حرفزدن مهارتی است که از سن بسیار پایین آغاز میشود. شنیدن حتی پیش از آن و در دوران جنینی آغاز میشود. پیش از زبان بازکردن، کودک توانایی این را دارد که با ابزارهای شنیداری یا اشارهها و با زبان بدن وارد نوعی گفتوگو با اطرافیان خود شود. به نظر میرسد که گفتن و شنیدن مهارتی است که هر روز تمرین میشود: در خانه و در مدرسه و میان دوستان. پس طبیعی است که بپرسیم چرا به نظر میرسد بشر تا این حد در برقراری گفتوگوی سازنده و معنیدار دچار مشکل و چالش است؟ این امر بهویژه وقتی موضوعهای حساسی مانند اعتقاد به خدا و مذهب در میان است بیشتر قابل مشاهده است. شاید در گذشته ممکن بود این مشکلات را به چیزهایی مانند دورافتادگی مردم مناطق مختلف جهان از هم یا موانع زبانی نسبت داد، اما امروز به نظر نمیرسد چنین چیزهایی واقعا چالش بزرگی در مسیر گفتوگوی مردمان با هم باشد. با این حال این چالشها همچنان وجود دارند. خشونت علیه افراد بدون مذهب یا باورمندان به مکاتب دینی اقلیت، بخشی از این چالشها است گرچه همه آن نیست.
چالشهای گفتوشنود میان انسانها تقریبا همه جا و همه زمان به چشم میخورد. از گفتوگوهای درون یک خانواده گرفته تا گفتوگو میان همکاران، مذاکرات تجاری، نقدهای سیاسی و هنری، مباحثات فلسفی و نیز کشمکشهای سیاسی. شاید یکی از دلایلی که چالشهای گفتوشنود تا این حد پایدار هستند این است که برخلاف حرفزدن، که به آموزش ساده و کمی نیاز دارد یا اصلا نیاز آنچنانی ندارد و با تقلید فراگرفته میشود، گفتوشنود نيازمند آموزش است. سوال اساسی اینجا میتواند این باشد که در جهانی با چالشهای بزرگ در زمینه گفتوگو، منبع یادگیری و الگوی عمل را کجا میتوان پیدا کرد؟ آیا میتوان مهارتهایی را ایجاد و تمرین کرد که گفتوگوی مسالمتآمیز میان خداناباوران، ندانمگرایان و مومنان را ممکن سازد؟
یونان: الگوهای موجود و درسهای پیش رو
شاید نگاهی تاریخی، در یافتن پاسخ این سوال و دستیابی به نوعی الگوی عمل راهگشا باشد. اساسا نیازی نیست این الگو یک مثال ایدهآل از گفتوشنودی سازنده، مسالمتآمیز و مدرن باشد؛ ما از اشتباهات گذشته نیز بسیار میتوانیم بیاموزیم.

یونان باستان یکی از گهوارههای اصلی تمدن بشری است که اثرگذاری فرهنگ و اندیشه آن بر جهان اندیشه تا به امروز ادامه داشته است. جامعه یونان باستان به دلیل نقشش در فلسفه، هنر و نوآوریهای سیاسی شناخته شده است. تعجبی ندارد که این تمدن همچنین محلی برای گفتوگوهای مذهبی هم بود. اتفاقات یونان در این دوره – که خود شامل چندین قرن است – با مباحثات فلسفی و تغییرات سیاسی و چالشهای پیش روی مردمان آن عصر در هم تنیده بود. بررسی جامع دینامیسم گفتوشنود میان اندیشمندانی که با جهتگیریهای متنوع مذهبی درباره مفاهیم و زندگی دینی گفتوگو میکردند مجالی بسیار مفصل نیاز دارد. این نوشتار نگاهی فشرده به نمونههایی از فضا و گفتوگوهای رایج در یونان باستان پیرامون مفهوم باور و ایمان دارد.
گفتوشنود میان مومنان و غیرمومنان در محیط اندیشه پر جنبوجوش یونان باستان را نمیتوان بهسادگی به شکل واکنشهای فکری میان دو اردوگاه نظری توصیف کرد و توضیح داد. امروز نیز چنان توضیحی (یعنی تقسیم سادهانگارانه جهان به مومنان و غیرمومنان) در واقع ندیدگرفتن پیچیدگیهای موضوع و مناقشههای فعلی است.
در دوره رواج سوفسطاییگری، بهویژه سوفسطاییگری متقدم، گروه قابل توجهی از اندیشمندان درگیر مباحثاتی بودند که باورهای مذهبی سنتی را زیر سوال میبرد. در نقطه دیگری از طیف مباحثات، در دولت-شهر آتن، متفکرانی مانند سقراط بودند که اگرچه صریحا وجود خدایان را انکار نمیکردند، اما به دنبال درک عمیقتری از مفاهیم دینی بودند. در حالی که آیینها و جشنوارههای عمومی یک تجربه مذهبی عمومی را فراهم میکردند، باورهای خصوصی و تفکرات فلسفی امکان رویکرد فردیتر به معنویت را فراهم میکرد. بعدتر جنبشهای فلسفی آن زمان، از جمله آموزههای افلاطون و ارسطو، به محیط فکری پویایی کمک کردند که در آن باورها در معرض بررسی و گفتمان قرار میگرفتند.
با وجود شور و نشاط فکری، درگیری بین گروههایی که – به یک معنی – جهتگیریهای متفاوتی در زمینه ایمان داشتند یا به عبارت دیگر بین مومنان و غیرمومنان، غیرمعمول نبود. تنش بین روش و رویکرد سنتی و جاافتاده مذهبی و شک و تردید فلسفی مرتب مطرح میشد و افراد آشکارا باورهای تثبیتشده دیگران را به چالش میکشیدند. احتمالا چشمگیرترین درگیری از این دست در طول محاکمه سقراط در قرن چهارم قبل از میلاد رخ داد. سقراط متهم به اشاعه فساد میان جوانان بود؛ همان اتهامی که مشابه آن در دوره مدرن در کشورهایی با حکومت دینی یا ایدئولوژیک به مردم زده میشد و میشود. او مجبور بود در برابر اتهاماتی مانند «بدعت در معرفی خدایان جدید» و «عدم پذیرش خدایان قبلی» از خود دفاع کند. محاکمه که در «آپولوژی» افلاطون به تصویر کشیده شده است، چالشهای پیش روی کسانی را نشان میدهد که هنجارهای مذهبی سنتی را زیر سوال میبردند یا از آنها منحرف میشدند. سقراط، در دفاع از خود، به جای رد آشکار خدایان، بر تعهد به صدای درونی الهی یا دیمونیون تاکید کرد. اما در نهایت این قدرت طرف دیگر بود که سرنوشت او را رقم میزد. اینکه چنین واقعهای را نوعی از گفتوشنود بخوانیم بهتآور و باورناپذیر خواهد بود اما بعضی طرفداران رژیمهای سرکوبگر، برخوردهای قضایی را نوعی «گفتوگو» میان مردم و حکومت خواندهاند! وقتی سواد و دریافت از مفهوم گفتوشنود تا این حد ریاکارانه و به طرز تراژیکی مضحک باشد، کار کنشگرانی که به دنبال گسترش فرهنگ گفتوگو هستند دشوارتر میشود.

هرکه ناموخت از گذشت روزگار…
میتوان پرسید که آیا درسهای مهم محاکمه سقراط در سدههای بعدی آموخته شد یا خیر. باید توجه داشت که آن محاکمه یک اتفاق منحصر به فرد نبود و موارد دیگری از مخالفت با ایدههای جدید یا متفاوت مذهبی در همان زمان وجود داشت. سوفسطائیان – که به شکاکیت و قدرت بلاغی خود معروف بودند – به دلیل بهچالشکشیدن ارزشهای سنتی با انتقاد مواجه میشدند و به نوبه خود پایهگذار درگیریهای دیگر با باورمندانی متفاوت بودند.
درگیریهای بین گروههای اعتقادی تا حدی بازتاب تنش اجتماعی گستردهتری است که بخشی از مردم اساسا با هر چیز نو و تازهای دارند. موج تازه تغییرات با خود زحمت روبروشدن با شرایط جدید را میآورد و این چیزی نیست که همگان از آن استقبال کنند. به علاوه، شرایط جدید تقریبا همیشه یعنی تحول در مناسبات قدرت. تحول دینی بهویژه چنین تبعاتی برای قدرت دارد. به این دلیل است که گفتوشنود دینی تا این حد ممکن است مسئله برانگیز شود.
دین و سیاست در یونان باستان عمیقا در هم تنیده بودند. اعتقادات مذهبی بر تصمیمات سیاسی تاثیر میگذاشتند و اقتدار سیاسی اغلب خطمشی مذهبی را شکل میداد. مفهوم هماهنگی مدنی در درجه اول اهمیت قرار داشت و در نتیجه حفظ آنچه اخلاق عمومی خوانده میشد برای حفظ نظم اجتماعی ضروری تلقی میشد. اغلب تصور میشد که خود دولت-شهر مورد لطف الهی است و از حاکمان انتظار میرفت که از سنتهای مذهبی محافظت کنند. مراسم و جشنوارههای مذهبی عمومی، مانند پاناتنایا در آتن، نه تنها تجلی ایمان بلکه فرصتهایی برای تقویت هویت بودند. شرکت در این رویدادها در بسیاری از موارد به عنوان یک وظیفه مدنی تلقی میشد. به عبارت دیگر در چنین شرایطی، عدم شرکت در اعمال مذهبی عمومی ممکن است به اتهام بیایمانی یا عدم میهنپرستی منجر شود.
فعل و انفعال پویا بین مومنان و غیر ایمانداران در یونان باستان میراث ماندگاری بر جای گذاشت که در قرون بعدی بازتاب یافت. بعدها مفهوم شکاکیت، که توسط سوفسطائیان توسعه یافته بود، همچنان گفتمان فکری را شکل میداد و رواقیون نیز نظام اخلاقی و متافیزیکی خود را توسعه دادند و پاسخ به سوال «زندگی شایسته چیست؟» در قلب تلاشهای فکری آنان قرار داشت.
اما آیا میتوان میان این گفتوگوها و گفتوشنود مذهبی در دنیای امروز شباهتی دید؟ از یکسو مذهب هنوز به عنوان منبع الهام و دستورالعمل برای بسیاری از مردم جهان عمل میکند. از سوی دیگر میان تفکر فلسفی خاصی که بتوان آن را به عنوان علاقه یا ترجیح فکری قلمداد کرد، و اندیشه مذهبی که آن را نوعی تعهد فردی و شخصیتی در نظر گرفت، تفاوتی بزرگ وجود دارد. مورد دوم مستعد تبدیلشدن به موضوعی هویتی و در نتیجه ایجاد کشمکش و تنازع گسترده است.

در قلمرو سیاست، ایده جداسازی مرجعیت دینی از قدرت سیاسی در دورههای هلنیستی و رومی مورد توجه قرار گرفت. مفهوم خودمختاری فردی و جستوجوی دانش، که در جستوجوهای فلسفی یونان باستان مشهود است، نیز در عصر روشنگری طنینانداز شد و به توسعه تفکر سکولار کمک کرد. از دیگر سو، نفوذ دین یونان باستان به قلمروهای هنری و ادبی گسترش یافت. در همین راستا میبینیم که تراژدیهای آیسخولوس، سوفوکل و اوریپید به بررسی موضوعات سرنوشت، اخلاق و نقش الهی در امور بشری پرداخته است. این آثار، در عین حالی که ریشه محکمی در باورهای دینی زمان خود داشتند، زمینه را برای کاوش – و گفتوشنود در قالب نمایشی – در تجربیات انسانی و معضلات اخلاقی در بستری وسیعتر فراهم کردند. این درهمتنیدگی مسبب تاثیر نگرشهای مذهبی بر فلسفه، تغییرات منطقهای و تلاقی پیچیده دین با سیاست بود.
میراث کاوش دینی یونان باستان پابرجا ماند و اثری پاکنشدنی بر فلسفه، سیاست و هنر بر جای گذاشت؛ میراثی که امروزه همچنان درک ما از باور و شک را شکل میدهد. آنچه میتوان از گفتوشنود درباره مذهب و ایمان در دوره یونان باستان آموخت این است که تبدیل ایدههای ما برای زندگی شایسته و شهر نیک به اموری شخصی و هویتی خطرناک است، و زمانی که قدرت سیاسی نیز امری شخصی میشود، بروز نزاع و خشونتهای سیستمی علیه دگراندیشان مانند سقراط دور از انتظار نخواهد بود.
منابع و مطالعه بیشتر
- James Ford. “Godless Greece: Atheism in Greek Society.” 2017.
- Whitmarsh, Tim, and Michael Ruse. “Ancient Greece.” The Cambridge History of Atheism. Ed. Stephen Bullivant. Cambridge: Cambridge University Press, 2021. 84–99. Print.
- Kondo, Kazutaka. Socrates’ understanding of his trial: The political presentation of philosophy. Diss. Boston College, 2011.
- “Zeus.” Encyclopædia Britannica, Encyclopædia Britannica, inc., 3 Sept. 2024.