی به خشونت به عنوان ابزار سیاسی» می داند. جین شارپ از علاقمندان انیشتین – فیزیکدان برجسته – بود. فیزیکدانی که دغدغه مبارزه علیه ظلم و دیکتاتوری داشت. آلبرت انیشتین برای نخستین کتاب جین شارپ که درباره «گاندی» نوشته شده بود، مقدمهای نیز نگاشت. از این رو چندان عجیب نیست اگر موسسهای که جین شارپ بنیاد میگذارد به نام این فیزیکدان باشد.

اگرچه از جین شارپ کتابهای بسیاری به یادگار مانده است اما مشهورترین کتاب او «از دیکتاتوری به دموکراسی» است. کتابی تقریبا کوچک اما با تاثیری بسیار بزرگ. کتابی که در سال ۱۹۹۳ در برمه منتشر شد و مواد راهنمای آن علیه حکومت نظامی آن کشور نیز بکار گرفته شد. درواقع این کتاب به درخواست یک روشنفکر برمهای نوشته شد، اما موضوعش فراتر از وضعیت برمه بود و توصیههای آن را میتوان علیه تمام دیکتاتوریها در دنیا بکار گرفت. جین شارپ در این کتاب راهکارهای مبارزه مدنی برای شکست دیکتاتوریها را ارائه می دهد. این کتاب همچنین در کشورهای صربستان، گرجستان، اوکراین، بلاروس مورد استفاده مبارزان قرار گرفته است. این کتاب آن اندازه تاثیرگذار بوده است که بعضا به عنوان یک «کتاب مقدس» برای مبارزان نام برده می شود. در سال ۲۰۱۱ نیز یک مستند به نام «چگونه یک انقلاب را آغاز کنیم؟»با تمرکز بر نوشتههای جین شارپ، ساخته و منتشر شد. این مستند همچنین تاثیر این نوشتههای الهام بخش بر جنبش های مقاومت مدنی در سرتاسر دنیا را نیز بررسی میکرد. این مستند برنده هشت جایزه بینالمللی شد.

جین شارپ و ایران
جین شارپ که در سال ۲۰۱۲ جایزه «آلترناتیو نوبل» را همراه با سه نفر دیگر دریافت کرد، در پیوند با ایران نیز نام مشهور و بحث برانگیزی بوده است. در واقع، در جریان مبارزات سال ۸۸ علیه حکومت جمهوری اسلامی، نام جین شارپ در ایران بسیار گسترده شد و حتی در کیفرخواست دادستان انقلاب علیه متهمان و بازداشت شدگان، نام او نیز مطرح شد؛ اما جین شارپ در گفتگوهایی که در سالهای پس از ۸۸ با رسانه ها داشت، خود اذعان کرد که چیز زیادی درباره ایران نمی داند. درواقع نکته کلی این است که علیرغم تاثیر فوقالعاده جین شارپ بر مبارزات دموکراسی خواهانه، او هیچ گاه سعی نکرد در جهت دهی به اهداف یک مبارزه در یک کشور خاص، دخالت مستقیم داشته باشد. او خود در این باره گفته بود: «ما هیچ وقت به مردم هیچ کشوری نمیگوییم چه باید بکنند. این چیزیست که خودشان باید تصمیم بگیرند. ما صرفا اطلاعاتی در اختیارشان میگذاریم که در طول سالهای دراز به دست آوردیم».
اما با این وجود از چشم انداز امنیتی – سیاسی حاکم بر ایران، جین شارپ و شاگردان و همکاران او، افرادی مرتبط با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) هستند. روزنامه کیهان تهران – که مدیر مسئول آن از طرف آیتالله خامنهای تعیین میشود – که یک بار به جین شارپ لقب «پدرخوانده روشنفکران مخملی»داده بود، درباره نقش نوشتههای او در هدایت مخالفان حکومت نوشت: «طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمین، وقوع این حوادث کاملا ازپیشطراحیشده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیشرفته است، به گونهای که بیش از ۱۰۰مورد از ۱۹۸مورد دستورالعملهای «جین شارپ» برای کودتای مخملی اجرا گردیده است».
او درباره اتهام همکاری خود با سازمان های جاسوسی می گوید:«آنها مرا متهم به همکاری با سرویس های جاسوسی میکنند چون نمیتوانند استدلال قابل توجهی در رد نظریات من ارائه دهند. سازمان های جاسوسی هیچوقت مرا حمایت نکردند، در واقع این موضوع مخالف نظریه من است چرا که من هر گونه دخالت خارجی را در جنبشهای مسالمتآمیز مردم یک کشور عامل شکست آن می دانم».

جین شارپ طی یک گفتوگو با بی.بی.سی فارسی، اصطلاح «جنگ نرم» را نیز درباره فعالیتهای خود رد میکند. اصطلاحی که حکومتهایی چون جمهوری اسلامی درباره روشهای مبارزاتی جین شارپ و امثال آن به کار میبرند. او در رد چنین ادعایی گفته بود: «این جنگ نرم نیست. جنگی سخت و دشواراست که شجاعت و جسارت زیادی لازم میخواهد و میتواند به مبارزهای بسیار قدرتمند تبدیل شود. همین که این همه حکومت آن را محکوم میکنند بیانگر این است که چقدر از این مبارزه نگران و وحشت زدهاند. نباید از این موضوع تعجب کرد چون به نوعی بهرسمیتشناختن قدرت مبارزه بدون خشونت است». در واقع، جین شارپ هیچ گاه امیدی واهی و مسیری آسان برای نیل به آزادی و دموکراسی نمیدهد. او در همان کتاب «از دیکتاتوری به دموکراسی»درباره چگونگی به بارنشانی مبارزات آزادیخواهانه به مسیر سخت پیش روی آن اشاره میکند و میگوید: «هرگونه جريان آزاديخواهانه مخاطرات و رنجهای بالقوهای به همراه دارد و براي عمليشدن نيازمنـد زمـان است. مطمئنـا هـيچ وسـيلهاي نميتواند پيروزي سريع را در تمامي وضعيتها تضمين کند، اما انواعي از مبـارزه کـه ضـعفهـاي قابـل تـشخيص ديکتاتوري را هدف قرار ميدهند شانس بيشتري براي رسيدن به موفقيـت خواهنـد داشـت تـا انـواعي کـه تـلاش ميکنند از موضع قدرت ديکتاتور با او بجنگند. اکنون سوال اين است که اين مبارزه چگونه بايد هدايت شود؟» پرسشی که او شاید در تمام عمر حرفهای خود با آن درگیر بود.
