ابتکارهای مدنی برای پلزدن بین مؤمنان و غیرمؤمنان
آیا جهان در مسیر نفرت و درگیریهای فزاینده میان مردم پیش میرود؟ در دنیایی که به طور فزایندهای متنوع و بههمپیوسته شده است و وقایع سالهای اخیر حساسیتها به موضوعهای مرتبط با ارزشهای دینی را افزایش داده است، پرورش همدلی و تفاهم بین باورمندان به مذهب و انسانهای عادی هرگز به این اندازه حیاتی نبوده است. ماهیت همزیستی به توانایی ما در بهرسمیتشناختن دیگران به عنوان انسان، احترام به/قدردانی از تفاوت در باورها و جهانبینی عمومی ما بستگی دارد. فعالیتها و رویکردهای جامعه بهویژه آموزش، نقش محوری در دستیابی به این همزیستی دارند. ایده امیدوارانه و – شاید – خوشبینانه این است که از طریق آموزش، گفتوگو و تلاشهای مشترک، انسانها قادر خواهند شد شکاف بین مومنان و انسانهای بدون مذهب را پر کنند و جامعه فراگیرتری را ترویج کنند.

رویکردهای جامعهمحور به استراتژیها، روشها و ابتکاراتی اشاره دارد که بر نیازها، داراییها و مشارکت یک جامعه خاص متمرکز است. این رویکردها به مشارکت و توانمندسازی ساکنان محلی، سازمانها و افراد مشارکتکننده برای شناسایی و برنامهریزی راهحلهای مسائل جامعه اولویت میدهند. اصول کلیدی رویکردهای جامعهمحور شامل اعطای فرصت تصمیمگیری به بازیگران تا جای ممکن، رهبری محلی و تمرکز بر ایجاد ظرفیت جامعههای کوچک است. اساس اندیشه پشت این رویکردها این است که به طور کلی، خود جامعههای کوچک و محلی هستند که چالشهای منحصربهفرد خود را به بهترین شکل درک و پاسخهای موثر به آن را ایجاد و اجرا میکنند. سابقه استفاده از این رویکرد به طور گسترده در زمینههای مختلف از جمله بهداشت عمومی، خدمات اجتماعی، توسعه شهری و حفاظت از محیط زیست وجود دارد.
هدف این رویکردها چیست؟ بعضی از مطالعهکنندگان و پژوهشگرانی که در زمینه خطمشیهای اجتماعی و تاریخ روبروشدن با مسئلهها یا آسیبهای جامعه کار کردهاند میگویند مهمترین مشکل در مسیر حل مسئله و تغییر اجتماعی دیدهشدن یا نشدن بخشی از مردم است. در رویکرد جامعهمحور، تقویت صدا و عاملیت اعضای جامعه در شکلدادن به تصمیمات و سیاستها آنها را از حاشیه به متن جامعه میآورد.
رویکردهای جامعهمحور
یک جنبه کلیدی رویکردهای جامعهمحور در فعالیتهای مدنی تصمیمگیری مشارکتی است. رویکردهای جامعهمحور در فعالیتهای مدنی ساکنان را تشویق میکند تا فعالانه در فرآیندهای تصمیمگیری شرکت کنند. این میتواند شامل جلسات مداوم، مشاورههای عمومی و مشارکت رهبران جامعه در نهادهای محلی باشد. باید توجه کرد که زمینههای اجتماعی و فرهنگی متفاوت چالشهایی متنوع در مسیر توانمندشدن افراد برای مشارکت فعال و حتی فرای آن، مشارکت خودمختارانه ایجاد میکنند و در نتیجه حتی با فراهمشدن امکانات برای مشارکت، ممکن است افراد جامعه در تصمیمگیریهایی که جامعه را شکل خواهد داد مشارکت نکنند. در زمینه نزدیکشدن گروههای مذهبی متفاوت با هم یا با گروههای غیرمذهبی این چالشها در مواردی شدیدتر است. بعضی از اعضای جامعهها ممکن است اصلا در ضرورت یا دستاوردهای احتمالی چنین مشارکتی تردیدهای جدی داشته باشند و به آن روی خوش نشان ندهند.
یکی از مواقعی که رویکردهای جامعهمحور میتواند موثر واقع شود زمانی است که برای حل و فصل مسائل محلی نیاز به تصمیمگیری و توافق گروهی است. چنین مسائلی اساسا نمیتوانند به صورت فردی حل شوند. مسائلی مانند: بهبود خدمات عمومی محلی، رسیدگی به محیط زیست، مسائل در زمینه امنیت یا نیاز به طرح مسئلههای محلی برای مقامات ردههای بالاتر.

رویکردهای مبتنی بر جامعه اغلب شامل تشکیل سازمانهای مردمی یا انجمنهای اجتماعی است که برای رفع نگرانیهای مشترک با یکدیگر همکاری میکنند. این سازمانها ممکن است با استفاده از روشهای متفاوت استقلال سیاسی و مالی خود را حفظ کنند و در حمایت از تغییر در سطوح محلی و حتی ملی نقش موثری داشته باشند. یک عنصر کلیدی اینجا این است که نظام سیاسی جامعه تا چه حد میتواند حضور بدنه اجتماعی مدنی را تحمل کند یا به آن اعتماد داشته باشد. در بررسی درگیریها، طردشدگیها و بحرانهایی که پیرامون مسئله ایمان و مذهب اتفاق میافتد مشکلها و موانع سیاسی نیز معمولا شدید است. به عبارت دیگر حکومتهای تمامیتخواه عموما نوعی از ایدئولوژی مذهبی یا شبهمذهبی دلخواه دارند که با ارجحیت آن به سایر گروهها از اساس زمینه رویکردهای جامعهمحور را نابود میسازند. چنین رویکرد تبعیضآمیزی میان مردم با عقاید متفاوت به سرعت یکی دیگر از بهترین دستاوردهای رویکرد جامعهمحور را نیز از بین میبرد.
رویکردهای جامعهمحور میتوانند بسیار فراگیر شوند و منجر به این شوند که حداکثر مردم و گروهها دیده شوند یا صداهای بهحاشیهراندهشده در جامعه فرصتهایی برای شنیدهشدن و ایفای نقش در فرآیندهای تصمیمگیری داشته باشند. اما با رواج تبعیضهای مذهبی، بر تعداد افراد و قشرهای نامرئی افزوده خواهد شد.
مدافعان رویکردهای جامعهمحور معتقدند که این رویکردها در خط مقدم ترویج مدارا و تفاهم قرار دارند. آنها بستری را فراهم میکنند که در آن افراد با هر پیشینه میتوانند برای یادگیری، بهاشتراکگذاشتن تجربیات و ایجاد پل میان هم گرد هم آیند. این طرحها با برجستهکردن ارزشهای مشترک و اهداف مشترک، موانع را از بین میبرند و وحدت را تقویت میکنند.

در ایالات متحده، سازمانهایی مانند مرکز بینالادیان جوانان (Interfaith Youth Core) جوانان با پیشینههای مختلف مذهبی و غیرمذهبی را گرد هم میآورند. از طریق گفتوگو، آنها با باورهای یکدیگر آشنا میشوند و ارزشهای مشترک را درمییابند.
در استرالیا، «بنیاد استرالیاییهای جوان» برنامههایی را اجرا میکند که جوانان را قادر میسازد تا تنوع باورها را درک کنند. این برنامهها همدلی، احترام و رویکردی آزادانه به جهانبینیهای مختلف را ترویج میکنند.
اتحاد تمدنهای سازمان ملل متحد (UNAOC) از گفتوگوی بین ادیان و بین اعتقادات در سراسر جهان حمایت میکند. انجمن اومانیستهای سکولار (Humanists UK) در بریتانیا نیز از سکولاریسم و افراد غیرمذهبی حمایت میکند. با انجام این کار، آنها به شکلگیری جامعهای فراگیرتر کمک میکنند که در آن حقوق و اعتقادات همه رعایت میشود. بیشتر چنین سازمانهایی مستقیما در زمینه مذهب فعالیت میکنند اما لزومی ندارد سازمانی با رویکرد جامعهمحور در میان مردمانی با چندین باور مذهبی مختلف، الزاما در زمینه مذهب فعالیت کند، حتی فعالیتهای اقتصادی و سیاسی نیز میتواند از این رویکرد استفاده کند.
رویکردهای جامعهمحور نقاط قوت و ضعف خود را دارند. اگر این رویکردها جامعنگری را در برنامه خود نداشته باشند، ممکن است گروههای خداناباور یا ندانمگرا را نادیده بگیرند. در بسیاری از دانشگاههای جهان بهویژه در دانشکدههای مطالعات اجتماعی به این مسائل پرداخته میشود.
یکی از نقاط قوت این رویکردها این است که به مردم محلی قدرت میدهد تا درباره تصمیماتی که بر زندگی آنها تاثیر میگذارد، حق نظر، رأی و تصمیمگیری و حتی اجرای تصمیمات داشته باشند. این امر منجر به احساس مالکیت و نیز کرامت به دلیل مشارکت در توسعه جامعه میشود و احساس تعلق خاطر قویتری میان مردم ایجاد میکند. رسیدن به این احساس همیشه راحت نیست اما هدف این است که افراد خارج از محل یا جامعه محلی تا جای ممکن تصمیمگیری را به افراد محلی واگذار کنند. این امر میتواند باعث شود که جامعههای محلی مذهبی ضمن حفظ استقلال نسبی در امور خود در مسیر هماهنگی با گروههای دیگر نیز – بدون دخالت یک قدرت برتر و احتمالا تبعیضگر – گام بردارند. با گردهمآوردن اعضای جامعه برای کار روی اهداف مشترک، این رویکردها میتوانند پیوندهای اجتماعی را تقویت کرده و اعتماد را در میان ساکنان ایجاد کنند و منجر به ایجاد جوامع منسجم و انعطافپذیرتر شوند.

راهحلهایی که توسط جامعه توسعه داده و حمایت میشوند به احتمال زیاد در طول زمان پایدار میمانند. تعهد اعضای جامعه به موفقیت مستمر، یک نقطه قوت قابل توجه است. مهم است در نظر بگیریم که اعمال تبعیض همواره عمدی و دانسته نیست. حتی در صورت دقت در وضع قوانین و طراحی خطمشیها و حسن نیت همه بازیگران، باز هم امکان بروز انواعی از تبعیض به صورت سیستمی یا فردی وجود دارد. احتمال زیادی وجود دارد که گروههای مذهبی بر این نوع تبعیض نیز حساس باشند و حتی با مشاهده کوچکترین بروز آن از ادامه مشارکت ناامید گردند.
از سوی دیگر باید نقاط ضعف و ریسکهای همراه این رویکردها را نیز در نظر داشت. همه اعضای جامعه دسترسی برابر به مشارکت ندارند. این امر میتواند منجر به طرد کسانی شود که زمان، منابع یا اطلاعات کافی برای مشارکت موثر در اختیارشان نیست. در واقع باید گفت که رویکردهای جامعهمحور و مشارکتی از یک نقطه ضعف سیستمی رنج میبرند: آنها پیچیدهتر از روش سنتی اداره جامعه به صورت دستوری هستند. برخی از جوامع ممکن است فاقد مهارتها، دانش یا زیرساختهای لازم برای مشارکت کامل در فعالیتهای پیچیده بهویژه در روبروشدن با ظرایف مذاکره و توافق گروهی باشند. از سوی دیگر این رویکردها به طرز اجتنابناپذیری گروههایی را با هم در تماس قرار خواهد داد که ممکن است به صورت تاریخی رابطه سازندهای با هم نداشته باشند. فرآیندهای تصمیمگیری نیز ممکن است به تعارض منجر شود، زیرا نظرات و منافع متفاوت میتواند باعث ایجاد تنش در جامعه شود. به علاوه نیازهای فوری جامعه گاهی ایجاب میکند که رویکردی سریع و قاطع جایگزین رویکرد – معمولا زمانبر – جامعهمحور شود. در ضمن بسیاری از ابتکارات مبتنی بر جامعه بهشدت به داوطلبان متکی است که اگر حمایت یا انگیزه کافی برای آنان وجود نداشته باشد ممکن است به همکاری ادامه ندهند.
سازمانها و جامعههای بدون دین نیز میتوانند عامل ابتکار برای نزدیککردن گروههای متفاوت اعتقادی جامعه باشند. برای پلزدن میان مومنان و غیرمومنان میتوان در مسیرهای متفاوتی حرکت کرد. به نظر میرسد مسیرهایی که بیشتر شامل حرکات نمادین یا اظهارات همدلانه در حرف – و بدون عمل – باشد نتایج محدودی به همراه خواهد آورد. رویکردهای جامعهمحور بهویژه برای حل مشکلات محلی میتواند این گروهها را در تماس با هم قرار داده و زمینه را برای انسجام اجتماعی بهتر فراهم آورد.
منابع و مطالعه بیشتر
- “Community–Based Approaches – Urban Adolescent SRH SBCC.” Urban Adolescent SRH SBCC –, 11 Jan. 2016.
- “Community-Based Learning | Types & Examples.”Study.Com. Accessed 13 Feb. 2024.
- Patel, Eboo. “From Interfaith Youth Core to Interfaith America.” Interfaith America, 20 June 2022.
- “What We Do: UNAOC.” United Nations Alliance of Civilizations (UNAOC), 9 Dec. 2022.