به نظر میرسد اوضاع آزادیهای سیاسی و مدنی در جهان چندان مطلوب نیست و روندهای موجود نیز نشان از این دارد که گویا درسهای مهم تاریخی توسط حاکمان خودکامه آموخته نشده است. از یک سو، در سالهای اخیر تلاش بسیاری از حکومتها برای حفظ و بالابردن سطح و توان دخالت در زندگی و حقوق شهروندان افزایش یافته است نتیجه این امر کاهش قدرت مدنی شهروندان، افزایش اعتراضات و بیشترشدن تعداد زندانیان سیاسی است. ارزشهای حقوق بشر و آزادیهای بنیادین که زمانی تصور میرفت به عنوان راهی برای همزیستی مسالمتآمیز در حال گسترش هستند حالا در حال پایمالشدن به روشهایی پیچیدهتر و پنهانتر از گذشته است. البته این معادله دو طرف دارد. از سوی دیگر به نظر میرسد که در نقاط مختلف جهان آگاهی مردم از حقوق خود افزایش یافته است و مطالبات عمومی برای به رسمیت شناختهشدن به عنوان شهروندان دارای کرامت و همچنین تقاضا برای داشتن یک حکومت پاسخگو در حال قویترشدن است. با این همه تعداد زندانیان سیاسی در سراسر جهان نگرانکننده است.
خانه آزادی (Freedom Hose) میگوید که بر اساس برآوردهای وزارت امور خارجه آمریکا، بیش از یک میلیون زندانی سیاسی در سراسر جهان وجود دارد. رهبران مستبدی که تعداد فزایندهای از آنان به نظر میرسد میل دائمی به قدرت دارند مقاومت مردم را به عنوان تهدید شناسایی کرده و از هر ابزاری که بتوانند، برای سرکوب آنها و ادامه سلطه خود استفاده میکنند. دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی آنان نیز سخت مشغول ساکتکردن کنشگران و فعالان حقوق بشر هستند. زندانیان سیاسی در این میان تحت فشار و شکنجه به سر میبرند. به نظر میرسد امید اصلی زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان این است که اذهان عمومی آنان را فراموش نکند. این همان چیزی است که ولادیمیر کارا مورزا، زندانی سیاسی روسی، میگفت: «بدترین کابوس برای یک زندانی سیاسی فراموششدن است.»

اوضاع به دلیل دیگری نیز ناامیدکننده به نظر میرسد: سکوت بخشی از ناظران. بخشی از مردم در کشورهایی که زندانیان سیاسی در آنها وجود دارند انتخاب کردهاند – یا شاید چارهای جز این ندارند – که ساکت باشند. اما این همه مسئله نیست. متاسفانه به نظر میرسد بخشی از دولتهای جهان نیز نسبت به تشدید مسئله زندانیان سیاسی واکنش لازم را نشان نمیدهند. بخشی از واکنشها به اقدامات نمادین محدود شده است. خانه آزادی معتقد است دولتهای دموکراتیک میتوانند کارهای بیشتری برای فشار بر رژیمهای استبدادی جهت آزادی زندانیان سیاسی انجام دهند. هیچ راه حل استاندارد و یا رویکردی که بتواند به شکلی مناسب برای همه تجویز شود وجود ندارد. به همین دلیل راهبردهای اتخاذشده برای آزادی زندانیان سیاسی برای هر فرد میتواند متفاوت باشد. سلامت و امنیت شهروندان زندانی در اولویت شماره یک قرار دارد. از نظر خانه آزادی خواستههای اعضای خانواده و نمایندگان قانونی آنها نیز باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. پویایی کشور و منطقه نیز باید در نظر گرفته شود. از دید این نهاد، رویکردی مانند سیاست هویج و چماق هنوز میتواند در موارد متعددی مناسب و کارآمد باشد. خانه آزادی همچنین پیشنهاد میکند که کنشگران و فعالان جامعه مدنی باید در یک شبکه هماهنگ با هم همکاری کنند. چنین هماهنگیای به همافزایی توان آنها منجر خواهد شد که امر مهمی است؛ بهویژه که این گروهها از منابع محدودی ممکن است برخوردار باشند. نکته کلیدی برای همکاری اعتماد متقابل است. در جوی آکنده از جر و بحث و شک و تردید نسبت به یکدیگر امکان همکاری از بین میرود. شاید بدترین حالت وقتی باشد که بروز تنش مانع همکاری افراد و گروهها شود. ارتباط منظم با زندانیان سیاسی و اعضای خانوادههای آنها و همچنین گروههای مدافع و رسانهها و روزنامهنگاران نیز حائز اهمیتی فوقالعاده است. همچنین پیداکردن راههایی برای حمایت از زندانیان سیاسی پس از آزادی چه از نظر روانی و چه از سایر جنبهها توصیه میشود.

افراد و سازمانهای باتجربه در زمینه مسائل حقوق بشری معتقدند که برای عبور از بحرانهای فعلی باید بلندمدت فکر کرد. افزایش آگاهی و حساسیت عمومی به مسائل حقوق بشری میتواند راهی بلندمدت برای جلوگیری از افزایش بحران زندانیان سیاسی باشد. آگاهی عمومی مانند اهرم فشاری بر حکومتها عمل میکند که دست آنها را برای اقدامات تبعیضآمیز یا مستبدانه تا حدی میبندد. این امکان وجود دارد که در زمانهای بحرانی یا حساس – اصطلاحی که در برخی کشورها به هر روز یا هفتهای میتوان اطلاق کرد – بخشی از مردم به شنیدن اخبار زندانیشدن شهروندان معترض عادت کنند. به این ترتیب این افراد صرفا به اعدادی تبدیل خواهند شد که حساسیت زیادی را جلب نخواهند کرد. متاسفانه این اتفاق احتمالا در زمان جنگها و یا برای قربانیان سوانح طبیعی نیز میافتد. به نظر میرسد گاهی باید به عموم مردم یادآوری نمود که زندانیان سیاسی انسانهایی مانند همه شهروندان هستند و خانوادههایشان در نگرانی مدام به سر میبرند. آنها شاید نیازی به ترحم مردم نداشته باشند، اما همدلی و حمایت با آنان و – همانطور که مورزا میگفت – فراموشنکردنشان بسیار مهم است.
خط مشی چماق و هویج: موثر یا بیفایده؟
یک سوال مهم میتواند این باشد که آیا خط مشیها و سیاستهای عرصه جهانی میتواند در کاهش معضل زندانیان سیاسی راهگشا باشد؟ شکی نیست که فشار بینالمللی در مواردی موفق بوده تا حدی دست نظامهای غیر دموکراتیک را در فشار به شهروندان مخالف و معترض ببندد. اما این توفیق تا کجا است؟ نگاهی به سیاست موسوم به چماق و هویج میتواند مثالی به دست دهد.
چماق و هویج عبارت است از یک خط مشی دوگانه که از سویی به انگیزش و متقاعدسازی میپردازد و از سوی دیگر از نوع یا انواعی از تنبیه یا عقوبت برای هدایت رفتار سوژه خود استفاده میکند. چنین رویکردی در عرصه مدیریت، سیاست و مذاکرات به کار میآید. «هویجها» انگیزهها یا پاداشهای مثبتی است که به افراد ارائه میشود تا آنها را تشویق کند تا به شیوهای خاص رفتار کنند. در عرصه مدیریت این پاداشها میتواند شامل ترفیع، قدردانی یا سایر موارد باشد. در عرصه سیاسی هویج میتواند نوعی مشوق اقتصادی یا بسته کمکی یا موافقتنامههای تجاری، کمکهای توسعه یا فرصتهای سرمایهگذاری، بهرسمیتشناختن یا بهبود روابط با جامعه بینالمللی و ارائه امتیازات یا توافقات سیاسی باشد. چماقها در عرصه سیاسی ممکن است شامل اعمال تحریمها یا محدودیتهای دیپلماتیک بر دولت بازداشتکننده، مسدودکردن داراییها، لغو امتیازات دیپلماتیک، تهدید به تشدید اقدامات تنبیهی، برجستهکردن اخبار نقض حقوق بشر و وضعیت اسفبار زندانیان سیاسی از طریق رسانههای بینالمللی و مانند اینها باشد.

سیاستمداران معمولا با شناختی که از طرفین مذاکرات دارند با بهکارگیری ترکیب مناسبی از مشوقها و مجازاتها، تلاش میکنند اهرمی ایجاد کنند که دولت بازداشتکننده را برای آزادی یا بهبود رفتار با زندانیان سیاسی متقاعد کند. با این حال، توجه به این نکته حائز اهمیت است که اثربخشی این رویکرد به عوامل مختلفی از جمله تمایل دولتها به مذاکره، زمینه بینالمللی و شرایط خاص پیرامون زندانیان سیاسی مورد نظر بستگی دارد. اما این روش معایبی نیز دارد. از آنجا که رفتار و ماهیت همه حکومتهای خودکامه یکسان نیست، این روش همیشه کارآمد نیست و گاهی حکومتها در برابر آن مقاومت میکنند. به علاوه این روش خطر واکنش متقابل را نیز به همراه دارد. این واکنش ممکن است حتی به شکل تشدید فشار بر زندانیان سیاسی و سایر شهروندان و یا تغییر سیاستهای بلندمدت رژیم در جهت سرکوب هدفمندتر و هوشمندانهتر یا بیسروصداتر باشد. به همین دلیل است که در زمینه استفاده از تهدید یا اجبار نگرانیهای اخلاقی خاصی وجود دارد؛ بهویژه زمانی که شامل مسائل حقوق بشری یا رفاه جمعیتهای آسیبپذیر مانند زندانیان سیاسی باشد. اتکای شدید به اقدامات تنبیهی یا اجبار ممکن است منجر به نارضایتی یا انتقام از طرف مورد نظر شود که به طور بالقوه باعث تشدید تنشها و تضعیف تلاشهای دیپلماتیک میشود. این به آن معنا است که سیاست چماق و هویج ممکن است در کوتاهمدت نتایجی به همراه داشته باشد اما در بلندمدت آسیبزا باشد. بزرگترین ریسک روش چماق و هویج تبدیلشدن آن به یک رویه عادی در مناسبات بینالملل است. خطر اینجاست که رژیمهای بازداشتکننده شهروندان یا گروگانگیر ممکن است از این روش به عنوان راهی برای مذاکره و گرفتن امتیازات بیشتر (یا همان هویج بیشتر) استفاده کنند. واضح است که در چنین شرایطی نه تنها اوضاع زندانیان سیاسی بهتر نخواهد شد که در عمل رژیم به دنبال بهانههای بیشتری برای زندانیکردن افراد خواهد رفت.
آیا راههای دیگر جواب خواهند داد؟ همانطور که در آغاز اشاره شد به نظر میرسد مشکل زندانیان سیاسی در آینده نزدیک به طور کامل یا وسیع حل نخواهد شد. در نتیجه باید به استراتژیهایی دیگری اندیشید که تا زمان فروکشکردن این بحران تا حدی فشار را بر شهروندان معترض در بند و خانوادههای آنان و سایر کنشگرانی که نگران تهدیدهای امنیتی هستند کاهش دهد. در نتیجه این سوال مطرح میشود که اگر رویکرد چماق و هویج کار نکند چه میتوان کرد؟ آیا راهبرد «مذاکره بر سر اصول» کارا است؟ در این روش منافع و علایق مشترک در نظر گرفته شده و راهی برای حل اختلافات اندیشیده میشود. اما رژیمهای استبدادی معمولا بهسختی علاقه مشترکی با مدافعان لیبرالیسم و دموکراسی دارند. در این نوع رژیمها، اوضاع سیاسی و فکری معمولا به گونهای است که اندیشه مذاکره مبتنی بر برد-برد کارایی ندارد. نمونه ایران بهخوبی گویا این وضعیت است. رژیم اسلامی بارها بر دشمنی خود با آنچه غرب مینامند تاکید کرده و تئوریسینهای این نظام با مفاهیم انسانگرایانه و آزادیخواهانه میانهای ندارند. در این وضعیت هر بردی برای طرف دیگر باختی برای رژیم تلقی خواهد شد. ماهیت ایدئولوژیک یا فردمحور نظامهای دارای زندانیان سیاسی پرشمار احتمال موفقیت اصلاحات ساختاری و پایدار را نیز بسیار کم میکند؛ بماند که جریانهای اصلاحطلب ساختگی ممکن است وجود داشته باشند که عملا هر امیدی برای اصلاح بنیادین را منحرف کرده و برای حاکمان زمان میخرند. به این ترتیب در فقدان راهحلهای عملی و موثر برای کاهش زندانیان سیاسی، باید همچنان به یاریرسانی به زندانیان سیاسی ادامه داد.
بر پایه این توضیحات است که درباره حکومت جمهوری اسلامی ایران، بسیاری از کنشگران باور دارند از آنجا که حکومت پایبند به هیچ قانون و توافقی نیست، تنها راهحل کاملا موثر راهحل سیاسی است که همان تغییر رژیم است، در غیر این صورت سایر روشها هرگز قطعی و پایدار نخواهد بود و نهایتا شاید در مقاطعی و از برخی جهات، از شدت بحران بکاهد.
منابع و مطالعه بیشتر
- “Best Practices for Governments to Advocate for and Secure the Release of Political Prisoners Worldwide.” Freedom House, 2023.
- Arindra. Mishra,“Stick and Carrot Theory – Easy Explanation.” Management Weekly, 11 Oct. 2021.
Filmus, Eileen. “Sticks and Carrots in Coercive Diplomacy: Toward a Theory of Inducements.” Academia.Edu, 10 Feb. 2016,