Search

از بازداشت تا آزادی: چالش‌های سلامت روانی زندانیان سیاسی در نظام‌های ناعادلانه

گزارش‌ها و مطالعات گسترده‌ای حاکی از اثرات منفی زندان بر سلامت روانی زندانیان است. مطالعات بر روی زندانیان، حتی در کشورهایی که حقوق آنان رعایت می‌شود، نشان می‌دهد تجربه زندان با مشکلات روانی رابطه تنگاتنگ دارد. مراقبت از سلامت روان زندانیان موضوعی حساس و پیچیده است که به توجه و اقدام ویژه‌‎ای هم از سوی دستگاه‌های حکومتی و هم از سوی جامعه مدنی نیاز دارد. چالش‌های سلامت روان و روش‌های مراقبت و بهبود، موضوعی چندرشته‌ای برای مطالعه است. بازیگران متعددی، از جمله خود شخص زندانی، در این‌که سلامت ذهنی و روانی‌اش تا چه حد در زندان آسیب می‌بیند نقش دارند. البته باید توجه داشت که آسیب‌های مرتبط با زندانی فقط مختص زندانی نیست و به خانواده و اطرافیان او نیز سرایت می‌کند. مراقبت از سلامت روان زندانیان باید در دوره دادگاه، زندان و پس از آن انجام شود.

متاسفانه مطالعات زیادی وجود ندارد که این اثرات را بر زندانیان سیاسی، به‌ویژه با توجه به شرایط دشوار آنان در کشورهایی با حکومت‌های غیرپاسخگو و سیستم‌های قضایی ناعادلانه و فاسد، بررسی کرده باشد یا راهکارهای ویژه‌ای برای آنان پیشنهاد داده‌ باشد. کشورهایی با تعداد بالای زندانیان سیاسی معمولا به کسی اجازه پژوهش علمی در این زمینه را نمی‌دهند.

مطالعات گسترده‌ای حاکی از این است که تجربه زندان با مشکلات روانی رابطه تنگاتنگ دارد

به نظر می‌رسد همچنان عده بسیاری از مردم مفهوم عدالت را با مفهوم مجازات یا انتقام یکی می‌دانند یا آن‌ها را با هم اشتباه می‌گیرند. در مقابل، جنبه‌های پیشگیرانه، ترمیمی، آموزشی یا توسعه اجتماعی و سیاسی که لازمه برقراری عدالت است چندان موضوع تمرکز یا گفت‌وگوی اجتماعی قرار نگرفته است. به همین دلیل چیزهایی مانند تهدید، شکنجه روانی یا زندان گاهی عادی یا ضروری جلوه می‌کند. رواج این نوع از مجازات‌ها به حاکمان تمامیت‌خواه و غیردموکراتیک کمک می‌کند آسان‌تر مخالفان سیاسی و رقبای قدرت خود را بیرون و درون زندان مورد آزار قرار دهند؛ چراکه چنین آزارهایی در نگاه بخشی از مردم چندان غیرمعمولی به نظر نمی‌رسد. این امری است که اهمیت تمرکز بر سلامت و بهداشت روانی زندانیان سیاسی را بیش‌تر آشکار می‌کند.

شکنجه سفید یکی از روش‌هایی است که به طرز رایجی علیه زندانیان سیاسی استفاده می‌شود. شکنجه سفید مجموعه‌ای از روش‌ها برای آزار روانی یا روانی-جسمی زندانی است و معمولا اثرات مشهود قابل اثباتی از خود به جا نمی‌گذارد. این تکنیک‌ها برای شکستن روحیه و نابودکردن کرامت و عزت نفس زندانیان طراحی شده است و در محیط‌های زندان، که امکان نظارت رسمی یا غیررسمی بر آن وجود ندارد، به راحتی اجرا می‌شوند.

رابطه زندان با جنبه ذهنی و روانی انسان رابطه‌ای پیچیده است. «نه دیوارهای سنگی، زندان می‌سازند و نه میله‌های آهنی، قفس.» این سطر آغازین از شعر آر. لاولیس (R. Lovelace)، با عنوان «به آلتیا، از زندان» (To Althea, from Prison) به این مفهوم اشاره دارد که یک ذهن «آرام» می‌تواند از محدودیت‌های فیزیکی حبس فراتر رود. با این حال، در واقعیت، زندان‌ها پر از «ذهن‌های بی‌گناه و ساکت» نیستند. مطالعات نشان می‌دهند که میزان حضور افراد با مشکلات سلامت روانی در زندان به طرز بسیار چشمگیری بالاتر از آمار جامعه است. بعضی زندانیان پیش از ورود به زندان نیز با مشکلات روانی درگیر هستند. در موارد بسیاری علت زندانی‌شدن مرتبط به عوامل دیگری است که احتمال تماس با سیستم عدالت کیفری را افزایش می‌دهد. این عوامل عبارتند از فقر، طرد اجتماعی، خشونت، سطح پایین تحصیلات و مشکلات مصرف مواد. این شرایط می‌تواند یک چرخه معیوب ایجاد کند که در آن افراد، گرفتار سیستم عدالت کیفری می‌شوند و پس از زندانی‌شدن، خود محیط زندان می‌تواند شرایط بهداشت روانی و سایر جنبه‌های زندگی آنان را درگیر مشکلات بیش‌تر کند. زندانیان سیاسی نیز ممکن است پیش از ورود به زندان – و شاید به دلیل درگیری سیاسی و قضایی با حکومت – دچار مشکلات روانی مانند اضطراب شده باشند، اما حتی اگر چنین نباشد، حضور در محیطی با شیوع مشکلات روانی خود می‌تواند زمینه بروز آن در فرد باشد. 

گزارش‌ها حاکی از این است که در ایران این روش‌ها رایج است. از تهدید و توهین‌های شدید و غیرقانونی گرفته تا حبس طولانی‌مدت در سلول‌های انفرادی و اقدامات تنبیهی دیگر. یکی از غیرانسانی‌ترین انواع این اعمال این است که مسئولین به اصطلاح امنیتی رژیم از امکانات روان‌درمانی در واقع برای شکنجه زندانیان استفاده می‌کنند. قطع دسترسی به داروها یا تحمیل مصرف داروهای روانپزشکی به زندانیان یکی از نمونه‌های این موارد است. در موارد دیگر، بعضی زندانیان سیاسی به اجبار به بیمارستان‌های تخصصی مشکلات روان و اعصاب فرستاده و در آن‌جا در شرایطی بسیار بد نگهداری شده‌اند. متاسفانه در این شرایط آمار خودکشی میان بازداشت‌شدگان، به‌خصوص افرادی که در سن پایین هستند، نیز به نظر نگران‌کننده می‌رسد.

استفاده روان‌درمانی و تحمیل داروهای روانپزشکی برای شکنجه زندانیان سیاسی یکی از غیرانسانی‌ترین اقدامات مقامات زندان است

شرایط برای افرادی که آمادگی‌ها و آگاهی‌های لازم در زمینه سلامت روان در شرایط دشوار یا نحوه روبروشدن با تروما را ندارند ممکن است بدتر باشد. شهروندان جوان برای مثال ممکن است به خاطر یک اعتراض مسالمت‌آمیز دستگیر شوند و به یکباره خود را در محیطی خشن و غیرعادی ببینند که با شرایط آشنای زیسته آنان بسیار متفاوت است. متاسفانه حکومت‌های غیردموکراتیک در زمینه حقوق زندانیان، از جمله تفکیک آنان در بندهای متفاوت، به درستی عمل نمی‌کنند. بالاتر از همه این‌ها روش‌ها و تکنیک‌های آشکار و پنهانی وجود دارند که می‌توان با آن‌ها به زندانی فشاری مضاعف وارد نمود. از سوی دیگر بسیاری از زندان‌ها با محدودیت‌های بودجه دست و پنجه نرم می‌کنند و مراقبت‌های بهداشت روان ممکن است بودجه و توجه لازم را دریافت نکند. به تعبیر دقیق‌تر، اساسا اراده‌ای برای توجه به این نیازها وجود ندارد. این محدودیت توانایی ارائه مراقبت‌های جامع از جمله غربالگری، ارزیابی، درمان و کارکنان متخصص مراقبت‌های بهداشتی را با مشکل مواجه می‌کند.

گذشته از تمام این این‌ها، دسترسی به حمایت روحی-روانی یا کمک تخصصی در زمینه بهداشت روانی یکی دیگر از چالش‌های مهم است. بسیاری از زندان‌ها فاقد منابع و تخصص لازم برای ارائه درمان مناسب و جامع مانند روانپزشکان و متخصصان بهداشت روان هستند و یا آنان را از زندانیان دریغ می‌کنند.

چالش دیگر عدم آگاهی و آموزش بهداشت روانی برای کارکنان زندان است. بسیاری از مسئولان زندان به اندازه کافی برای تشخیص و پاسخ‌گویی به مسائل بهداشت روانی زندانیان آموزش ندیده‌اند؛ امری که منجر به مراقبت و درک ناکافی از نیازهای منحصر به فرد زندانیان دارای مشکلات روانی می‌شود. 

به علاوه باید چالش‌های زندانیان سیاسی را به‌ویژه پس از دوره بازداشت و زندان در نظر داشت. متخصصانی که در زمینه سلامت روان زندانیان مطالعات علمی و سیستماتیک انجام داده‌اند معتقدند بیش‌تر زندانیان پس از آزادی نیازمند زمان برای طی روند بازگشت به زندگی و ارتباط دوباره با جامعه هستند. این زمان، دوره بازگشت نام دارد. زندانیان عادی ممکن است پس از دوره زندان با چالش‌هایی مانند پیداکردن کار یا پذیرفته‌شدن از طرف خانواده و دوستان روبرو باشند و یا در این خطر باشند که دوباره در تماس با گروه‌های قانون‌شکن قرار گرفته و به ارتکاب جرم ادامه دهند. همچنین حالت‌های انزوا یا اضطراب و افسردگی نیز ممکن است در این گروه از زندانیان نمایان باشد. اما در زمینه زندانیان سیاسی چالش‌های بیش‌تری نیز وجود دارد؛ این زندانیان در جامعه‌ای مانند ایران که مردم تحت فشار شدید و تهدید دائمی قرار دارند ممکن است در ادامه رابطه با دوستان سابق خود دچار مشکلات بیش‌تری شوند. به علاوه نباید فراموش کرد که فشار و آزاد و اذیت زندانی سیاسی در موارد زیادی با پایان زندان به پایان نمی‌رسد و این افراد احتمالا زیر رصد و پیگیری مداوم نیروهای حکومتی هستند.

نقش جامعه مدنی در مورد حمایت روانی از زندانیان سیاسی بسیار حیاتی است

این‌چنین فشارهایی به‌ویژه برای جوانان خطرناک است. احساس شرم از ایجاد دردسر برای خانواده و مشکلات مرتبط با خواب و افکار اضطرابی و افسردگی ممکن است منجر به بروز رفتارهای خودآسیب‌رسان و حتی در مواردی اقدام به خودکشی شود. به طور کلی محیط‌های زندان به دلیل خطر بالای خودآزاری و خودکشی در میان زندانیان بدنام است. زندانیان سیاسی ممکن است از سوی بازجویان یا نهادهای امنیتی چنین تهدید شوند که هرگز رها نخواهند شد. همچنین ممکن است نیروهای امنیتی با آزار مداوم و گاه به گاه زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان، آن‌ها را به این نتیجه برسانند که تنها راه رهایی عزیزانشان از درگیری‌های ایجادشده پایان‌دادن به زندگی است. به علاوه تحمیل مصرف دارو در زندان و به‌خصوص قطع یکباره آن پس از زندان نیز ممکن است فرآیند تجزیه و تحلیل سالم عقلانی و تصمیم‌گیری سالم را مختل کند. آموزش عمومی در زمینه پیشگیری و نیز ارائه پشتیبانی و حمایت حقوقی ممکن است در کاهش موارد خودکشی موثر باشد. گزارش‌ها درباره موارد اقدام به خودکشی در میان کسانی که در سال‌های اخیر در ایران دستگیر شده‌اند نگران‌کننده است. 

نقش جامعه مدنی در مورد زندانیان سیاسی بسیار حیاتی است. زندانیان غیرسیاسی ممکن است بتوانند حتی به صورت محدود گروه‌هایی برای حمایت از خود ایجاد کنند اما در فضای بسته کشورهای غیردموکراتیک زندانیان سیاسی و نزدیکان آن‌ها با مانع‌های بسیاری برای کار مدنی روبرو هستند. از دیگرسو، با گسترش فرهنگ کنشگری می‌توان امیدوار بود دیگر اعضای جامعه که به طور مستقیم درگیر مسئله بازداشت به دلایل سیاسی نیستند به زندانیان سیاسی و خانواده‌شان پیش از، هنگام و پس از دوره زندان کمک کنند. این امکان وجود دارد که بسیاری از مردم با وجود علاقه به کمک به زندانیان سیاسی ندانند چطور می‌توان به آنان یاری رساند. آموزش مدنی و گسترده در این زمینه می‌تواند راهکارهایی به جامعه ارائه کند که از توان و ظرفیت خود برای کاهش رنج زندانیان سیاسی آگاه شود و آن را به کار گیرد.

عدم آگاهی و آموزش بهداشت روانی برای کارکنان زندان، یکی از چالش‌های سلامت روان زندانیان سیاسی محسوب می‌شود

یک مثال مهم در این زمینه تلاش برای کاهش غبار شرم و آنچنان که جامعه‌شناسان می‌نامند «استیگما» پیرامون زندانیان سیاسی است. در جامعه‌های سنتی، واژه زندانی ممکن است بار منفی بزرگی داشته باشد. به همین دلیل مردم ممکن است از نزدیک‌شدن به زندانیان سیاسی اجتناب کنند، چه برسد به حمایت از آنان. اگر بتوان با تاباندن نور آگاهی به وضعیت سیاسی و سطح عدالت در کشورها به مردم این را آموخت که زندانیان سیاسی نیاز به حمایت عمومی دارند می‌توان شرایط را تا حدی به نفع آنان عوض کرد. در این حالت، به جای آن‌که رژیم‌های خودکامه با زندانی‌کردن افراد تاثیر آنان را کاهش دهند، خود باعث افزایش تاثیر آنان خواهند شد و این خود زمینه را برای بی‌اثرکردن اقدامات تنبیهی علیه شهروندان فراهم خواهد کرد. 

منابع و مطالعه بیش‌تر

انتشارات بیشتر ...