Search

سالگرد کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام؛ چگونه می‌توان از سوره حجرات به حکم اعدام رسید؟، حورا نیک‌بخت


حورا نیک‌بخت، فعال حقوق زنان و زندانی سیاسی، در یادداشتی از زندان اوین که در شبکه ایران اینترنشنال منتشر شده، ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی را که بر اساس آیه ۹ سوره حجرات استوار است، نقد کرده و با طرح پرسش‌هایی، مبانی شرعی و قانونی اتهام «بغی» را زیر سؤال برده است. او تأکید می‌کند که آیه مذکور بر صلح و بازگشت تأکید دارد و استفاده از آن برای صدور حکم اعدام تناقض‌آمیز است. نیک‌بخت خواستار مبارزه فکری با مخالفان به‌جای سرکوب و اعدام آن‌هاست.

ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی بیانگر عنوان مجرمانه‌ای است که اولین بار در سال ۱۳۹۲ وارد مقررات جزایی کشور شده است. مهم‌ترین مستند شرعی آن آیه ۹ سوره حجرات است. چطور می‌توان از محتوای این سوره به حکم اعدام رسید؟

به نام خداوند «بخشنده مهربان»

«و اگر دو گروه از مومنان کارزار کردند، پس آشتی افکنید میان آن‌ها و اگر ستم کرد یکی‌شان بر دیگری، پس نبرد کنید با آن‌که ستمگر است تا برگردد به سوی فرمان خدا واگر بازگشت، پس آشتی افکنید میان آنان به داد و دادگستری کنید که خدا دوست دارد دادگران را.»

سوره مبارکه حجرات، آِیه شریفه ۹

در ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی گفته شد «گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران قیام مسلحانه کند باغی محسوب می‌شود و در صورت استفاده از سلاح، اعضای آن با مجازات اعدام محکوم می‌شوند». مهمترین مستند عنوان مجرمانه باغی، که اولین‌بار در سال ۱۳۹۲ وارد مقررات جزایی کشور شده است، آیه ۹ سوره حجرات است.

با توجه به ترجمه آیه، سوالاتی مطرح است. این سوالات را کسی طرح می‌کند که فقط شراره‌های فربهی فقه دامنش را گرفته است، اما جوابشان را از کسانی می‌خواهد که دیده‌اند فربهی فقه چه آتش‌هایی به‌پا کرده و جمهوری اسلامی صرفا برای بقایش، با فربه کردن فقه و در عین حال تلاش برای شرعی‌سازی قانون، چه خاکسترهایی به جا گذاشته است.

توجه به این نکته مهم است: سوالات ذیل، با توجه به فقط چند منبع کاغذی در زندان به ذهن آمده است و مسلما منابع بیشتر، شمار ان‌قُلت‌ها را بیشتر می‌کند.

اول: چطور می‌توان از محتوای سوره حجرات به حکم اعدام رسید؟ حتی اگر اکثرا شان نزولش را نمی‌دانستیم، که می‌دانیم، سوره‌ای که سراسر آیاتش توصیه‌ها و دستورالعمل‌های اخلاقی است و از تنوع و تکثر گونه‌های بشری می‌گوید، چگونه مخاطبانش را به «قتل عمد» رهنمون می‌کند؟

دوم: جرائم مستوجب حد از ابتدا در آیات، روایات و متون فقهی تعیین شده‌اند و در هیچ‌کدام از منابع، حتی نشانی از «بغی» به عنوان جرم مستوجب حد دیده نمی‌شود؛ حتی در کتاب مشهور روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، که مبلغ اصلی قانون مجارات است، به «بغی» اشاره‌ای نشده، این مسلمان‌تر بودن از پیامبر و ائمه از کجا نشات می‌گیرد؟

ظاهرا برای دانش فقهی بنیان‌گذار این حکومت هم اهمیت و احترامی قائل نشده‌اند؛ غیر از این است؟

سوم: در آیه مذکور، به صراحت چنین آمده است: «با آن‌که ستمگر است نبرد کنید تا برگردد به سوی فرمان خدا.»

 خداوند از بازگشت به سوی فرمانش گفته است یا خودش؟ در کجای آیه به بازگرداندن انسان‌ها به ذات اقدس الله اشاره شده است؟

چهارم: خداوند در آیه ۹ سوره حجرات از بازگشت باغی سخن گفته و از صلح و آشتی و دادگری آیا بخشی که برگشتن او و حکمش را بیان کرده است، فقط در قرآن قانون‌گذاران جمهوری اسلامی آمده؟ چرا ما این بخش را نمی‌بینیم؟

پنجم: بر اساس فرمان خداوند در این آیه باید با ستمگر نبرد کرد؛ آیا از روش و وسیله نبرد چیزی گفته شده است؟

قانون‌گذاری که از اتومبیل، تلفن هوشمند و هواپیما استفاده می‌کند، نه از شتر، اسب، شمشیر و غیره، چرا با اندیشه باغی مبارزه نمی‌کند؟ با کسی که با اندیشه‌اش مبارزه می‌کند نباید با اندیشه مبارزه کرد؟

ششم: در کدام بخش از آیه، از قتل عمد باغیانی صحبت کرده است که در موقعیت دفاع‌اند نه حمله اولیه و ابتدا به ساکن؟ از باغیان در آتش‌بس چطور؟

هفتم: قانون‌گذار می‌داند که دولت‌مردان، نظام جمهوری اسلامی را هم در نبرد با «زنان» قرار داده است؟ مگر بنا بر باور خودشان، زنان ذاتا ریحانه و ظریف و ضعیف نیستند؟

به مسئولانی از این دست زمانی می‌توان با قطعیت پرداخت که حکومت ایران را حکومت اسلامی دانست و دلیلی برای ولایت فقها در عصر غیبت داشت، وگرنه پرسش‌های ابتدایی‌تری هم وجود دارد:

چرا آقای خویی ولایت را مختص پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) می‌دانست؟

چرا آقایان عبدالکریم حائری یزدی و اراکی بر این باورند که ادله فقهی نحوه خاص از حکومت را برای زمان غیبت معصوم به دست نمی‌دهند؟

و در نهایت چرا بسیاری از فقهای موید حاکمیت فقها در عصر غیبت، مشروعیت حاکم اسلامی را ناشی از رای و نظر مردم می‌دانند؟

انتشارات بیشتر ...