آنچه اتفاق میافتاد از پیش روشن بود: الکسی ناوالنی[1] میدانست که به محض بازگشت به روسیه، دستگیر خواهد شد. او همچنین میدانست که در زندانهای روسیه با شرایطی خشن روبرو خواهد شد– بماند که در سال ۲۰۲۰ او از یک تلاش رسوا توسط دولت روسیه برای ترورش جان به در برده بود. ماهها طول کشیده بود تا او توانایی صحبتکردن و نوشتن و هماهنگی بدنیاش را دوباره به دست آورد. در ذهن او اما هیچ تردیدی وجود نداشت: «البته که برمیگردم. برنگشتن من برای آنها دستاوردی ایدهآل خواهد بود. آنها دقیقا دوست دارند من هم یک مهاجر سیاسی دیگر باشم.»[2]
با وجود تلاشهای بیوقفه رژیمهای استبدادی برای خاموشکردن صدای مخالفان، برخی افراد با شجاعت به اصول خود پایبند میمانند و حتی حاضرند امنیت شخصی خود را فدا کنند. الکسی ناوالنی یکی از این افراد بود. کرملین هر کار میتوانست کرده بود تا او را متوقف کند؛ از زندانیکردن تا تلاش برای ترور او. اما تعهد او به عدالت و مخالفت با رژیم غیر دموکراتیک روسیه هرگز متزلزل نشد. حتی زمانی که پس از یک مسمومیت شدید در سال ۲۰۲۰ این امکان را داشت که در خارج از کشور بماند، به روسیه بازگشت؛ در حالی که بهخوبی میدانست بازداشت و رفتارهای خشونتآمیز در انتظارش خواهد بود. او آشکارا اعلام کرد: «البته که برمیگردم. اگر برنگردم، این بهترین دستاورد برای آنها خواهد بود.» بازگشت ناوالنی فریاد بلند و قدرتمند مقاومت بود و نشان داد که او از خاموششدن یا تبدیلشدن به یک فرد تبعیدی سیاسی دیگر، امتناع میورزد. زندگی و مرگ غمانگیز او یادآور شجاعتی است که برای ایستادن در برابر سرکوب لازم است و تاثیر ماندگار چنین مقاومتی را نشان میدهد.
مقاومت در برابر زندان: بازگشت ناوالنی
در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۱، ناوالنی به قولش عمل کرد. او به وطنش بازگشت، جایی که هزاران هوادار منتظر او بودند. وقتی به فرودگاه در مسکو رسید، اعلام کرد: «من نمیترسم … زیرا میدانم که حق با من است. میدانم که اتهامات جنایی علیه من جعلی است، و همه این تلاشها برای ترساندن من… . این تنها حقیقت نیست که طرف من ایستاده است، من دادگاهها را هم در کنار خود دارم. آنها مرا در رابطه با پروندهای که دادگاه اروپا در آن به نفع من رأی داده است تهدید به دستگیری میکنند. بنابراین من از هیچ چیز نمیترسم و شما هم نباید از هر چیزی هم بترسید.»[3]
در آن زمان دهها سال بود که ناوالنی خود را به خار چشم ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، تبدیل کرده بود. ناوالنی با نوشتن وبلاگی که فساد دولتی را مستند میکرد، بهتدریج میلیونها مخاطب جذب کرده بود. بنیاد مبارزه با فساد او با افشای سوءاستفادههای دولتی از قدرت، تیتر خبرهای جهانی شده بود. او همچنین زیرساختی سیاسی ایجاد کرده بود که صدها هزار هوادار را در سراسر کشور جذب و بسیج کرد، تا جایی که کرملین به وحشت افتاده بود.
حتی سالها اتهامات سیاسی واهی و محاکمههای ساختگی مانند تلاش سرویسهای امنیتی برای حذفش او را ساکت نکرده بود. ناوالنی در حین گذراندن دوران محکومیت ۹ساله خود در زندان فوق امنیتی هم به حرفزدن ادامه داد: «رژیم پوتین [صرفا] یک حادثه تاریخی است، نه امری اجتنابناپذیر… . دیر یا زود، این اشتباه برطرف خواهد شد و روسیه به سمت توسعه دموکراتیک و اروپایی حرکت خواهد کرد، چراکه این همان چیزی است که مردم میخواهند.»[4]
دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰: ریشههای خودکامگی و کنشگری
ناوالنی که در سال ۱۹۷۶ در روستایی در غرب مسکو به دنیا آمد، از دوران کودکی نسبت به رژیم شوروی بدبین بود و خود را یک لیبرال میدانست و از اصلاحات ایجادشده توسط بوریس یلتسین، اولین رئیس جمهور روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، حمایت میکرد.[5] ناوالنی به روند انتقال دموکراتیک دهه ۱۹۹۰ خوشبین بود، اما علیرغم برداشتهشدن گامهای متعدد امیدوارکننده – مانند انتخابات پارلمانی آزاد و عادلانه، مطبوعات آزاد و احزاب مختلف سیاسی – دولت وقت بذرهایی را کاشت که بعدا تبدیل به یک خودکامگی جدید شد. سیر تحولات روسیه یک نظام «اَبَر ریاستجمهوری» ایجاد کرد که قدرت را در دستان شخص رییس جمهور متمرکز میکرد؛ به علاوه در انحلال یا اصلاح سازمان معروف امنیتی و سرکوبگر کا.گ.ب (KGB) ناکام ماند و اجازه داد فساد پا بگیرد. شاید سرنوشتسازترین نقطه عطفی که منجر به پسرفت روسیه به سمت خودکامگی در سال ۱۹۹۹ شد این بود که رئیسجمهور بوریس یلتسین ولادیمیر پوتین، مامور سابق کا.گ.ب را – شاید تحت این تصور که او وضعیت آن زمان را بر هم نخواهد زد – به عنوان جانشین خود انتخاب کرد.[6]
پس از انتخاب پوتین در سال ۲۰۰۰، پوتین به سرعت به سمت قبضه کامل قدرت حرکت کرد. او کنترل تلویزیون ملی را به دست گرفت تا پوشش رسانهای دولت خود را دستکاری کند، فرمانداران را از مجلس اعلای پارلمان برکنار کرد، «ابرمناطق» جدیدی به ریاست گماشتگان کرملین ایجاد کرد و ترکیب دولت را به گونهای تغییر داد که نقش پرسنل نیروهای امنیتی و نظامی در آن بیشتر شود. علیرغم این اقدامات، پوتین از سرکوب کامل مخالفان – که به دلیل محبوبیت گسترده او به دنبال رشد اقتصادی هوادار زیادی نداشتند – خودداری کرد.[7] به خاطر محدودیت زمانی دوره ریاست جمهوری، پوتین به دستیار وفادار خود، دیمیتری مدودف، اجازه داد تا در سال ۲۰۰۸ ریاست جمهوری را بر عهده بگیرد. در طول چهار سال بعد، مدودف اصلاحات ملایمی را به اجرا در آورد و فضایی را برای ابراز مخالفت فراهم کرد.
در این شرایط سرکوبگرانه اما نه توتالیتر، بود که ناوالنی شروع به کنکاش در سیاست کرد. پس از شروع حرفه خود به عنوان وکیل، او به حزب لیبرال یابلوکو[8] پیوست که در نگاه او «تنها حزب دموکراتیک منسجم بود که در مورد ایدهها صحبت میکرد و آنها را به پول، انتصابات سیاسی یا پستهای [ریاست جمهوری] نمیفروخت».[9] او به تدریج در اوایل دهه ۲۰۰۰ به رهبری حزب در مسکو مشغول شد و حتی دبیر اجرایی کمیتهای شد که بر پروژههای ساختوساز غیرقانونی در مسکو متمرکز بود.

یابلوکو و ناوالنی در برابر نیروهای قدرتمند سیاسی و رسانههایی که علیه آنها متحد شده بودند، تلاش میکردند تاثیرگذار باشند، اما ناوالنی ضمن درک محدودیتهای سیاست احزاب سنتی، نسبت به توانایی فعالان برای ایجاد تغییر نیز تردید داشت. هنگامی که از او برای حمایت از یک کمپین زیستمحیطی برای نجات جنگل خیمکی[10]، نزدیک مسکو، از تخریب جزئی بر اثر ساختن یک بزرگراه، درخواست شده بود، او چنین میپنداشت: «مشارکت در آن بیفایده است. به آنها گفتم فراموشش کنند، خودشان را اذیت نکنند. اما آنها به چیزهایی دست یافتند که هیچ کس فکرش را نمیکرد. من تحت تاثیر قرار گرفتم.»[11] (پس از سالها اعتراض، مدودف پروژه ساختوساز خیمکی را در سال ۲۰۱۰ لغو کرد.)
در این دوران، ناوالنی در شرکتهای روسی هم سرمایهگذاری میکرد. هدف او صرفا پول درآوردن بود، اما در حالی که گزارشها را میخواند و اخبار مربوط به شرکتهایی را که در آنها سهام داشت دنبال میکرد، وحشت کرد؛ او میگوید که آن زمان هنوز بحران مالی جهانی شروع نشده بود، افزایش قیمت نفت در حد رکوردشکنی بود و «شرکتهایی که من در آنها سهام داشتم وضعی عالی داشتند اما گزارشمالی آنها میگفتند: هیچ سود سهامی وجود نخواهد داشت. … تصمیم گرفتم بفهمم سود شرکتها کجا میرود و چرا آنها سود را با من تقسیم نمیکنند.»[12] ناوالنی میگفت: «این موضوع برای من موضوعی اساسی شد.»[13]
نبرد آنلاین علیه فساد در روسیه
ناوالنی توجه خود را به فساد معطوف کرد و به آن به چشم «مسئله عدالت» برای روسهایی که دولتشان از آنها دزدی میکند، مینگریست. او میگفت: «آنچه که برای کشور ما اتفاق میافتد، مانند یک زن ضعیف است که در حالی که وقتی راه خودش را میرود گروهی از نوجوانان شرور از او زورگیری میکنند اما همه به جای کمک به او، فقط تماشا میکنند.»[14] ناوالنی متوجه شد که وبلاگ معمولیاش، که در سال ۲۰۰۶ در سرویس لایوژورنال[15] راهاندازی کرده بود، میتواند به ابزاری حیاتی برای مبارزه با فساد و کمک به کشورش تبدیل شود.
فساد صدها سال است که در روسیه به شکل نوعی بیماری بومی رایج بوده است، اما در طول دهه ۱۹۹۰، زمانی که گذار اقتصادی پس از شوروی فرصتهای جدیدی را برای روابط فسادآمیز بین دولت و تجارت باز کرد، افزایش یافت. امروزه رشوهخواری در بخشهای مختلف، از اجرای قانون گرفته تا آموزش، گسترده است. چنانکه یک شهروند روس میگوید: «وحشتناکترین چیز این است که [فساد] کاملا نرمال شده است.»[16] در تدارکات دولتی، فساد در مقیاس وسیعتری وجود دارد. برخی برآوردها نشان دادهاند که حجم فساد در حوزه مناقصات معادل حدود یکسوم بودجه فدرال روسیه است.[17]

روسها بهای رشوههایی را که با هدف لاپوشانی شرایط ناامن دادهاند با جان خود پرداختهاند: ۱۵۶ کشته در آتشسوزی کلوپ شبانه در پرم در سال ۲۰۰۹، ۱۲۹ کشته در غرقشدن یک قایق رودخانهای در سال ۲۰۱۱ در مسکو و از بین رفتن صدها کارگر معدن زغالسنگ در سیبری در آتشسوزی ناشی از سطوح بالای گاز متان نمونههایی از این موارد هستند. به همین ترتیب، رشوهدادن به مقامات امنیتی راه را برای حملات تروریستی باز کرده است. در سال ۲۰۰۴، ۸۹ نفر در بمبگذاریهای انتحاری در هواپیما کشته شدند؛ پس از اینکه پرسنل فرودگاه چیزی کمتر از ۲۰۰ دلار رشوه دریافت کردند تا تروریستها سوار شوند. تنها یک ماه بعد، جنگجویان چچنی با استفاده از رشوه از دهها ایست بازرسی در مسیر عبور کردند و هزار نفر را در مدرسهای در بسلان[18] گروگان گرفتند.[19] در نهایت نیز، بیش از ۳۰۰ نفر از جمله ۱۸۶ کودک، در مرگبارترین حمله تروریستی تاریخ روسیه کشته شدند.
عواقب مبارزه با فساد برای فعالان میتواند شدید باشد. در سال ۲۰۰۸ پس از آنکه روزنامهنگار میخائیل بکتوف[20] ماجرای بزرگراه و جنگل خیمکی و مخالفتها با آن را پوشش داد، دو مرد دستها، پاها و سر او را با میلهای آهنی شکستند. او بقیه عمر خود را روی ویلچر گذراند و قادر به صحبتکردن نبود. در همان سال، زمانی که یک وکیل به نام سرگئی ماگنیتسکی[21] اختلاس مقامات وزارت کشور را کشف کرد، دستگیر و در زندان شکنجه شد و در سال ۲۰۰۹ در ۳۷ سالگی درگذشت.
با این حال، ناوالنی مصمم بود که به کار ادامه دهد و از وبلاگ خود برای جلب توجهها به کانون فساد استفاده کند. او در این باره گفت: «سانسور دلیلی بود که من به تدریج درگیر نوشتن این وبلاگ شدم. هیچ راه دیگری نبود. وبلاگهایی با فرمت مشابه در خارج از کشور محبوب نیستند زیرا این نوع اطلاعات در مطبوعات آنجا منتشر میشود. اما اینجا تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که وبلاگ بنویسیم. … ابتدا، آشنایان من شروع به دنبالکردن من در لایوژورنال کردند، روزنامهنگاران سیاسی، فعالان و دیگران. … با گذشت زمان وبلاگ من به یک رسانه واقعی تبدیل شد.»[22]
سرمایهگذاریهای ناوالنی در شرکتهای روسی به او این امکان را داد تا اطلاعات محرمانهای در مورد فعالیتهای شرکت به دست آورد و در جلسات سهامداران – یعنی جایی که میتوانست سوالات جسورانهای را رو در رو با مدیریت شرکت مطرح کند – شرکت کند. به عنوان مثال، در آوریل ۲۰۰۸، او به مجمع سالانه سهامداران شرکت نفت سورگوت نفت گاز[23] ملحق شد و پشت میکروفون از مالکیت شرکت پرسید، چرا بازده سود سهام آن بسیار پایین است و چرا دسترسی به اطلاعات مربوط به شرکت بسیار دشوار است. [24]
اطلاعرسانی به عموم مردم به اندازه بهدستآوردن این اطلاعات، مهم بود. ناوالنی شرکت به شرکت، سوابق را بررسی و شکایتها را ثبت کرد و همه چیزهایی را که کشف کرده بود در لایوژورنال منتشر کرد. پستهای او مخاطبان رو به رشدی را جذب کرد و باعث پوشش جریان اصلی رسانهها شد. در سال ۲۰۱۰ او جنجالی ترین گزارش خود را منتشر کرد: ناوالنی صاحب انحصاری کسب و کار حمل و نقل نفت ترانسنفت[25] را به سرقت ۴ میلیارد دلار از بودجه دولتی در طول ساخت خط لوله عظیم شرق سیبری-اقیانوس آرام متهم کرد. او گفت: «این گزارش من نیست. این نظر تحلیلگران یا کارشناسان نیست. این مطالب رسمی ترانسنفت است که توسط دهها کارمند آن تهیه و امضا شده است. … وقتی این گزارش را خواندیم مو به تن ما سیخ شد. اسناد میگوید که میلیاردها دلار در جریان تحقق این پروژه ملی شگفتانگیز به سرقت رفته است. به همین سادگی. به سرقت رفته است.»[26]
در دسامبر ۲۰۱۰ ناوالنی یک وب سایت جدید به نام روسپیل[27] راهاندازی کرد که هدفش گردآوری جمعی منابع برای کشف فساد در مناقصات دولتی بود. دنبالکنندگان ناوالنی از اطلاعات در دسترس عموم برای تحقیق در مورد کلاهبرداری استفاده کردند؛ مانند سی ساعت مچی طلا و الماس که یک فرماندار محلی به عنوان «هدیه برای معلمان ناحیه» سفارش داده بود یا یک آئودی ۲۷۶هزار دلاری که توسط وزیر دارایی منطقه سفارش داده شده بود.[28] جامعه پرانگیزه هواداران ناوالنی به ارسال شکایاتی به سازمان فدرال ضد انحصار پرداخت که منجر به لغو بسیاری از مناقصات شد؛ بر اساس منابع روسپیل، نزدیک ۷میلیون دلار آمریکا از ارزش این مناقصات در کمتر از چهار ماه لغو شد.[29] ناوالنی با استراتژی افشاگرانه خود به تدریج نه تنها به یک وجهه ملی، بلکه به یک شهرت بینالمللی نیز دست مییافت.

۲۰۱۱ – ۲۰۱۲: انتخابات پر از تقلب و اعتراضات گسترده
سال ۲۰۱۱ میتوانست نقطه عطفی برای روسیه باشد. در پی بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸، آمار حمایت از حزب پوتین، روسیه متحد، در حال کاهش بود. انتخابات پارلمانی برای دسامبر برنامهریزی شده بود و قرار بود سال بعد انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود. گمان میرفت روسیه در نهایت یا شاهد تغییر واقعی باشد و به سمت لیبرالیسم و دموکراسی بیشتر حرکت کند یا در اقتدارگرایی عمیقتری فرو رود.
با آمادهشدن کشور برای انتخابات، «بهار عربی» – موج اعتراضات علیه دولتهای سرکوبگر در خاورمیانه – آغاز شد. با اینکه قیامها الهامبخش ناوالنی بودند، اما فقط ترس پوتین از شورشهای پوپولیستی را برانگیختند و این باور را در او تقویت کردند که برای حفظ قدرت، سیاست مشت آهنین لازم است. در ماه سپتامبر، او و مدودف اعلام کردند که پوتین در سال ۲۰۱۲ در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهد کرد؛ امری که همزمان هم امید مخالفان روسیه [برای تغییر] را کمرنگ کرد و هم به جنبش آنها انرژی داد.
ناوالنی تمام تلاش خود را برای کاهش محبوبیت حزب روسیه متحد انجام داد تا آنها در انتخابات شکست بخورند. در اوایل سال، در اظهار نظری در مصاحبهای رادیویی، او روسیه متحد را «حزب کلاهبرداران و دزدان» نامید و این برچسب بهسرعت مورد توجه قرار گرفت. این عنوان در هفتههای منتهی به انتخابات در سراسر مسکو روی برچسبها ظاهر شد؛ زیرا ناوالنی از روسها خواست به «هر حزبی غیر از روسیه متحد» رأی دهند. [30]
پس از شمارش آرا در ۴ دسامبر، با وجود اینکه سهم این حزب از آرا به زیر ۵۰ درصد کاهش یافته بود، اما حزب همچنان اکثریت پارلمانی خود را البته بدون الگوی مشخص گسترده حفظ کرد. با پخششدن اسناد تقلب در انتخابات در رسانههای اجتماعی، اعتراضها به راه افتاد و ناوالنی برای اولین بار در زندگیاش خطاب به جمعیت مسکو گفت: «من در حال حاضر به اندازه کافی مردم اینجا را میبینم که کرملین را تصرف کنیم! اما ما یک نیروی صلحطلب هستیم. ما این کار را نمیکنیم، هنوز نه. اما اگر این کلاهبرداران و دزدها دوباره سعی کنند ما را فریب دهند و به ما دروغ بگویند، ما آنچه متعلق به ما است را پس میگیریم!»[31] او خوشبین به نظر میرسید که رژیم برای بقای خودش هم که شده ممکن است اصلاح شود.
این اعتراضات با اعتراضات متقابل سازماندهیشده توسط رژیم، دستگیری افراد (از جمله خود ناوالنی) و وعده اصلاحات سیاسی مدودف مواجه شد. با آنکه تظاهرات بهراهافتاده توسط طرفداران میانهروها و رادیکالها، چپها و راستها، ملیگراها و لیبرالها پرشور بود، این تنوع با عدم هماهنگی و اتحاد همراه بود. همانطور که یکی از مخالفان دوران اتحاد جماهیر شوروی میگوید: «ما در مورد اهمیت حقوق بشر ارزشهای مشترکی داشتیم، اما ارزشهای مردم معترض امروز گاهی چنان با یکدیگر در تضاد هستند که حتی دیدن یک پیوند مشترک بین آنها دشوار است.»[32]
با پایانیافتن اعتراضات، انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد و با وجود نارضایتی گسترده از شرایط روسیه، واقعیت این بود که پوتین محبوبترین سیاستمدار این کشور باقی ماند. نه تنها بسیاری از روسها سطوح پایینتر حکومت را مقصر میدانستند – که یادآور همان باور قدیمی و کلاسیکی است که میگوید «تزار خودش خوب است، اما پسرانش بد هستند» – بلکه به نظر میرسید اصلا جایگزین مناسبی برای پوتین وجود ندارد.[33] علیرغم رشد جایگاه اجتماعی ناوالنی، در مارس ۲۰۱۲ او فقط نزدی ۲۵ درصد مردم در سراسر کشور شناختهشده بود. [34]
پس از اعلام پیروزی پوتین در انتخابات ریاست جمهوری مارس ۲۰۱۲، اعتراضات بهسرعت با خشونت و دستگیریهای گسترده خفه شد. اگرچه معترضان قبلی فقط برای مدت کوتاهی دستگیر و سپس آزاد شده بودند، این بار معترضان با پیگرد کیفری مواجه شدند؛ هشداری به روسها برای دوری از تظاهرات. بیش از ۲۲ نفر در دوران پوتین به حبسهای چندساله محکوم شدند. [35]

دهه ۲۰۱۰: ناوالنی در سیاست
در رژیم جدید پوتین، ناوالنی با مجموعهای فزاینده از تهدیدات قانونی روبرو شد. اتهام سال ۲۰۱۰ علیه ناوالنی مبنی بر اختلاس وجوهی از شرکت الوار کیروفلس[36]، که در سال ۲۰۱۲ به دلیل کمبود شواهد ترک شده بود، دوباره به راه افتاد. ناوالنی همچنین با اتهام کلاهبرداری از یک حزب سیاسی لیبرال روبرو شد، اگرچه رهبران این حزب گفتند هیچ پولی گم نشده است. در سال ۲۰۱۴، ناوالنی و برادرش هر دو متهم به کلاهبرداری از شرکت لوازم آرایشی ایوروشه[37] شدند، در حالی که شرکت اعلان کرده بود چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. در حالی که ناوالنی با این اتهامات مبارزه میکرد، به سمت سیاست انتخاباتی گام برداشت. در این زمان مدودف وعده داده بود که سران منطقه دوباره به شکل انتخاباتی مشخص میشوند و انتخابات هم از مسکو شروع خواهد شد. ناوالنی در سال ۲۰۱۳ نامزد انتخابات شهرداری شد. البته او یک روز پس از ثبت نام به عنوان نامزد، به اتهامی که در پرونده کیروفلس داشت مجرم شناخته شد و به پنج سال زندان محکوم شد؛ چیزی که او را از نامزدی محروم کرد. با این حال، کرملین در واقع میخواست ناوالنی در رقابت حاضر باشد تا ظاهری دموکراتیک را به جهان ارائه دهد و در عین حال از شکست ناوالنی اطمینان داشته باشد. وقتی ناوالنی از محکومیت خود درخواست تجدید نظر کرد، آزاد شد. این به او اجازه داد تا یک کمپین پرشور را آغاز کند. هزاران داوطلب در سرتاسر مسکو اعلامیههای او را توزیع کردند که در آن ناوالنی درباره دموکراسی، شفافیت و موضع سختگیرانه در قبال مهاجرت وعده داده بود.
موضع ناوالنی در مورد مهاجرت ریشه در تمایلات ملیگرایانه دیرینه او داشت. در سال ۲۰۰۷ پس از ترک یابلوکو، او یک حزب کوتاهمدت به نام ناردو[38] تاسیس کرد که تلاش میکرد «تلفیقی از لیبرالیسم و ناسیونالیسم ایجاد کند؛ اعتقادی که میتواند اکثریت مردم را علیه رژیم پوتین متحد کند.»[39] به گفته ناوالنی، مهاجرت غیرقانونی به روسیه بیداد میکرد و از دید وی شهروندان قزاق، قرقیز، ازبک و تاجیک – که میتوانستند بدون ویزا وارد روسیه شوند و سپس اقامت بیشتری داشته باشند – باید ملزم به دریافت ویزا میبودند.
ادبیات او در آن زمان نگرانکننده به نظر میرسید. ناوالنی در یکی از ویدیوهای فیلمبرداریشده برای ناردو اعلام کرد: «ما حق داریم در روسیه، روس باشیم و از این حق دفاع خواهیم کرد.» در ویدیوی دیگری، در حالی که تروریستهای چچنی را روی صفحه نمایش میداد، این سوال را مطرح میکرد که با سوسکی که بیش از حد تهاجمی یا بزرگ است چه باید کرد. راه حل پیشنهادی او این بود: «من توصیه میکنم از تفنگ استفاده کنید.»[40]
با گذشت زمان، ناوالنی مواضع خود را در مورد مهاجرت تعدیل کرد، از ادبیات قبلی خود عذرخواهی کرد و به حمایت از سیستم اعطای ویزا ادامه داد و در عین حال بر لزوم حمایت از حقوق کارگران مهاجر تاکید کرد. او همچنین از برقراری ارتباط با ملیگرایان و آموزش آنها حمایت کرد: «من فکر میکنم بسیار مهم است که به آنها توضیح دهیم که کتکزدن مهاجران راه حل مشکل مهاجرت غیرقانونی نیست. راه حل، بازگشت به انتخابات رقابتی است که به ما امکان میدهد از شر دزدان و کلاهبردارانی خلاص شویم که از طریق مهاجرت غیرقانونی ثروتمند میشوند.»[41]
به طور مشابه، ناوالنی در طول زمان برخی از مواضع خود را در مورد روابط روسیه با همسایگانش تغییر داد. زمانی که روسیه در سال ۲۰۰۸ به گرجستان حمله کرد، ناوالنی گرجیها را «جوندگان» خواند و گفت که مایل است به سمت رهبران نظامی گرجستان موشک شلیک کند و نخست وزیر گرجستان را با آدولف هیتلر مقایسه کرد.[42] اگرچه او بعدا به خاطر سخنان خود عذرخواهی کرد، اما در حمایت از جنگ با گرجستان متزلزل نشد.[43] بعدا در سال ۲۰۱۴ او از مخالفت صریح با الحاق غیرقانونی کریمه به روسیه امتناع کرد و گفت که آن شبهجزیره «دو فاکتو[44] روسی» است و پرسید: «آیا کریمه یک ساندویچ است یا چیزی که میتوانید بردارید و پس بدهید؟ من اینطور فکر نمیکنم.»[45] با این حال، پس از ابراز مخالفت با حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، او در نهایت امپریالیسم روسیه را محکوم کرد و اعلام کرد که کریمه باید به اوکراین بازگردانده شود.
در رقابت شهرداری مسکو در سال ۲۰۱۳ اگرچه ناوالنی با ۲۷ درصد آرا شکست خورد، نزدیک بود انتخابات را به دو ر دوم بکشاند. این یک پیروزی برای او و تحقیر شهردار بود. در این زمان نام ناوالنی به گوش بیش از نیمی از مردم رسیده بود. وی در ادامه اعلام کرد که در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۸ شرکت خواهم کرد «تا رویهای را که برای بیست سال بیمعنا بوده است به تقابل واقعی ایدهها، برنامهها، رویکردها و مبارزات انتخاباتی تبدیل کنم. من میخواهم صدای شما باشم، نماینده شما در این انتخابات. یک سیاستمدار واقعی که با مردم در ارتباط است و منافع آنها را نمایندگی میکند.»[46]
کمپین ناوالنی در پلتفرمی که بر نابرابری و بیعدالتی اقتصادی-اجتماعی متمرکز بود و در عین حال بر ناسیونالیسم تاکید نداشت، برای جذب و بسیج حامیان از طریق رسانههای اجتماعی، اعتراضات خیابانی و راهاندازی دفاتر کمپین محلی در سراسر کشور تلاش کرد. در یک کشور دموکراتیک این امر میتوانست فعالیتی عادی باشد، اما در روسیه ایجاد زیرساختهای سیاسی مستقل از کرملین واقعا یک کار بزرگ بود.
در چندین پلتفرم رسانههای اجتماعی، از اینستاگرام گرفته تا توییتر و یوتیوب، ناوالنی و تیمش از سبکی طنزآمیز و جذاب برای جلب توجه روسها استفاده کردند. همانطور که او میگفت: «من سعی میکنم این کار را در قالبی سرگرمکننده انجام دهم. من سعی میکنم به همه ثابت کنم که مبارزه با رژیم سرگرمکننده است.»[47] در سال ۲۰۱۷ او کمپین «اسمش دیمون[48] نیست» را راهاندازی کرد که یک افشاگری جدید در یوتیوب بود که مدودف را به فساد متهم میکرد. این مطلب به سرعت در فضای مجازی منتشر شد و در عرض یک هفته به میلیونها بازدید رسید. سپس تیم او تظاهراتی را نه به عنوان تظاهرات مبارزاتی برای ناوالنی، بلکه به عنوان اعتراض علیه فساد در میان نخبگان ترتیب داد. آنها ابتدا در ۹۷ شهر و سپس در ۱۵۴ شهر جمعیت را به خود جذب کردند که بیسابقه بود؛ گستردهترین موج اعتراضات در روسیه حداقل از سال ۲۰۱۲ تا کنون.[49]
ناوالنی از طریق برندسازی قوی، پیامرسانی یکپارچه و بهرهبرداری از منابع محلی و شبکههای فعال، یک جنبش سیاسی بسیار سازمانیافته ایجاد کرد. او اعلام کرد: «برای اولین بار در تاریخ اخیر روسیه، ما یک ساختار سیاسی واقعی و عظیم ایجاد کردهایم که اساس آن از ستادهای مرکزی در ۸۳ شهر و تقریبا ۲۰۰هزار داوطلب در سراسر کشور تشکیل شده است.»[50] اما پوتین مصمم بود نگذارد ناوالنی همانطور که در سال ۲۰۱۳ شهردار مسکو را تحقیر کرده بود او را نیز تحقیر کند. پرونده کیروفلس که ناوالنی آن را به دادگاه اروپایی حقوق بشر برده بود و در آن برنده هم شده بود منجر به پنج سال حبس تعلیقی شد که او را از شرکت در انتخابات برای یک دهه منع کرد. با این وجود، ناوالنی هنگام صدور حکم اظهار داشت: «چهار سال پیش من اینجا اعلام کردم … که ما کار تحقیقاتی خود را متوقف نمیکنیم، ما مبارزه با فساد را متوقف نمیکنیم. ما متوقف نخواهیم شد و اکنون با احساس رضایت عمیق میتوانم بگویم که سعی کردم به این وعده عمل کنم. ما ثروتهای آنها را نشان دادیم، نشان دادیم که چگونه کشور شگفتانگیز ما را غارت کردند. فکر میکنم ما در این افشاگریها بسیار قانعکننده بودیم. ما درگیر سیاست هستیم. من در انتخابات شرکت میکنم .من هر آنچه را که اینجا قول داده بودم انجام دادهام.»[51]

دهه ۲۰۲۰: سوءقصد و زندان
در ۲۰ اوت ۲۰۲۰، ناوالنی از تومسک[52] سیبری به مسکو رفت. هنگام پرواز او تعادل خود را از دست داد و بیهوش شد. پرواز برای فرود اضطراری به اومسک[53] تغییر مسیر داد. چند روز بعد، تیمی از پزشکان آلمانی ناوالنی را برای معالجه با هواپیما به برلین منتقل کردند؛ جایی که پزشکان به این نتیجه رسیدند که او مسموم شده است. به گفته دولت آلمان و سازمان منع تسلیحات شیمیایی، در این ترور از عامل اعصاب نوویچوک[54] استفاده شده بود.[55] همانطور که ناوالنی گفت: «کشتن به این شکل آشکار با استفاده از نوویچوک – حاوی پیامی بسیار قوی است، اینکه او جایگاه خود را نمیدانست، مقامات فاسد را افشا میکرد، پوتین را دزد خواند- و حالا ببینید، او در ۴۴ سالگی مرده است.» [56]
پس از ماهها بهبودی، ناوالنی خودش دست به کار تحقیقات شد. در ماه دسامبر، او ویدیویی از تماسی تلفنی که ظاهرا با یکی از ماموران سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB) برقرار کرده بود، منتشر کرد که در آن ناوالنی وانمود میکرد یک دستیار در سازمان FSB است. در این ویدیو، فردی در آن سوی خط تلفن اعتراف کرد که یک تیم FSB روی درزهای لباس زیر ناوالنی سم را کار گذاشته بود و گفت که اگر هواپیما فرود اضطراری نداشت، «همه چیز به گونهای دیگر تمام میشد».[57]
با نزدیکشدن به پایان دوران نقاهت، ناوالنی میدانست که اگر به روسیه بازگردد، حتما دستگیر و زندانی خواهد شد. او که از قدرت نمادین «رهبری مردم با انجام یک عمل و رفتار» آگاه بود، خاطرنشان کرد: «در ذهن مردم، اگر کشور را ترک کردید به این معنی است که تسلیم شدهاید.» پس از بازگشت به روسیه در ژانویه ۲۰۲۱، او بلافاصله بازداشت شد. تنها دو روز بعد، تیم او افشاگری جدیدی را منتشر کرد: «کاخ پوتین»؛ نگاهی به درون آنچه ناوالنی چنین توصیف کرد: «محرمانهترین و محافظتشدهترین تاسیسات روسیه، بدون اغراق. این نه یک خانه روستایی، نه یک ویلا و نه یک اقامتگاه است. این یک شهر کامل یا بهتر است بگوییم یک پادشاهی است.» در این ویدیو از فیلمهای هواپیماهای بدون سرنشین، نقشهها و سایر اسناد استفاده شد تا به بینندگان مجموعهای مفصل مخصوص پوتین – از یک قصر یخی زیرزمینی گرفته تا یک شرابسازی مجلل – را نشان دهد؛ چیزی که به گفته ناوالنی با «بزرگترین رشوه در تاریخ» تامین شده بود. [58]
اگرچه ناوالنی سالها در مورد فساد در سطوح دیگر حکومت تحقیق میکرد، اما از هدف قراردادن خود پوتین خودداری میکرد. به گفته یکی از نزدیکانش، «الکسی میگفت که وقتی در مورد پوتین مینویسیم، این آخرین تحقیق ما خواهد بود.»[59] او میدانست که چنین تحقیقاتی از خط قرمزها عبور میکند و خشم پوتین را برمیانگیزد. با این حال، ناوالنی پس از سوءقصد آماده بود تا در رویارویی با پوتین ریسک کند. یک روز پس از انتشار، «کاخ پوتین» بیش از ۲۰ میلیون بازدید داشت و اعتراضات گسترده در سراسر روسیه آغاز شد. [60]
با این حال، خیلی زود ناوالنی به نقض آزادی مشروط با عدم مراجعه منظم به پلیس در سال ۲۰۲۰ متهم شد. پس از آن، بیش از دو سال حکم زندان برایش صادر شد.[61] همچنین بنیاد مبارزه با فساد او یک سازمان افراطی اعلام و منحل شد. اتهامات واهی بیشتری هم علیه او در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ مطرح شدند و ۹ سال زندان اضافی را برای او به همراه آورند.

شرایط زندان و پایان زندگی ناوالنی
ناوالنی در تاریخ ۱۶ فوریه ۲۰۲۴ در زندان قطبی IK-3 در منطقه یامالو-ننتس، جایی که در حبس بود، درگذشت. طبق اعلام رسمی زندان، ناوالنی پس از یک پیادهروی کوتاه به زمین افتاد و تقریبا بلافاصله از هوش رفت. با اینکه کادر پزشکی و تیم آمبولانس به سرعت به محل رسیدند، تلاشهای احیا بینتیجه بود. خانوادهاش، از جمله مادرش، در ساعت ۲:۱۷ بعد از ظهر به وقت محلی از مرگ او اطلاع یافتند. مقامات روسیه جزئیات بیشتری ارائه نکردند و تنها از اصطلاح «سندروم مرگ ناگهانی» استفاده کردند؛ عبارتی که اغلب به وقایع ناگهانی قلبی اشاره دارد. برخی منابع، از جمله رسانههای دولتی روسیه، گمانهزنی کردهاند که لخته خون ممکن است علت مرگ بوده باشد، هرچند علت رسمی مرگ هنوز تایید نشده است. [62]
بعضی گزارشها حاکی از آن است که بدن ناوالنی علائم کبودی داشت که با جراحات ناشی از تشنج سازگار بوده و احتمالا نشاندهنده وقوع یک حادثه شدید جسمی پیش از مرگ او است. یک زندانی ناشناس از همان زندان توصیف کرده است که در شامگاه ۱۵ فوریه فعالیت امنیتی غیرعادی افزایش یافته بود و نگهبانان بازرسیهای شبانه را تسریع کردند و وسایل زندانیان را توقیف کردند. تیم حقوقی، خانواده و حامیان ناوالنی مدتها درباره سلامتی و امنیت او ابراز نگرانی کرده بودند؛ نگرانیهایی که با توجه به شرایط معروف به بیرحمی در زندان «گرگ قطبی» و سرمای شدید آن، بیشتر شد. تنها یک روز قبل از مرگ، ناوالنی از طریق ویدئو در یک جلسه دادگاه ظاهر شده بود و به شوخی درباره مشکلات مالی خود و حبس انفرادی پیشرو سخن گفت؛ مجازاتی که او به طور مکرر برای «تخلفات» جزئی متحمل میشد.[63]
ناوالنی در دوران زندان از آزار و اذیت و محرومیت از خواب، کاهش سلامتی و محرومیت از مراقبتهای پزشکی و حبس در سلول انزوا رنج برد. در واقع، او بیشتر وقت خود را در انزوا گذراند. جایی که، به گفته او «نمیتوانی درست بخوابی… دسترسی به غذای زندان نداری… و نوشتن و خواندن نامهها به دلیل نور ضعیف سخت است». پس از کاهش وزن ۱۸ پوندی (حدود ۸.۱۶ کیلوگرم) تنها در دو هفته، برخی اظهار داشتند که مقامات زندان ممکن است «به تدریج او را با استفاده از سمی کُند اثر که از طریق غذا استفاده میشود، بکشند». [64]
او همچنین از ملاقات با خانواده، که برای سایر زندانیان مجاز است، محروم شد. با شروع زمستان او از دسترسی به لباس زمستانی هم محروم شد. همانطور که خودش نوشته است: «این بدان معناست که یا برای پیادهروی بیرون نمیروید (و رنج میبرید) یا بیرون میروید و بیمار میشوید که در نتیجه نیاز به مراقبتهای پزشکی دارید. این به نوبه خود به مقامات زندان اهرمهای بیشتری میدهد. … [ آنها] بازوهای شما را میپیچانند و از شما میخواهند که برخی از داشتههای خود را رها کنید. مبارزه در زندان جستجوی بیپایان برای آسیبپذیریهای متقابل است.»[65]
ناوالنی تا پایان به حرفزدن ادامه داد. او از رأیدهندگان روسی خواست که از استراتژی «رأیدادن هوشمند» او برای انتخاب نامزدهایی استفاده کنند که به احتمال زیاد حزب روسیه متحد را در انتخابات محلی و ملی شکست میدهند. او همچنین از کشورهای غربی خواست که نه تنها مقامات سطح پایین بلکه الیگارشهای ارشدی که با پولشان از پوتین حمایت میکنند را تحریم کند و در برابر «صادرات فساد – شیوه پوتین برای خرید رهبران خارجی (با دادن کرسی به آنها در هیئت مدیره شرکتها) – مقاومت کنند [و] با جنگ هیبریدی که با گسترش هرج و مرج و فشار بر نقاط ضعف جامعه غربی، چه مهاجران در اروپا و چه اختلافات در جامعه ایالات متحده، به راه میافتد مقابله کنند.»[66]
او همچنین یکی از مخالفان اصلی جنگ روسیه علیه اوکراین بود و آن را به عنوان «یک جنگ تجاوزکارانه ناعادلانه» محکوم میکرد و از تمایل پوتین برای ثبت «در تاریخ به عنوان تزار فاتح و گردآورنده سرزمینها» انتقاد میکرد. او درباره سخنان گذشته خود در مورد کریمه نوشت که مرزهای اوکراین «مثل مرزهای روسیه است؛ آنها در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شده و تعریف شدهاند. روسیه نیز در آن زمان این مرزها را به رسمیت شناخت و امروز نیز باید آنها را به رسمیت بشناسد». ناوالنی در نفی ناسیونالیسم امپریالیستی که زمانی پذیرفته بود، اضافه کرد که روسهایی که دیدگاههای امپریالیستی دارند «باید در انتخابات شکست بخورند» و «روسیه کشوری وسیع با جمعیت رو به کاهش و مناطق روستایی رو به زوال است. امپریالیسم و اصرار به تصرف سرزمین، مضرترین و مخربترین راه است».[67]
حتی در حالی که برخی نگران بودند که کرملین از طریق شکنجه طولانیمدت «فرآیند بسیار کُند قتل مجدد او» را پیش ببرد، ناوالنی همچنان به جنگیدن ادامه میداد.[68] او میگفت: «من در روسیه امروزی یک امتیاز بزرگ و نادر دارم. من آنچه را که فکر میکنم درست است میگویم و همانطور که فکر میکنم لازم است عمل میکنم. کلاهبرداران بدخواه کرملین هیچ قدرتی بر من ندارند، حتی اگر مرا در سوراخی حبس کرده باشند.» [69] ناوالنی در ژانویه ۲۰۲۳ با اشاره به تجدیدنظر خود در شعار قدیمی مخالفان یعنی «روسیه آزاد خواهد شد» از زندان به روسهای همفکر خود نوشت: «ما بسیاریم، قطعا بسیار بیشتر از قضات فاسد، مبلغان دروغگو و کلاهبرداران کرملین. من کشورم را به آنها تسلیم نمیکنم و معتقدم تاریکی در نهایت از بین خواهد رفت. اما تا زمانی که تاریکی ادامه دارد، من تمام تلاشم را انجام خواهم داد، سعی خواهم کرد آنچه را که درست است انجام دهم و از همه میخواهم که امید را رها نکنند. روسیه خوشبخت خواهد شدـ!»[70]
[1]. Alexei Navalny.
[2]. Masha Gessen. “Alexey Navalny Has the Proof of His Poisoning.” The New Yorker, 18 Oct. 2020.
[3]. Gessen. “Alexey Navalny’s Fearless Return to Russia.” The New Yorker, 19 Jan. 2021.
[4]. “Read Excerpts from Navalny’s Interview with the Times.” The New York Times, 25 Aug. 2021.
[5]. Dollbaum, Jan Matti, Morvan Lallouet, and Ben Noble. Navalny. Putin’s Nemesis, Russia’s Future? New York, NY: Oxford University Press, 2021.
[6]. Ibid.
[7]. McFaul.
[8]. Yabloko.
[9]. Olga Khvostunova. “Who is Mr. Navalny?” Institute of Modern Russia, 18 Jan. 2012.
[10]. Khimki.
[11]. Marc Bennetts. I’m Going to Ruin Their Lives: Inside Putin’s War on Russia’s Opposition. London: Oneworld, 2016.
[12]. Dollbaum et al.
[13]. Ibid.
[14]. Olga Khvostunova. “Who is Mr. Navalny?” Institute of Modern Russia, 18 Jan. 2012.
[15]. Livejournal.
[16]. Myers, Steven Lee. “Pervasive Corruption in Russia is ‘Just Called Business.’” The New York Times, 13 Aug. 2005.
[17]. Gontmakher, Evgeny. “How Russia can shed centuries of corruption.” GIS. 10 May 2022.
[18]. Beslan.
[19]. Bennetts.
[20]. Mikhail Beketov.
[21]. Sergei Magnitsky.
[22]. Olga Khvostunova. “Who is Mr. Navalny?”.
[23]. Surgutneftegaz.
[24]. Dollbaum et al.
[25]. Transneft.
[26]. Bennetts.
[27]. RosPil.
[28]. Ibid.
[29]. Dollbaum et al.
[30]. Ibid.
[31]. Ibid.
[32]. Bennetts.
[33]. Ibid.
[34]. Ibid.
[35]. Dollbaum et al.
[36]. Kirovles.
[37]. Yves Rocher.
[38]. NAROD.
[39]. Ibid.
[40]. Ibid.
[41]. Masha Gessen. “The Evolution of Alexey Navalny’s Nationalism.” The New Yorker, 15 Feb. 2021.
[42]. Tara Law. “Why Some Ukrainians Aren’t Happy with Navalny’s Oscar Win.” Time, 13 March 2023.
[43]. Anton Shekhovtsov. “Why Ukraine is wary of the Russian opposition.” Al-Jazeera, 4 March 2023.
[44]. De facto، اصطلاحی است در عالم سیاست به معنی «در عمل».
[45]. Kate Tsurkan. “The problem with lionizing Navalny and snubbing Zelensky at Oscars.” The Kyiv Independent, 13 March 2023.
[46]. Ibid.
[47]. Ibid.
[48]. دیمون صورت تغییریافته اسم روسی دیمیتری است که نام کوچک مدودف است. در روسیه مدودف را به طنز دیمون صدا میکردند که به نوعی حسی خلافکارانه را القا میکرد.
[49]. Kate Tsurkan. “The problem with lionizing Navalny and snubbing Zelensky at Oscars.” The Kyiv Independent, 13 March 2023.
[50]. Ibid.
[51]. Julia Ioffe. “Another Day in Court for Alexey Navalny.” The Atlantic, 8 February 2017.
[52]. Tomsk
[53]. Omsk
[54]. Novichok
[55]. Dollbaum et al.
[56]. Masha Gessen. “Alexey Navalny Has the Proof of His Poisoning”.
[57]. Anton Troianovski. “Navalny Says Russian Agent Confessed to Plot to Poison Him.” The New York Times, 21 Dec. 2020.
[58]. BBC. “Alexei Navalny: Millions watch jailed critic’s ‘Putin palace’ film.” 20 Jan. 2021.
[59]. Dollbaum et al.
[60]. BBC.
[61]. “As It Happened: Navalny Sentenced to 2 Years and 8 Months in Penal Colony.” The Moscow Times, 3 Feb. 2021.
[62] “Russia: Navalny Dies in Prison.” Human Rights Watch, 16 Feb. 2024.
[63] Lucy Papachristou. “What We Know about Alexei Navalny’s Death in Arctic Prison.” Reuters. 19 Feb. 2024.
[64]. Pjotr Sauer. “Alexei Navalny in ‘critical’ situation after possible poisoning, says ally.” The Guardian, 14 April 2023.
[65]. Alexei Navalny. Twitter post, 21 Nov. 2022.
[66] Simon Shuster. “Exclusive: Alexei Navalny Urges Biden to Stand Up to Putin.” Time Magazine, 19 Jan. 2022.
[67] Navalny, Alexei. Twitter post, 20 Feb. 2023.
[68] Dixon, Robyn. “Navalny says Kremlin wants to break him in jail. His team fears worse.” The Washington Post, 24 Jan. 2023.
[69] Ibid.
[70] Navalny, Alexei. Twitter post, 17 Jan. 2023.