زندانیان سیاسی پیش، هنگام و پس از دوره زندان با فشارهای بسیار شدیدی در زمینه سلامت روان روبرو هستند. این فشارها میتواند به مشکلات بلندمدتی منجر شود که در مواردی تا پایان زندگی با فرد همراه خواهد بود.
زندگی پس از زندان میتواند برای بسیاری از افراد، سفری چالشبرانگیز و پر فراز و نشیب باشد. ادغام مجدد در جامعه، که آن را به طور عمومی گذر از دوره بازگشت مینامند، احتمالا همواره با موانع مختلفی از جمله طرد و انزوا و یا احساس شرم و گناه همراه است. مطالعات متعدد بهخوبی نشان میدهند که آگاهی و تمرین مهارتها نقش مهمی در ارتقای بهزیستی ذهنی دارند. زندانیان سیاسی عموما در کشورهایی نیستند که توجه به حقوق شهروندی یا عدالت در آن رایج باشد. آنها معمولا در کشورهایی گرفتار هستند که حقوق شهروندان و زندانیان رعایت نمیشود و این، کار را برای حفاظت از سلامت روانی دشوارتر میسازد. اگر زندانیان معمولی با سختیهای عمومی زندان روبرو هستند، زندانیان سیاسی علاوه بر آن مشکلات، با تهدیدها و فشارهای سیاسی نیز روبرو هستند.

در سراسر جهان، هستند سازمانهایی که برای سلامت روان زندانیان فعالیت میکنند. اتحاد ملی بیماریهای روانی (NAMI National Alliance for Mental Illness) یک سازمان پیشرو در ایالات متحده است که به بهبود زندگی افراد مبتلا به بیماریهای روانی، از جمله کسانی که در زندانها هستند، میپردازد. NAMI از مراقبت از سلامت روان و درمان به جای مجازات حمایت میکند و تاکید میکند که افراد دارای بیماری روانی نیازمند کمک هستند، نه شکنجه یا زندان. بر اساس گزارش این سازمان، نزدیک به ۴۰ درصد از زندانیان در ایالات متحده دارای سابقه مشکلات سلامت روان هستند که بسیار بیشتر از متوسط عمومی ملی است. علیرغم دستورات قانونی، دسترسی به مراقبتهای بهداشت روانی کافی در این محیطها محدود است و بسیاری از زندانیان نمیتوانند در زمان حبس به درمان ادامه دهند.
NAMI بر نیاز فوری به غربالگری سلامت روان، دسترسی بهموقع به درمان و برنامههای حمایتی در مراکز اصلاحی تاکید دارد. افراد مبتلا به بیماری روانی با چالشهای منحصربهفردی در زندگی پشت میلههای زندان مواجه میشوند که اغلب منجر به تنبیههایی مانند قرارگرفتن در سلول انفرادی برای رفتارهای ناشی از بیماریشان میشود. NAMI تلاش میکند تا اطمینان حاصل کند که افراد زندانی مراقبتهای بهداشت روانیای را که شایسته آن هستند دریافت میکنند و همچنین از برنامههای درمان و بهبودی جامع برای حمایت از رفاه آنها در حین و پس از زندان حمایت میکند.
اما در بعضی کشورها سازمانهای مرتبط با حقوق و سلامت زندانیان محدود هستند. در ایران بهویژه این امر در زمینه زندانیان سیاسی با محدودیت روبرو است؛ چراکه نظام حاکم خود را در دشمنی با گروههای سیاسی رقیب، آزادیخواهان و مدافعان حقوق بشر تعریف نموده است. در چنین شرایطی، مهارتها، متدها و تکنیکهای فردی سلامت روان میتواند به کمک زندانیان بیاید.
تکنیکهای خودآگاهی، که اغلب به عنوان تمرین توجه لحظه به لحظه به زمان حال توصیف میشود، ابزار ارزشمندی برای افرادی است که تجربه زندان یا هر نوع تجربه تروماتیک دیگری داشتهاند. مهارتِ «بودن» در زمان حال، به افراد کمک میکند با افکار، احساسات و دنیای اطراف خود دوباره ارتباط برقرار کنند و از فرو افتادن در یادآوری گذشته و احساسات منفی برهند. این مهارتها ساده نیستند و نیاز به تمرین و تکرار دارند.

در زندان احتمال زیادی دارد که فرد خود را از زمان و مکان حال جدا کند و در افکار خود غوطهور شود تا از آسیب محیط بکاهد. پس از آزادی اما توانایی تجربه لذتهای ساده زندگی، حتی در امور در دسترسی مانند توجه به زیبایی در طبیعت، میتواند اثرات درمانگرانه بالایی داشتهباشد. خودآگاهی همچنین چارچوبی برای درک و مدیریت الگوهای فکری فراهم میکند. این به افراد اجازه میدهد تا افکار خود را به عنوان رویدادهای ذهنی گذرا مشاهده کنند، نه اینکه به این افکار اجازه دهند احساسات و رفتارهایشان را کنترل کنند. این تغییر دیدگاه میتواند قدرتبخش باشد، بهویژه برای کسانی که با استرس و اضطراب پس از زندان سر و کار دارند. خودآگاهی رویکرد سازندهتری برای حل مسئله است. خودآگاهی افراد را به ابزارهایی برای تشخیص علائم استرس و اضطراب در مراحل اولیه مجهز میکند. بعضی از ما زمانی که دچار ناآرامی و مشکلاتی هستیم، به این فکر نمیکنیم که آیا نشخوار فکری در مورد یک موضوع مفید است، یا اینکه به جای خودآگاهی به سادگی در افکار خود گرفتار شدهایم؟
پرورش خودآگاهی دشوار نیست و به تکرار نیاز دارد. توجه به زمان و مکان حال، تلاش برای ساخت و حفظ یک برنامه روتین روزانه بعد از زندان – حتی در حد فعالیتهای سادهای مانند پیادهروی یا غذاخوردن، امتحانکردن تجربیات جدید و به طور کلی شناخت بهتر از خود – بخشهایی از این مهارت هستند.
افزایش خودآگاهی: نقدها و پرسشهای اساسی
اما سوالهای اساسی در اینجا وجود دارند: آیا خودآگاهی برای همه مفید است؟ و به طور کلی آیا آگاهی عمومی از مهارتهای سلامت روان به زندانیان سیاسی کمک میکند؟
به نظر میرسد پاسخ این سوالها ساده نباشد. در حالی که خودآگاهی کارایی خود را در مدیریت استرس، اضطراب و افسردگی نشان داده است، ممکن است برای همه مناسب نباشد. برخی از افراد ممکن است آن را مفید ندانند یا حتی ممکن است شرایطِ بد آنها را تشدید کند. در واقع پیچیدگی مغز و کارکردهای آن – که آن را به نام ذهن میشناسیم – به نوعی است که بهسختی میتوان راهی استاندارد را برای همگان تجویز کرد. بنابراین، تشخیص این نکته ضروری است که تمرکز حواس تنها یکی از ابزارهای بسیار برای ارتقای بهزیستی ذهنی است.

پاسخ سوال دوم نیاز به بررسی وسیع جامعه و توجه به تجربیات موجود دارد. برای خود فرد زندانی، بهویژه بعد از زندان، خودآگاهی نقش مهمی در مدیریت استرس و ارتقای سلامت روان دارد. اما مسئله آگاهی و مهارتهای سلامت روان منحصر به زمان بعد از تجربیات دشوار مانند زندانیشدن نیست. این مهارتها در دوره زندان و حتی پیش از آن میتواند کارساز باشد. افرادی که احتمال میدهند زندانی شوند از جمله مخالفان سیاسی و معترضان و کنشگران، میتوانند با این آگاهیها از سلامت روان خود مراقبت کنند. حتی افرادی که گمان نمیکنند زندانی خواهند شد نیز در صورت تقویت مهارتهای سلامت روان خود ممکن است با ساخت جامعهای آگاهتر و سالمتر به افزایش سلامت روان زندانیان سیاسی کمک شایانی ارائه دهند.
آگاهی عمومی اثر مثبت دیگری نیز دارد؛ یکی از چالشهای اصلی زندانیان سیاسی پس از زندان، احساس طردشدن است. گاهی ممکن این احساس صرفا حس درونی فرد باشد، اما باید دانست همیشه این طور نیست. بسیاری از زندانیان عادی پس از دوره زندان به درون جامعههای کوچک یا گروههای دوستی قدیمی برمیگردند که خود ممکن است تجربه حبس را از پیش داشته باشند، اما زندانیان سیاسی که از اقشار خاصی از جامعه میآیند ممکن است در برگشت به دوستیها، روابط و کار با چالشهای شدیدی روبرو شوند. از آنسو، یکی از قویترین راهها برای ارتقا سلامت روان پس از زندان، بهاشتراکگذاری داستانها و روایتهای شخصی با دیگران یا شنیدن از افرادی است که این مسیر را طی کردهاند. این داستانها میتوانند حس امید و ارتباط را به کسانی که در حال حاضر با چالشهای ادغام مجدد مواجه هستند، ارائه دهند. این روایتها میتوانند پتانسیل تحولآفرین خودآگاهی را به نمایش بگذارند. واضح است که طرد و انزوا مانعی در این مسیر خواهد بود و آگاهی عمومی میتواند احتمال فاصلهگرفتن افراد از زندانیِ آزادشده را به شکل موثری کاهش دهد.
آگاهی از سلامت روان برای افرادی که پس از زندان دوباره وارد جامعه میشوند از اهمیت بالایی برخوردار است. خودآگاهی از ابزارهای ارزشمند برای ارتقای بهزیستی ذهنی در طول این گذار چالشبرانگیز است که میتواند به افراد کمک کند تا با لحظه حال ارتباط برقرار کنند، افکار و احساسات خود را درک کنند و به طور موثر استرس را مدیریت کنند. با گنجاندن خودآگاهی و خودآگاهی در زندگی خود، افرادی که سیستم عدالت کیفری را ترک میکنند میتوانند سفری را به سمت بهبود سلامت روان، افزایش انعطافپذیری و آیندهای روشنتر آغاز کنند. بهبودی و رفاه ذهنی اغلب توسط یک سیستم پشتیبانی قوی افزایش مییابد. در اینجا باید بر نقش محوری خانواده، دوستان و سازمانهای اجتماعی در فرآیند ادغام مجدد و اینکه چگونه میتوانند تمرینهای ذهنآگاهی و خودآگاهی را تکمیل کنند، تاکید کرد.

هماکنون به عنوان مثال، سازمانهای بینالمللی مختلفی وجود دارند که دورهها و مطالب آنلاینی را از طریق پلتفرمهای متعدد خود (شبکههای آنلاین اجتماعی، پادکستها وبسایتها و…) ارائه میدهند که به طور خاص برای زندانیان سابق طراحی شدهاند. این منابع میتواند به افراد کمک کند تا به آگاهی و مهارتهای لازم دسترسی پیدا کنند، حتی اگر دسترسی فوری به شبکههای پشتیبانی فیزیکی نداشته باشند. (در آموزشکده توانا منابع متفاوتی در این زمینه ارائه میشود؛ از برنامههای زنده گرفته تا کتابچههای راهنما.)
عوامل فرهنگی و اجتماعی میتواند به طور قابل توجهی بر تجربه فرد پس از زندان تاثیر بگذارد. این بخش باید به اهمیت تطبیق شیوههای خودآگاهی برای پیشینهها و جوامع مختلف بپردازد. به عنوان مثال، شیوههای خودآگاهی که با یک گروه فرهنگی موثر واقع میشود ممکن است برای گروه دیگر به همان اندازه موثر نباشد. بنابراین، افرادی که این شیوهها را بررسی یا توصیه یا اجرا میکنند باید مراقب حساسیتهای فرهنگی و تفاوتهای فردی و زمینهای باشند و تکنیکهای ذهنآگاهی را برای همسویی با ارزشها و باورهای افرادی که با آنها کار میکنند، تطبیق دهند.
علاوه بر موارد بالا، مراقبت جامع شامل این موضوع است که سلامت روان با سلامت جسمانی، سوءمصرف مواد و عوامل اجتماعی در هم تنیده است. مسئله زندانیان سیاسی در این موارد کلان (موارد فرهنگی و سیستمهای پشتیبانی) به طور کلی متفاوت از سایر زندانیان است. رژیمهایی که شهروندان خود را به دلیل باور یا نظرات سیاسی بازداشت میکنند ممکن است از کمک به مجرمان دیگر استقبال کند، اما به احتمال زیاد هیچ نیت مثبتی برای زندانیان سیاسی نداشته باشند؛ بماند که آنها را در ورطه گرفتاریهای روانی و ذهنی نیز میاندازد. در ایران توصیههای نادرست و عامدانه مسئولان و ماموران زندان به زندانیان سیاسی، مبنی بر مصرف داروهای روان و اعصاب و استفاده از بیمارستانهای روانشناسی برای تهدید و شکنجه معترضان بارها گزارش شدهاست.
زندانیان سیاسی خود نیز میتوانند به هم بپیوندند و گروهها و سیستمهای حمایتی شکل دهند. این درست است که چنین گروهها و سازمانهایی باز هم تحت حملات شدید حکومتهای ستمگر و ناقضان حقوق بشر قرار خواهند گرفت، اما از سوی دیگر تجربه بسیاری از زندانیان سابق نشان میدهد که بیعملی و ساکتنشستن، میتواند از عوامل آسیب به سلامت روان آنها باشد. بسیاری از زندانیان سیاسی هنگامی که پس از زندان به فعالیت خود ادامه میدهند و با کمک به جامعه و حتی سایر بازدداشتشدگان زمینه را برای کمک به آنان فراهم میکنند احساس بهتری نسبت به خود و تجربه زندان دارند. در زمینه رفتارهای خطرناک بعد از زندان، مانند آسیب به خویشتن و خودکشی نیز مطالعات جدید نشان میدهد آگاهی فردی و عمومی به کاهش این موارد کمک کرده است. به این ترتیب به نظر میرسد آگاهی عمومی در مجموع به نفع سلامت روان زندانیان سیاسی و عموم شهروندان است.
منابع و مطالعه بیشتر
- US Department of Health and Human Services. “Chapter 2: Culture counts: The influence of culture and society on mental health.” Mental health: Culture, race, and ethnicity—A supplement to mental health: A report of the surgeon general. Rockville, MD: US Department of Health and Human Services, Substance Abuse and Mental Health Services Administration, Center for Mental Health Services (2001).
- “The Relationship between Culture and Mental Health.” Therapy Brands, 6 July 2023.
- Hisam, Aliya, et al. “Is political activism on social media an initiator of psychological stress?.” Pakistan Journal of Medical Sciences 33.6 (2017): 1463.