در میان داستانهای دلخراشی که از شهر جنگزده حلب به جهان خارج مخابره میشد، توییتهای یک دختر خردسال بیانگر استقامت و امیدی بود که حتی در تاریکترین لحظات نیز نابود نشده بود. بنا العبد[1] با استفاده از حساب توییتر مادرش، لحظاتی از زندگی در میان آشوب جنگ را به اشتراک میگذاشت. توییتهای او نه تنها مملو از معصومیتهای یک کودک بودند که به دنبال پناهگاهی برای فرار از واقعیتهای وحشتناک جنگ بود، بلکه حسی از اشتیاق به صلح را نیز دارا بود. در میان امواج ویرانی، بنا راهی موقتی برای گریز یافته بود؛ فرصتی برای تجربه داشتن یک زندگی عادی و همسفرانی برای بهاشتراکگذاشتن قصهاش. توییتهای او با سادگی و صداقتشان، به قلب هزاران نفر در سراسر جهان راه یافتند و یادآور این بودند که در میان انبوه خبرها و گرفتاریهای ژئوپلیتیک، این روحیه قوی انسانی است که پابرجا میماند و در کوچکترین شادیهای موجود به جستجوی آرامش میرود. در حوزه کنشگری، اغلب همین اعمال کوچک، صادقانه و معصومانه دارای قدرت تحولآفرین برای ایجاد تاثیری ماندگار هستند. همدلی و برقرارکردن ارتباطات واقعی، بهویژه زمانی که از صداقت و نیت خالص سرچشمه میگیرند، میتوانند در جوامع تاثیری عمیق داشته باشند و تغییرات مثبت را برانگیزند. این اعمال به ما یادآوری میکنند که حتی کوچکترین قدمها در مسیر چیزهایی مانند کنشگری برای امری انسانی، ترویج شفقت یا ایجاد همدلی میتوانند در نهایت راه را برای تغییرات معنادار و مهم هموار کنند.
مقدمه
در سال ۲۰۱۶ «بنا العبد»، دختر هفتساله سوری، به نماد رنجهایی تبدیل شد که بر اثر درگیری طولانیمدت در این کشور به وجود آمده بود. با ارسال توییتهای صمیمانهای که به وضوح واقعیتهای سخت زندگی در محرومیت و خشونت در شهری جنگزده را به تصویر میکشید، بنا از طریق حسابی که توسط مادرش فاطمه مدیریت میشد، بیش از ۲۶۰هزار دنبالکننده به دست آورد. حساب او به یک پلتفرم جهانی تبدیل شد که مبارزات غیرنظامیان در این شهر محاصرهشده را به جهان منتقل میکرد. بعد از مدتی، بستهشدن ناگهانی حساب کاربری او نگرانیهای بینالمللی را برانگیخت و توجه شخصیتهای برجستهای مانند جی.کی. رولینگ، نویسنده داستانهای هری پاتر، را که از کمپین «بنا کجاست»[2] حمایت میکردند، به خود جلب کرد. این کمپین ناشی از نگرانی جامعه جهانی در زمینه امنیت او و خانوادهاش بود. اگرچه حساب او پس از دو روز دوباره فعال شد، اما پیامهای بعدی نشان میدادند که با شدتگرفتن نبرد برای بازپسگیری حلب، خانواده او همچنان در خطر قریبالوقوع اسارت توسط نیروهای بشار اسد، رئیسجمهور سوریه قرار داشتند. در آن زمان مکان دقیق خانواده بنا همچنان نامعلوم بود و این به نگرانیها درباره سلامت آنها دامن میزد.
در دسامبر ۲۰۱۶، گزارشها حاکی از این بودند که بنا و خانوادهاش یک روز پس از تصرف دوباره شهر توسط نیروهای دولتی – که طی آن خانه آنها ویران شد و اعضای خانوادهاش دچار جراحات جزئی شده بودند – از آن خارج شدهاند. در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۶، خانواده او اجازه رسمی اقامت در ترکیه را دریافت کرد. اتفاق مهم در این دوره برای بنا ملاقات با رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، بود که توجه رسانههای بینالمللی را نیز به خود جلب کرد.[3] در سال ۲۰۱۷، بنا و خانوادهاش تابعیت ترکیه را از اردوغان دریافت کردند. اما تاثیر بنا به مرزهای ترکیه محدود نشد. تا اکتبر ۲۰۱۷، او پیام خود را به سطح جهانی رسانده بود، به نیویورک سفر کرد و از طریق پیامی ضبطشده، در سازمان ملل متحد سخنرانی کرد. تجربیات او که در کتاب خاطراتش «جهان عزیز» آمده است، تصویری ملموس از تلاش بنا و خانوادهاش برای زندهماندن، گریز و پایداری در میان درگیریهای سوریه به جهان ارائه داده است. استقامت بنا و توانایی او در الهامبخشی در سال ۲۰۱۸ زمانی بیشتر شناخته شد که او جایزه «ستاره در حال ظهور» را در جوایز آسیایی دریافت کرد، که شاهدی بر تاثیر قابل توجه او علیرغم خردسالی بود.[4]

ساکنشدن بنا و خانوادهاش در ترکیه فصل جدیدی در زندگی او گشود که پر بود از امید برای بازگشت به زندگی عادی، از جمله بازگشت به مدرسه، بازی در پارک و تجربه شادیهای عادی کودکی. این لحظهای عمیق از تسکین برای خانوادهای بود که وحشتهای جنگ و آوارگی را تجربه کرده بودند و نشانی بود از نقش حیاتی تلاشهای بینالمللی در ارائه پناهگاه به کسانی که از جنگ سوریه آسیب دیدهاند. تجربیات بنا، پیچیدگیهای روایت زندگی یک کودک در میان یک درگیری طولانی را به تصویر میکشد؛ جایی که داستانها به هیچ وجه ساده نیستند و تاثیر آنها در مقیاسی فراتر از بقایای یک شهر جنگزده طنینانداز میشود. [6]
محیط و زمینه
بنا در شرایطی شروع به نوشتن و ارسال توییتهای خود نمود که نیروهای وفادار به دولت سوریه حملاتی را برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل شورشیان در حلب آغاز کرده بودند. بنا از طریق توییتر، تجربیات، افکار و احساسات خود را در میان شرایط وخیمی که در آن به سر میبرد به اشتراک می گذاشت. توییتهای او زاویهای دلخراش از زندگی روزمره و مبارزات غیرنظامیانی ارائه داد که در میان آتش طرفین گیر افتاده بودند، و نیز نمایی نزدیک از شهری که زمانی پرجنبوجوش بود و حالا به صحنه جنگ داخلی سوریه تبدیل شده بود. جنگ داخلی سوریه با درگیریهای شدید، بحرانهای انسانی و ویرانی گسترده همراه بود. ناپدیدشدنهای اجباری و تلفات غیرنظامیان به طور غمانگیزی گسترده بود و زندگی در این شهر جنگزده را تیرهوتار کرده بود.
تلاشهای جامعه بینالمللی برای برقراری آتشبس با چالشهای بزرگی مواجه شده بود؛ بهویژه پس از وتوی روسیه و چین علیه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که خواستار یک آتشبس هفتروزه در حلب بود. حمایت قاطع روسیه از بشار اسد، رئیسجمهور سوریه، همراه با مشارکت فعال در حمله برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل شورشیان، سرنوشت درگیری را شکل میداد. داستان بنا العبد تاثیر جهانی گستردهای از مبارزات فردی و ملی را بهوضوح نشان داد و جامعه بینالمللی و فعالان جهانی را به همبستگی در مواجهه با بحرانهای کسانی که تحت رژیمهای سرکوبگر مانند سوریه زندگی میکنند، وادار کرد. [7]

نفوذ روسیه موضوعی محوری در بحران حلب بود. تصمیمات روسیه مسیر درگیری را شکل میداد. استفاده از قدرت وتو در شورای امنیت سازمان ملل و رد قطعنامه آتشبس، پرسشهایی درباره اولویتها و اهداف روسیه در منطقه ایجاد کرده بود. پرونده بنا شبکه پیچیدهای از دینامیسم ژئوپلیتیک را برجسته میکرد که طی آن، حضور رژیمهای غیرپاسخگو در عین تداوم درگیریها، تلاشهای بینالمللی برای حل بحران در حلب را پیچیدهتر میکرد.[9]
یکی از جنبههای مهم پرونده بنا، چالش حفظ دسترسی به برق و اینترنت در حلب جنگزده بود. استفاده خلاقانه خانواده بنا از پنلهای خورشیدی برای تامین برق، بخشی از تلاش آنها برای حفظ ارتباط آنلاین، علیرغم شرایط نامساعد ناشی از جنگ بود. گزارشها و ویدیوها وجود زیرساختهایی را تایید کردند که فعالیت آنلاین آنها را ممکن میکرد. این تلاشها نمونههایی بودند از استراتژیهای غیرنظامیان برای عبور از شرایط دشوار محیط جنگزده و سازگاری با امکانات موجود.[10]

فضای حاکم بر توییتهای بنا العبد بازتابدهنده چالشهایی بودند که سوریها در سراسر کشور با آن روبرو بودند. از جمله آوارگی، کمبود منابع لازم برای زندگی و تهدید دائمی خشونت. توییتهای بنا نگاهی به واقعیتهای سختی که کودکان و خانوادهها در سوریه با آن مواجه بودند، ارائه میداد و فراتر از مرزهای این درگیری، جامعه بینالمللی را وادار به رسیدگی به نیازهای فوری انسانی کسانی میکرد که در میان جنگ طولانی و ویرانگر گرفتار شدهاند.
پیامها و تاثیرگذاریها
حضور بنا العبد در شبکههای اجتماعی به سرعت به یک پدیده بزرگ تبدیل شد و نماد تاثیر انسانی فاجعهبار درگیریهای سوریه در حلب شد. حساب توییتر بنا که توسط مادرش فاطمه مدیریت میشد، تنها در سه ماه بیش از ۱۰۰هزار دنبالکننده پیدا کرد و توجه شخصیتهای مشهوری مانند جی.کی. رولینگ را به خود جلب کرد. افزایش محبوبیت این حساب ناشی از تمرکز شدید رسانهها بر شرایط وخیم حلب بود که بنا را به نمادی از رنج کودکان در سوریه جنگزده تبدیل کرد. اگرچه تردیدهایی در زمینه اصالت و اعتبار برخی از توییتهای او وجود داشت، اما تحلیلهای موقعیتیابی جغرافیایی تایید کردند که این توییتها واقعا از شرق حلب ارسال شدهاند و در نتیجه، موقعیت خطرناک خانواده او را تایید کردند.
نحوه مدیریت حساب توییتر بنا نقش مهمی در ازدیاد تاثیر و بهبود محتوای آن داشت. فاطمه، مادر بنا که معلم بود، به زبان انگلیسی تسلط داشت و در زمینه روزنامهنگاری نیز تجربه داشت. او مدیریت این حساب را بر عهده داشت و با دقت محتوای آن را هدایت میکرد. برخی منتقدان توانایی یک دختر هفتساله برای اداره کمپینی موفق در شبکههای اجتماعی را زیر سوال میبردند، اما توجه نداشتند که در بیوگرافی حساب بهوضوح آمده بود: «مدیریت توسط مادر». توییتهایی که تصور میشد بنا خودش تولید کرده باشد زیاد نبودند و بیشتر توییتها توسط فاطمه نوشته میشد که نشان از تلاشی مشترک بین مادر و دختر داشت.
کتاب خاطرات بنا با نام «جهان عزیز»، که با همکاری مادرش نوشته شده است، گواهی بر روحیه شکستناپذیر اوست. این کتاب تجربیات خانواده بنا در طول جنگ داخلی سوریه را مستند میکند. متن کتاب سفر دلخراش آنها را روایت میکند و داستانی جذاب از بقا در میان جنگ و وحشت ارائه میدهد. روایت منسجم کتاب، که شامل توییتهای بنا نیز بود، دامنه مخاطبان او را گسترش داد. این کتاب خاطرات که توسط انتشارات سایمون و شوستر[12] منتشر شد، یادآوری قدرتمندی از هزینه انسانی جنگ و آوارگی است. کتاب، خواستار همدلی و اقدام به نفع همه کودکانی است که در سراسر جهان درگیر جنگ و درگیری هستند.
تاثیر بنا از دنیای اینترنت فراتر رفت و او را به نمادی جهانی از مقاومت و امید تبدیل کرد. رسانههای بینالمللی سفر او را پوشش دادند و او را به سخنگویی برای رنجهای غیرنظامیان سوری تبدیل کردند. سادگی و اصالت توییتهای او پژواکی عمیق میان مخاطبان از نقاط مختلف جهان داشت و بحثهایی را در مورد ضرورت رسیدگی به وضعیت غیرنظامیان در مناطق جنگی به راه انداخت. دیدارهای او با رهبران جهان، از جمله رئیسجمهور رجب طیب اردوغان، بر پیامدهای مهم دیپلماتیک و سیاسی روایت او تاکید داشت. تاثیر تحولآفرین بنا العبد نمونهای از نقش تاثیرگذار شبکههای اجتماعی در شکلدهی به روایتهای جهانی و دفاع از تغییرات است و او را به مدافعی برای کودکان بیشماری که درگیر درگیریها هستند، تبدیل کرد.

اهداف، اقدامات و چالشها
تجربه بنا العبد در جریان جنگ داخلی سوریه او را به یکی از مدافعان شناختهشده برای افشای جنایاتی که غیرنظامیان، بهویژه کودکان، در این درگیری متحمل شدهاند، تبدیل کرد. فرار از حلب در حالی که شهر تخلیه میشد، موجب شد بنا توجه جهانیان را به شرایط وخیمی که او و خانوادهاش در آن زندگی میکردند، جلب کند. با این حال، پس از ثبت احساسات انسانی در رسانههای اجتماعی، اتهاماتی مبنی بر استفاده از او بهعنوان ابزاری تبلیغاتی نیز مطرح شد. بعضی از ناظران او را با «آنه فرانک» مقایسه کردهاند و بر اصالت ناب روایت آنلاین او تاکید دارند. با این وجود، و علیرغم اینکه بسیاری اصالت داستان او را میپذیرند، همچنان گروهی هستند که صحت روایت او را زیر سوال میبرند و آن را تلاشی هماهنگشده برای پیشبرد اهداف سیاسی میدانند.[14]
داستان بنا به بالاترین سطوح دیپلماسی بینالمللی رسید و رهبرانی مانند اردوغان با خانواده او دیدار کردند؛ امری که اهمیت نمادین بحران او را برجسته میکرد. روایت پیرامون بنا بهطور قابل توجهی در بحثهای جهانی درباره درگیری سوریه و تاثیر آن بر غیرنظامیان، بهویژه کودکان، تاثیرگذار بود. داستان او مانند یک یادآوری تاثیرگذار از نیاز فوری به راهحلی برای پایاندادن به این درگیری طولانیمدت عمل کرد و موفق شد گفتوگوها در سازمانهای بینالمللی را تحت تاثیر خود قرار دهد.
اما با وجود بازتابهای دیپلماتیک، حضور آنلاین بنا با چالشهای قابلتوجهی از جمله انتقادات سیاسی و حملات مداوم توسط ترولها روبرو شد. گمان میرفت فعالان آنلاین طرفدار اسد حملاتی را برای بیاعتبارکردن بنا و خانوادهاش سازماندهی کرده باشند. این رویکرد با روشهایی که در سایر رژیمها، مانند استفاده رژیم جمهوری اسلامی در ایران از «نیروی سایبری»، برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی مشاهده شده، همخوانی دارد.[15] از سوی دیگر پیامدهای اخلاقی ترکیب محتوای سیاسی با پیامهای یک کودک نیز مطرح شد و موجب شد انگیزههای خانواده و احتمال استفاده از بنا بهعنوان ابزاری تبلیغاتی مورد بررسی قرار گیرد.
خانواده بنا با اتهاماتی از سوی حامیان بشار اسد مواجه شدند که آنها را بهعنوان سخنگویان مبارزان مخالف محلی معرفی میکردند. پرسشهایی در مورد صحت اطلاعاتی که در حساب بنا به اشتراک گذاشته میشد، مطرح شد و تردیدهایی در مورد هدف خانواده به وجود آمد. آموزشها و هدایتهایی که ظاهرا از پشت دوربین به بنا داده میشد، موجب ایجاد سوءظنهایی شد و منتقدان پرسیدند که آیا اصلا چنین خانوادهای واقعا وجود دارد یا نه. ملاحظات اخلاقی استفاده از یک کودک برای انتقال پیامهای سیاسی باعث شد که ترولهای توییتر پیامهای تهدیدآمیزی ارسال کنند و حتی برای این دختر هفتساله آرزوی آسیب کنند. با این وجود، فعالان مشهور در شرق حلب از خانواده بنا قاطعانه دفاع کردند و پیچیدگی و بحثبرانگیزبودن روایت بنا را در چارچوب جنگ و تبلیغات برجسته کردند. [16]

درسها
شناخت جهانی بنا العبد او را در کنار شخصیتهای تاریخی مانند آنه فرانک و شخصیتهای معاصر مانند ملاله یوسفزی قرار میدهد؛ کسانی که از صدای خود برای جلب توجه و رسیدگی به بحرانهای عمیق اجتماعی و سیاسی استفاده کردهاند. روایتهای آنها، که در بُعد جهانی مهم هستند، بر تابآوری و مبارزات مشترک افراد جوان در بافتهای مختلف تاکید دارند. مورد بنا، که در عصر دیجیتال برجسته است، بر بههمپیوستگی چالشهای فردی، ملی و جهانی تاکید دارد و نیاز به همبستگی در جامعه بینالمللی و میان فعالان را برای رسیدگی به چنین مسائلی مطرح میکند. در محیطهای سرکوبگر مانند سوریه و ایران، جایی که افراد تحت سرکوب و تبعیض شدید قرار دارند، تجربه بنا بهعنوان درخواستی قوی برای جلب حمایت جامعه بینالمللی عمل میکند و بر ضرورت اقدام جمعی تاکید میورزد. [17]
ضمنا داستان بنا بر نقش حیاتی آزادی بیان و آزادی اینترنت تاکید میکند. توانایی او در استفاده از شبکههای اجتماعی برای بهاشتراکگذاشتن تجربیاتش در جریان درگیری سوریه اهمیت دسترسی آزاد به اطلاعات و ارتباطات جهانی را برجسته میکند. پرونده بنا همچنین توجهات را به حمایت بینالمللی از پناهندگان جنگی جلب میکند و ضرورت تلاشهای هماهنگ برای رسیدگی به وضعیت افرادی که تحت تاثیر جنگ قرار گرفتهاند را مطرح میکند.
فعالیتهای بنا درسهای ارزشمندی برای فعالان در سراسر جهان دارد. اقدامات ساده و معصومانه او، بهویژه در توییتر، نشان میدهد که افراد، حتی اگر ضعیف و بیقدرت به نظر برسند، میتوانند تاثیر قابل توجهی در شکلدهی به روایتها و تحت تاثیر قراردادن صاحبان قدرت داشته باشند. پرونده بنا با ایده واسلاو هاول، سیاستمدار اهل جمهوری چک، همصدایی دارد که معتقد است پویایی قدرت بر اساس تعامل میان قدرتمندان و بیقدرتان شکل میگیرد. توییتهای بنا، که از موضع ضعف برخاسته بود، با گذر زمان نیرویی جمع کرد و فشار را بر سرکوبگران افزایش داد و آنها را مجبور به واکنش کرد.

برای فعالان ایرانی، پرونده بنا میتواند به عنوان الگویی برای تقویت تلاشهای کنشگری و حمایتگری عمل کند. استفاده از شبکههای اجتماعی، بهویژه پلتفرمهایی مانند توییتر، میتواند استراتژی موثری برای بهاشتراکگذاشتن داستانها، افزایش آگاهی درباره مسائل حقوق بشری و ارتباط با مخاطبان جهانی باشد. روایت شخصی و قابل ارتباط بنا نشاندهنده قدرت داستانهای فردی در انسانسازی مسائل، ایجاد همدلی و تشویق به مشارکت عمومی است. تعامل با رسانههای جهانی نیز حیاتی است و موجب میشود صداها تقویت شوند و توجه بینالمللی به مسائلی که لزوم حمایت از آنها احساس میشود، جلب شود.
این پرونده همچنین چالشهایی که فعالان ممکن است در فضای آنلاین با آن مواجه شوند، بهویژه مقابله با ترولها و اطلاعات نادرست، را برجسته میکند. تجربه بنا با حملات سازمانیافته از سوی ترولها با نگرانیهای فعالان در ایران همصدایی دارد و اهمیت آمادگی در برابر این حملات را نشان میدهد. استراتژیهای مقابله با اطلاعات نادرست یا حملات، شامل تقویت حضور آنلاین مقاوم از طریق حمایتهای اجتماعی، بررسی حقایق و شفافیت است. علاوه بر این، توجهی که به توییتهای بنا درباره آموزش و عشق او به کتابها معطوف شد – و ارزشهای همهشمول و جهانی دارند – نشان میدهد که حتی در مواجهه با ناملایمات، امکان ایجاد همبستگی پیرامون ارزشهای مشترک وجود دارد.
در نتیجه، داستان بنا العبد بهعنوان شاهدی بر تاثیر ویرانگر و فراگیر جنگ بر زندگیهای بیگناهان، فراتر از مرزها ایستاده و به یک درخواست جمعی برای توجه و مداخله تبدیل شده است. بنا از طریق حساب توییترش نمادی از انسانیت مشترک شد و واقعیتهای ویرانگر جنگ سوریه را به جهان نشان داد. تاثیر داستان او، بهویژه در سطح جهانی، بر ارتباط موضوعات پراکنده و توانایی روایتهای فردی در ایجاد گفتوگوها و اقدامهای گستردهتر در صحنه بینالمللی تاکید دارد.
تلاقی میان فعالیت دیجیتال و ملاحظات اخلاقی بهعنوان جنبهای حیاتی در پرونده بنا مطرح میشود. در حالی که حساب توییتر او بهعنوان پلتفرمی قدرتمند برای افزایش آگاهی در مورد هزینههای انسانی جنگ عمل کرد، پرسشهایی در مورد میزان رضایت، حریم خصوصی و تاثیرات احتمالی بلندمدت بر زندگی بنا مطرح شد. بهعنوان کودکی که در اوج حضور آنلاین خود بود، نگرانیهایی در مورد میزان درک او از پیامدهای بهاشتراکگذاشتن تجربیات شخصی و دردناکش وجود داشت. در نگاهی به تجربه او، مسئولیت اخلاقی در کسب رضایت آگاهانه، بهویژه از یک کودک، به یکی از ملاحظات مهم در فعالیتهای دیجیتال تبدیل میشود. ایجاد تعادل ظریف بین آشکارکردن واقعیتهای سخت جنگ و حفظ حریم خصوصی و رفاه فردی نشان میدهد که چارچوب اخلاقی پیچیدهای برای استفاده از شبکههای اجتماعی در حمایتگری، بهویژه در موارد حساس و برجسته مانند بنا، مورد نیاز است.
در بررسی روایت چندوجهی فعالیت دیجیتال بنا العبد، ضروری است نقش غیرقابل انکار خانوادهاش، بهویژه مادرش فاطمه، را بشناسیم. در میانه شرایط سخت جنگ در حلب، فاطمه مسئولیت مدیریت حساب توییتر بنا را بر عهده گرفت و پلتفرمی برای شنیدهشدن صدای دخترش فراهم کرد. این موضوع بر اهمیت حمایت خانوادگی در پرورش ظرفیتهای کنشگری کودکان تاکید دارد. راهنماییهای فاطمه نه تنها به بنا در بهاشتراکگذاشتن تجربیاتش کمک کرد، بلکه بهعنوان سپری محافظتی در برابر پیچیدگیهای اخلاقی حمایتگری دیجیتال برای یک کودک عمل کرد. پایداری و عزم خانواده در مواجهه با سختیها نقش محوری والدین را در تقویت پتانسیلهای کنشگری کودکان نشان میدهد و بر اهمیت یک محیط خانوادگی حمایتگر در توانمندسازی صداهای جوان برای پرداختن به مسائل جهانی تاکید میکند.
اهمیت تاثیر بنا با این واقعیت که او تجربیاتش را با انگلیسی شکسته بیان میکرد، بیشتر میشود و نشان میدهد که یک صدای انسانی، صرفنظر از محدودیتهای زبانی، میتواند قدرت و دسترسی جهانی داشته باشد. این جنبه بر پتانسیل کنشگری و حمایتگری معنادار علیرغم چالشهای زبانی تاکید دارد و ماهیت دموکراتیک شبکههای اجتماعی را برجسته میکند.
داستان بنا العبد همانند دعوتی برای واکنشهای جمعی به بحرانهای انسانی عمل میکند و قدرت ماندگار روایتهای شخصی را در شکلدهی به گفتمانهای بینالمللی و الهامبخشی به تغییرات مثبت تقویت میکند.
[1]. Bana Al-Abed.
[2]. #Whereisbana.
[3]. Kareem Shahin. “Aleppo Tweeter Bana Alabed, Seven, Meets Turkish President.” The Guardian, Guardian News and Media, 21 Dec. 2016.
[4]. “The Rising Star Award BANA AL-ABED.” The Asian Awards. Accessed 13 Nov. 2023.
[5]. Bana Alabed, (@alabedbana). X (Twitter). “On this #worldrefugeeday…” 20 June 2018.
[6]. Megan Specia. “Bana Al-Abed on Twitter: Proof of Life in a War Zone.” The New York Times, 14 Dec. 2016.
[7]. “Where Is Bana? Fears for Syrian Girl Who Tweeted from Aleppo.” The Guardian, Guardian News and Media, 5 Dec. 2016.
[8]. Ibid.
[9]. Roberto Vivaldelli, “The truth about Bana, the girl of Aleppo.” Inside Over. 31 July 2017.
[10]. Danuta Kean. “Bana Alabed, Seven-Year-Old Syrian Peace Campaigner, to Publish Memoir.” The Guardian, Guardian News and Media, 13 Apr. 2017.
[11]. Nick Waters. “Finding Bana – Proving the Existence of a 7-Year-Old Girl in Eastern Aleppo.” Bellingcat. 14 December 2016.
[12]. Simon & Schuster.
[13]. Bana Alabed. “Dear World : A Syrian Girl’s Story of War and Plea for Peace.” Better World Books.
[14]. Mehul FT. Srivastava. “Seven-Year-Old Bana al-Abed, the ‘Face of Aleppo.’” Financial Times, 10 Mar. 2017.
[15]. Arian Khameneh. “The Scorched-Earth Tactics of Iran’s Cyber Army.” Wired, Conde Nast, 21 Mar. 2023.
[16]. Timmi Allen. “Finding Bana – Proving the Existence of a 7-Year-Old Girl in Eastern Aleppo.”
Bellingcat, 14 Dec. 2016.
[17]. “Where Is Bana? Fears for Syrian Girl Who Tweeted from Aleppo.” The Guardian, Guardian News and Media, 5 Dec. 2016.
[18]. Bana Alabed. (@alabedbana). X (Twiiter). “Goodbye to my…”. 20 June 2018.