خبرگزاریهای جمهوری اسلامی صبح روز دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، خبر اجرای حکم اعدام اسماعیل فکری در زندان قزلحصار کرج را منتشر کردند.
اسماعیل فکری آذرماه سال ۱۴۰۲ در یکی از خیابانهای تهران توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد و به مدت پنج ماه در بازداشتگاه این نهاد امنیتی تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت و در این مدت از حق تماس با خانواده و حق دسترسی به وکیل محروم بود. او نهایتا سال ۱۴۰۳ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به اعدام محکوم شد. اتهامات مطروحه علیه فکری «ارتباط با سرویس اطلاعاتی اسرائیل (موساد)»، «جمعآوری اطلاعات حساس» و «ارسال اطلاعات طبقهبندیشده به خارج از کشور» بوده است. این زندانی زیر شکنجه شدید قرار داشته، با این وجود بارها اتهامات انتسابی به خود را رد کرده بود.
اخیرا نامهای از این زندانی سیاسی اعدامشده به دست آموزشکده توانا رسیده که حائز اهمیت فراوان است. اسماعیل فکری در این نامه تاکید میکند که در دوران جوانی توانسته بوده به حجم قابل توجهی رمزارز بیتکوین دست پیدا کند و این امر مبنای پروندهسازی علیه او قرار گرفته است.
او همچنین به اخاذی ضابطین پرونده از خانوادهاش اشاره کرده و از دستگاه قضائی جمهوری اسلامی میخواهد با توجه به اسناد رسمی ارائهشده، برسی کند که «این آقایان چرا این پول را گرفتند و چه کردند».
اسماعیل فکری در نامهاش همچنین اشاره میکند که ضابطین به خانواده او گفتهاند: «قاضی “خر” ما است و هرچه بگوییم مینویسد.»
متن کامل نامه اسماعیل فکری خطاب به غلامحسین اژهای، رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی و دادستان دادگاه ویژه روحانیت کشور در ادامه میآید:
بسم الله الرحمن الرحیم
ریاست محترم دیوان عالی کشور
با سلام. احتراما اینجانب اسماعیل فکری که با اتهام غیرواقعی همکاری اطلاعاتی با دشمن در دادگاهی ده دقیقهای به اعدام محکوم گردیدهام – که شرح آن را در دو نوبت دیگر اعاده دادرسی به جهت کشف دلیل جدید وکیل بنده به دیوان محترم عالی کشور ارایه و در هر دو نوبت پرونده بنده به شعبه ۹ دیوان ارجاع و در کمترین زمان ممکن و بدون ذکر علت و بدون ابلاغ نتیجه و بدون اعلام نظر خود به بنده و وکیل من اقدام به رد درخواست بنده نمودهاند – در یک کلام خدمت آن عالیمقام اعلام میدارم بنده در این اوان جوانی و با توجه به تخصص رایانهای و علم شبکه ارتباطات توانستهام به حجم قابل توجهی از رمزارز بیتکوین دست پیدا نمایم که در گذشته نیز با صحنهسازی نیروهای اطلاعات سپاه استان گلستان سعی در تاراج سرمایه بنده گردید که ناموفق بودند و شرح کامل آن در پرونده اعاده دادرسی بنده آمده و مستندات آن نیز در اطلاعات سپاه استان گلستان موجود است.
لکن در حال حاضر و با دلایل واهی و شدیدترین شکنجههای روحی روانی و صحنهسازی برای بنده، درگیر این پرونده شدهام؛ در حالی که بنده تمام توان و تلاش خود را در جهت سرمایهگذاری و انجام فعالیت اقتصادی سالم و خدمت به کشور خود را نمودم و در این بین و با مستندات موجود، وارد مذاکره با شرکت خصوصیسازی صنایع ایران در جهت خرید سهام بانکهای دولتی و خصوصی و ایضا کشتیرانی و سایر موارد شدم ولی گویا در این بین تنها چیزی که برای ضابطین مهم نبود خدمت به کشور بود.
در حال حاضر علاوه بر تمام مستندات موجود در زمینه پروندهسازی صورتگرفته علیه بنده، اعلام میدارم که حال اگر بنده را اعدام هم نمودید و سرمایه بنده به خارج از کشور رفت و برای شما مهم نیست، لااقل پولی را که ضابطین این پرونده با کلاهبرداری از خانوادهام گرفتهاند پیگیری نمایید و سند رسمی موجود و ارایهشده را بررسی کنید که این آقایان چرا این پول را گرفتند و چه کردند تا شاید خون افراد بیگناه دیگری مثل بنده با پروندهسازی این ضابطین و امضاء قضات بر دستان ایشان نماند و صحت و سلامت دستگاه قضایی، آنگونه که ادعا میشود، حفظ گردد و نه اینکه ضابط به خانواده من بگوید قاضی «خر» ما است و هرچه بگوییم مینویسد (با عرض شرمندگی به جهت بیان عین واقعیت باید کلمه به کلمه حرفی که با من و خانوادهام زدند را شما بدانید تا متوجه شوید چه بر من گذشته است) و یا رسما به بنده بگویند اگر تو اعدام نشوی ما همه بدبخت میگردیم. اگر شما همچون سایر همکارانتان فقط حرف ضابط برایتان مهم است خداحافظ شما و منتظر شما در پل صراط خواهم بود. والسلام.
اسماعیل فکری