«اصول قانون اساسی را ما معلمان ننوشتیم پس چرا برای اصول مصوب خود ارزش قائل نمیشوید؟ اصل ۲۶ و اصل ۳۰.»
این بیان رک و سلیم یکی از فعالان برجسته صنفی در حوزه معلمان است؛ «اصغر امیرزادگان». او در صفحه توییتر خود جمله بالا را توییت کرده است تا به جمهوری اسلامی یادآور شود که دستکم قانون اساسی مصوب خود را رعایت کند. اصل ۲۶ به آزادی تشکلها و اجتماعات اشاره دارد و اصل ۳۰ به رایگانبودن آموزش و پرورش.
اصغر امیرزادگان در سال ۱۳۴۹ در یک خانواده عشایری در منطقه فیروزآباد در استان فارس به دنیا آمد. در سال ۱۳۶۸ دیپلم خود را در دبیرستانی در فیروزآباد دریافت کرد و پس از شرکت در کنکور به علت علاقه زیادی که به معلمی داشت، تحصیل در رشته ریاضی در دانشگاه تربیت معلم تهران را آغاز کرد. علیرغم اینکه میتوانست این رشته را در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس ادامه دهد و با رتبه خوبی نیز در آزمون کارشناسی ارشد پذیرفته شده بود، ولی از ادامه تحصیل انصراف داد و به زادگاه خود بازگشت و تدریس ریاضی را آغازید.

امیرزادگان که دو فرزند دختر و پسر دارد، از سوی هستههای نظارتی آموزش و پرورش این منطقه بارها احضار شده و مورد پرسوجو قرار گرفته است. این پرسوجوها که بیشتر سویه ایدئولوژیک داشتند بیشتر به سویههای باورمندیهای ویژه امیرزادگان برمیگشت. باورمندیهایی که در سبک پوشش او نیز تجلی داشت، بر خلاف آنچه سیاست غالب میپسندید.
اصغر امیرزادگان در آغاز در مهر ۱۳۹۷ به اتهام ارسال عکس و ویدئو به رسانههای خارج از کشور بازداشت شد. این بازداشت طولی نکشید و او با قید وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد شد. داستان اینجا تمام نشد و او در سال ۱۳۹۸ از سوی «دادگاه» فیروزآباد دگرباره احضار شد و اتهام او «توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام» اعلام شد. حکم «دادگاه» برای هر دو اتهام، در مجموع ۱۸ ماه زندان بود که البته به تعلیق در آمد. او در خرداد ۱۴۰۰ نیز دگرباره به «دادگاه» فیروزآباد احضار شد ولی اعلام کرد که این دادگاه را مستقل نمیداند و در جلسه بررسی اتهام خود حاضر نخواهد شد.
او که بیان بسیار صریح و رسایی دارد در یادداشتی در سال ۱۳۹۷، در انتقاد از سیاستهای وزارت آموزش و پرورش، «محمدعلی نجفی» – که دو دوره وزیر آموزش و پرورش بود – را «سردار ویرانی آموزش و پرورش» نام نهاد و از او که در همان زمان همسر دوم خود را با گلوله به قتل رسانده بود، به عنوان «وزیر هفتتیرکش قاتل» یاد کرد که: « ابتدا تیر خلاص را بر پیکر آموزش و پرورش وارد کرد و اخیرا هم تیر خلاص بر پیکر همسر دومش “میترا استاد” وارد کرد».
امیرزادگان در توضیح انتقاد خود از محمدعلی نجفی به دو سیاست او اشاره میکند که اثر تخریبی گسترده داشت؛ سختتر شدن گزینش معلمان و پولیکردن مدارس تحت عنوان مدارس غیرانتفاعی. امیرزادگان بر این باور است که سیاست نخست از سوی نجفی اجرایی شد تا «سیاستهای مخرب آموزش و پرورش»، راحتتر اجرایی شود و عملا معلمها به «بیگاری» کشیده شوند.

نکته دوم مورد اشاره امیرزادگان در انتقاد از محمدعلی نجفی به پولیکردن مدارس باز میگردد که انتقاد سخت او را برانگیخته است. امیرزادگان در نوشته خود و در توضیح این بخش از انتقاد خود میگوید: «با پولیکردن مدارس تحت عنوان مدارس غیرانتفاعی، شروع به ایجاد اختلافات طبقاتی در میان دانشآموزان نمودند و با تبلیغهای گسترده و عدم آگاهی مردم، بیشترین استفاده را نمودند و تیر خلاص را بر پیکره آموزش وارد نمودند … ولی جناب محمدعلی نجفی که وزیر دولت سازندگی بود به نظر نگارنده باید لقب سردار ویرانی آموزش و پرورش را بر آن نهاد که عملا با پولیکردن آموزش از اصل ۳۰ قانون اساسی تخطی کرد و تیشه بر ریشه آموزش زد.»
به گفته امیرزادگان با پولیشدن مدارس، «دیواری آهنی» میان دانشآموزان خانوادههای فقیر و غنی کشیده شد که طبعا تاثیرات منفی گستردهای دارد. او به مدارس غیرانتفاعی با شهریههای سالانه ۴۰ میلیون تومانی اشاره میکند و اذعان میکند که حقوق دو ساله معلمی او کفاف شهریه یک سال این مدارس را نیز نمیدهد.
اصغر امیرزادگان در کنار یادداشتهای خود در حوزه صنفی و بحث از حقوق معلمان، مواضع سیاسی نیز میگیرد که گاهی سویههای بسیار شجاعانهای دارند. به عنوان نمونه در روزهای منتهی به «انتخابات ریاستجمهوری» در خرداد ۱۴۰۰ او ویدئویی چند دقیقهای منتشر کرد و در حالی که کراوات زده بود، از لزوم تحریم انتخابات و «گذار مسالمتآمیز و خشونتپرهیز از جمهوری اسلامی» گفت. او در این ویدئو «ابراهیم رئیسی» را صراحتا «جلاد ۶۷» نامید.

در این ویدئو، امیرزادگان تلاش میکند با برجستهسازی تجارب مبارزات صنفی خود و دیگر معلمان، از اصلاحناپذیری حکومت جمهوری اسلامی بگوید. این فعال برجسته صنفی – سیاسی، معلمان را قشری نامید که همیشه در «عذاب» هستند و کمپینهای فراوان مسالمتجویانه آنان و «مطالبهگری» آنان عملا فایدهای در بر نداشته است.
اصغر امیرزادگان در پیام ویدئویی خود به دو تن از سلبریتیهای ورزشی و هنری – علی پروین و بهنوش بختیاری – تاخت و خطاب به علی پروین که گفته بود اگر کسانی نمیخواهند رای بدهند از این کشور بروند گفت: «شما و اربابان شما دو تابعیتی هستید و به کشورهای دیگر میروید و پول برای خرج در کشورهای دیگر دارید. ما نه دو تابعیتی هستیم و نه پولش را داریم و نه از این کشور خواهیم رفت.»
او همچنین بخشی از سخن خود را نیز خطاب به همزبانان خود به زبان ترکی قشقایی بیان کرد و از آنان خواست «انتخابات» ۱۴۰۰ را تحریم کنند تا با زوال مشروعیت جمهوری اسلامی، فضا برای رویکارآمدن یک «حکومت دموکراتیک سکولار» در ایران فراهم شود.