ممکن است در آینده نزدیک اصطلاح ازدواج بیندینی (Interfaith marriage) یا ازدواج فرادینی را بیشتر از گذشته بشنویم. این اصطلاح به معنی پیوند میان افراد با باورها یا پیشینههای مذهبی متفاوت است؛ از جمله میان افرادی که یکی از آنها خود را در چارچوب دین خاصی تعریف نمیکنند. ازدواج فرادینی نمونهای از این میتواند باشد که عشق و هماهنگی انسانی فراتر از شکافهای مذهبی خواهد رفت. محبت و احساسهای مشترک، احترام متقابل، درک و مدارا و آزادی در سیر و سلوک معنوی هر یک از طرفین ارزشهایی است که رابطه و زندگی افراد با هم را دوام و عمق میبخشد؛ چه از یک زمینه دینی باشند و چه از زمینههای دینی متفاوت یا بدون باورهای دینی.
به نظر میرسد با تغییرات اجتماعی، مذهبی و فرهنگی گسترده از یک سو و تغییر الگوهای همسرگزینی از سوی دیگر، ازدواج فرادینی شاهد افزایش قابل توجهی بوده است. از آنجایی که جوامع به طور فزایندهای به هم پیوسته میشوند، افراد با پیشینههای مذهبی متنوع بیشتر در محیطهای مختلف اجتماعی، آموزشی و حرفهای با یکدیگر روبرو میشوند. این افزایش مواجهه با افراد متنوع، منجر به پذیرش فزاینده دیگران و عادیسازی روابط کسانی شده که در گذشته برای هم بیگانه بودهاند.
علاوه بر این، گسترش توان مسافرت و مهاجرت و نیز توسعه امکانات ارتباطی، شکستن موانع جغرافیایی را تسهیل کرده است و به مردم از گوشه و کنار جهان این امکان را میدهد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، روابط معناداری را شکل دهند و از مرزهای فرهنگی و مذهبی فراتر روند. به همین دلیل شاید بتوان گفت که درک و شناخت و پذیرش و مدارا با تنوع مذهبی به مهارتهایی ضروری تبدیل شده است که همدلی، صلح، آزادی و هماهنگی بیشتر را در یک جامعه کثرتگرای امروزی ضروری میکند. تنوع اندیشه و تجربه موجود در طرفین ازدواج فرادینی روابط فردی را غنی میکند، به پوشش گستردهتر تنوع مذهبی و فرهنگی کمک میکند و فرهنگی فراگیرتر و مهربانانهتر را ترویج میکند.
ایران و ازدواج فرادینی
هماکنون در ایران نشانههای مهمی وجود دارد که بخش قابل توجهی از مردم، بهویژه به دلیل سرخوردگی از مشاهده نتایج اسلام سیاسی، به سایر ایدههای جایگزین از جمله به اندیشههای سکولار گرایشی بیسابقه پیدا کردهاند. نشانهها حاکی از این است که دیگر عده بسیاری زندگی خود را در چارچوب موازین دینی تعریف نمیکنند. به نظر میرسد عوامل متعددی در این تغییر نقش دارند. مشکلات اقتصادی، سرکوب سیاسی و نارضایتی از دستگاه روحانیت حاکم باعث شده است که برخی از ایرانیان نقش دین در زندگی عمومی، بهویژه نقش آن در سیاست و حکمرانی را زیر سوال ببرند. علاوه بر این، افزایش دسترسی به رسانههای جهانی و اینترنت، ایرانیان را در معرض سبکهای زندگی، نظریهها، ایدئولوژیها و افراد گوناگون قرار داده است؛ امری که تفکرات ارثی مذهبی را به چالش میکشد. همینطور باید دانست که در ایران علاقه به معنویت در خارج از مذهب سازمانیافته همواره وجود داشته است، به طوری که برخی افراد به تصوف، عرفان یا فلسفههای عصر جدید به عنوان جایگزینی برای اسلام میپردازند. البته این پدیده منحصر به ایران نیست بلکه این روند منعکسکننده یک پدیده جهانی گستردهتر است که در آن مردم به دنبال معنویت و معنا خارج از چارچوبهای مذهبی سنتی هستند.
با اینهمه نباید تصور کرد که ایران، دستکم در کوتاهمدت، یکسره کشوری عاری از دین یا اسلام خواهد شد. گرچه دادههای عددی و علمی در این زمینه فراوان یا در دسترس عموم نیستند، اما احتمالا هنوز بخش بزرگی از جامعه عمیقا مذهبی باقی مانده است و اسلام همچنان نقش مهمی در شکلدادن به زندگی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن بخش ایفا میکند. در ضمن هنوز این نهادهای مذهبی-سیاسی هستند که دولت را به طرزی انحصاری در دست دارند و مخالفت یا ابراز زاویه با هنجارهای دینی همچنان میتواند با عواقب سختی از جمله زندان و حتی بیشتر از آن روبرو شود.
به این ترتیب تعجبی ندارد اگر جامعه ایران شاهد افزایش موارد ازدواج میان افراد بدون مذهب با افراد باورمند یا افرادی از ادیان متفاوت باشد. افزایش آگاهی در مورد ازدواج فرادینی در ایران میتواند به طور کلی چندین مزیت بالقوه برای افراد و جامعه داشته باشد. برای مثال، افزایش آگاهی در مورد ازدواج فرادینی میتواند فرهنگ تساهل و تفاهم را در میان ایرانیان پرورش دهد. به علاوه تاثیرات مثبت فهم و پذیرش ازدواج فرادینی میتواند فراتر از چارچوب خانوادهها برود. بحث در مورد ازدواج فرادینی میتواند گفتوگوی باز بین افراد با پیشینههای مذهبی مختلف را تشویق کند. این امر میتواند احترام به باورها و اعمال گوناگون را ترویج کند و همدلی و همکاری بیشتر را در میان ایرانیان از جوامع مختلف مذهبی تسهیل کند. آگاهیبخشی میتواند اطلاعات و درسهایی را در اختیار افرادی قرار دهد که به ازدواج با فردی بیرون از دایره دینی خود میاندیشند و به آنها کمک میکند تا پیچیدگیها و چالشهای بالقوه مرتبط با چنین پیوندهایی را بررسی کنند. این توانمندسازی افراد را قادر میسازد تا بر اساس باورها و ارزشهای شخصی خود، انتخابهای آگاهانهای داشته باشند.
گرچه بعضی شواهد نشان میدهد جامعه ایران نسبت به گذشته مدارای بیشتری نسبت به افراد غیرمسلمان از خود نشان میدهد، هنوز باید این احتمال را داد که در مواردی ازدواج فرادینی با انگ یا تبعیض اجتماعی مواجه شود. همچنین نباید فراموش کرد که دستگاههای قضایی در ایران، که تحت امر حکومت و مراجع اسلامی عمل میکنند، روی خوشی به ازدواجهای بیندینی نشان نخواهند داد و حتی ممکن است افراد را به خاطر آن در معرض پیگرد و مجازات قرار دهند. با افزایش آگاهی در مورد این چالشها، تلاشهای حمایتی میتواند به حمایت از حقوق شهروندان برای ازدواج فرادینی بینجامد.
نگاهی به چند تجربه ازدواج فرادینی
تائو و مارتین در بریتانیا زندگی میکنند. تائو ویتنامی و بودایی است، در حالی که مارتین انگلیسی و یک ندانمگرا است. این زوج پنج سال است که با هم زیر یک سقف زندگی میکنند. آنها بر مهارتهای گفتوگو برای غلبه بر موانع زبانی و فرهنگی و ایجاد تفاهم تاکید دارند. این مهارتها میتوانند از توجه و هماهنگی در عادات روزمره در مورد غذا شروع شوند و تا اعمال مذهبی یا رفتارهای اجتماعی و هنجارهای مورد توافق نیز برسد. درک ایجادشده از طریق چنین گفتوگوهایی باعث افزایش احترام و فهم ظرایف نیازها، افکار و رفتارهای دیگری میشود که خود به پیشگیری و عبور از اختلاف کمک میکند.
به عنوان مثال، تائو از داشتن محراب بودایی در خانه خود خوشحال است و مارتین شرایط رفتاری مربوط به احترام به این فضای مقدس را درک میکند. به علاوه آنها دریافتهاند که کمی شوخطبعی میتواند خیلی راهگشا باشد! این امر هم در مسائل پیچیده یا موضوعات ساده که هر دو طرف نیاز به نوعی توافق و هماهنگشدن دارند صادق است. شوخ طبعی مانند نمکی است که به غذا طعم میدهد. در رابطه ازدواج، شوخ طبعی به همراه احترام به زن و شوهر اجازه میدهد تا دشواری بعضی گفتوگوها را سبکتر کنند و بتوانند بر حل و فصل موضوعات تمرکز کنند، نه تعارض و جر و بحث.
کارن و مارتین زوج دیگری هستند که ازدواج فرادینی داشتهاند. کارن یهودی و مارتین مسیحی است. این زوج سی و یک سال است که ازدواج کردهاند و دو پسر بالغ دارند. مهمترین تجربه آنان این است که فرایند گفتوگو حتما نباید با یک دیدگاه مشابه و عین هم به پایان برسد! گاهی ما باید بر سر این توافق کنیم که در یک یا چند موضوع با هم توافق نداریم. در مورد کارن و مارتین، درگیری اسرائیل و فلسطین یکی از حوزههایی است که آنها (از طریق گفتوگو) دریافتهاند که درباره آن «توافق دارند که توافق ندارند». این امر از تعارض حول یک موضوع پیچیده جلوگیری میکند و طرفها را قادر میسازد تا در عوض روی زندگی مشترک خود تمرکز کنند. درگیری و نزاعهایی که در حوزههای بزرگتر اجتماعی وجود دارند – مانند درگیری خانوادههای گسترده، طایفه یا درگیری سیاسی – بهسرعت میتواند به درون خانواده سرایت کند اگر طرفهای یک ازدواج مهارت لازم را نداشته باشند.
آماندا یک خداناباور است و با همسرش جرج که به آیین بهایی اعتقاد دارد زندگی میکند. از دید آنها، این تجربههای مشترک بوده است که درک را افزایش میدهد و فرصتهایی برای گفتوگو فراهم میکند. برای مثال، بهائیان به کار مشترک با سایر پیروان مذاهب اهمیت میدهند. بنابراین جورج و آماندا در بسیاری از رویدادهایی که توسط سایر جوامع مذهبی برگزار میشود شرکت میکنند و در مورد تجربیات خود به عنوان دو فرد از پیشینه مذهبی مختلط با هم گفتوگو میکنند. کشف ارزشهای مشترک – که میتواند الزاما ماهیت مذهبی هم نداشته باشند – مهم است، زیرا امکان درک و پیوند احساسات را بیشتر را فراهم میکند. برای مثال آماندا به عنوان یک خداناباور به اعتقادات الهیاتی بهایی (یعنی مثلا باور به وجود یک خدای یکتا و برتر) باوری ندارد، اما او با بسیاری از آموزههای اجتماعی بهایی همسو است. از دید آنها گفتوگو به معنای تلاش برای «متقاعدکردن» طرف مقابل به باورهایش نیست. تجربه آنها نشان میدهد که اگر از تلاش برای تغییردادن همدیگر دست برداریم (مثلا تلاش برای درآوردن کسی به دین خودمان یا برگرداندن او از دین خودش)، بسیاری از مشکلات ممکن است حل شود. جورج و آماندا میگویند که گاهی احساس میکنند تفاوتهای بیشتری از نظر اسکاتلندی-انگلیسیبودنشان وجود دارد تا دو پیشینه مذهبی متفاوتشان!
آنچه در تجربههای یادشده دیده میشود را میتوان در این خلاصه کرد که تاکید بر نقاط مشترک، جلوگیری از سرایت اختلافات از بیرون به درون خانواده و آمادگی برای «یادگیری» از اهمیت زیادی در ازدواج فرادینی (و البته هر نوع ازدواجی) برخوردار است. ازدواج رابطه پیچیدهای است و چالشهای خود را به همراه خواهد آورد. مهارت گفتوشنود در فضای امن و احترام چیزی نیست که افراد با آن متولد شوند. و این خبر خوبی است! چرا که نشان میدهد این مهارت آموختنی است و میتوان در آن پیشرفت کرد و خانواده بهتری داشت.
منابع مطالعه بیشتر
- Arif-Fear, Elizabeth. “Managing Conflict through Dialogue: 4 Interfaith/Intercultural Couples Share Their Stories.” Voice of Salam, 6 Aug. 2023.
- Stritof, Sheri. “Interfaith Marriage Mistakes to Avoid.” Verywell Mind, Verywell Mind, 23 June 2022.