Search

English

نگاهی به دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران

شورای نگهبان وارد میدان می شود

اولین رییس جمهور ایران که قرار بود حداقل چهار سال در این پست بماند، تنها ۱۷ ماه بر این صندلی تکیه زد. ریاست جمهوری «ابوالحسن بنی صدر» که از ۱۵ بهمن ۱۳۵۸ آغاز شده بود در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ و در پی رأی عدم کفایت مجلس شورای اسلامی به او پایان یافت.  در اینجا مجال پرداخت به دوره ریاست جمهوری بنی صدر، اتفاقات آن دوره، و چگونگی عزل او از مسند ریاست جمهوری نیست،[1] اما عزل بنی صدر موجب شد، شورای موقت ریاست جمهوری عهده دار وظایف ریاست جمهوری شود. این شورا براساس اصول 130 و 131 قانون اساسی، باید متشکل از رییس دیوان عالی کشور، رییس مجلس شورای اسلامی و نخست وزیر می ­بود که در آن وقت، به ترتیب، «محمد حسینی بهشتی»، «علی اکبر هاشمی رفسنجانی» و «محمدعلی رجایی» متکفل این پست­ ها بودند. این شورا در نخستین جلسه خود، دوم مردادماه ۱۳۶۰ را به عنوان تاریخ برگزاری دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری تعیین کرد.

این دوره از انتخابات در حالی برگزار شد که حدود یک سال از جنگ ایران و عراق می­ گذشت. کشور در شرایط جنگی به سر می­ برد و علاوه بر آن، عدم ثبات سیاسی در لایه­ های بالادست قدرت (که در عزل بنی صدر نمود پیدا کرده بود) به همراه نزاع مسلحانه گروه ­های معارض چریکی – مانند سازمان مجاهدین خلق – با نظام تازه ­تاسیس، جوّ امنیتی در کشور را بیش از پیش گسترانده بود. درواقع، بمب­ گذاری­ها و ترورهای پیاپی ضربات سنگینی به جمهوری تازه ­پا گرفته­ اسلامی وارد کرده بودند. نخستین بمب­ گذاری­ بعد از عزل بنی صدر یعنی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در تیر ۱۳۶۰ منجر به کشته ­شدن محمد بهشتی – رییس دیوان عالی کشور – و بیش از ۷۰ تن از اعضای حزب جمهوری اسلامی شد. قربانیانی که بسیاری از آنان از کادرهای رسمی نظام جمهوری اسلامی بودند.

در چنین شرایطی بود که دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری کلید خورد. با وجود شایعات جدی مبنی بر عزم «مهدی بازرگان» (اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی) «نورالدین کیانوری» (دبیرکل حزب توده) یا «فرخ نگهدار» (از سازمان فداییان خلق اکثریت)، برای ثبت نام در انتخابات، هر سه نفر این افراد، اخبار پیرامون نامزدی خود را تکذیب کردند. در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، که برای اولین بار با نظارت شورای نگهبان برگزار شد، ۷۱ نفر داوطلب رقابت برای کسب پست ریاست جمهوری شدند که شورای نگهبان تنها چهار نفر از آن ها را واجد صلاحیت برای تکیه بر این مسند تشخیص داد:

  1. «سیدعلی اکبر پرورش» – نماینده مجلس و قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی
  2. «محمدعلی رجایی» – وزیر آموزش و پرورش در کابینه دولت موقت و نخست وزیر در دوره ریاست جمهوری بنی صدر
  3. «عباس شیبانی» – وزیر کشاورزی در کابینه شورای انقلاب
  4. «اسدالله عسگراولادی مسلمان» – از بنیانگذاران حزب موتلفه اسلامی

بین این چهارنفر بیشترین حمایت­ های سیاسی معطوف به محمد علی رجایی بود و احزاب و گروه ­های متعددی همچون «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی»، «حزب جمهوری اسلامی»، «جامعه روحانیت مبارز»، حمایت رسمی خود را از او اعلام کردند.

بین کاندیداهای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، محمدعلی رجایی از بیشترین حمایت ها برخوردار بود

نکته جالب توجه دیگر در ارتباط با نظارت شورای نگهبان این بود که با وجود شرط سنی برای کاندیداتوری در اولین دوره از انتخابات ریاست جمهوری، این شرط در این دوره لغو شد. «محمدحسین سرورالدین» – معاون سیاسی وزارت کشور – در این ­باره چنین گفته بود: «در انتخابات گذشته چون شورای نگهبان وجود نداشت، شرایط سنی برای کاندیداها در نظر گرفته شد و در حال حاضر طبق قانون اساسی، شورای نگهبان شرایط سنی را برای کاندیداهای ریاست جمهوری لازم ندانست و آن را حذف کرد.» این مساله از آن رو قابل توجه است که ۳۲ سال بعد، شورای نگهبان، که ریاست آن همچنان با «احمد جنتی» بود، یکی از برجسته ­ترین داوطلبان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، یعنی «علی اکبر هاشمی رفسنجانی» را به بهانه «کهولت سن» ردصلاحیت کرد.

اگرچه در آن دوره، ۶۷ داوطلب ریاست جمهوری از طرف شورای نگهبان ردصلاحیت شدند، اما چهره مشهور و قابل توجهی در بین ردصلاحیت شدگان وجود نداشت. «احمد جنتی» از اعضای برجسته شورای نگهبان، درباره چگونگی تایید یا رد صلاحیت­ ها، بر دو مساله «مذهبی­ بودن» و «سیاسی ­بودن»ِ نامزدها تاکید کرد و در توضیح بیشتر گفت: «…قضیه این است که باید پایبند به مذهب باشند، یعنی چیزی که روش­ های او را تنظیم می­کند، در زندگی به او برنامه بدهد، مذهب باشد…این معنای مذهبی بودن است. عمده اینها از جنبه فقدان قید سیاسی رد شدند. سیاسی بودن امری است که ورزیدگی سیاسی و سوابق کاری سیاسی لازم دارد. . . یکی از راه­ های بررسی این مسأله دقت در سوابق کاری اینهاست. بسیاری از اینها در کاری بوده اند که تماس با سیاست نداشته است یک نفر که سابقه سیاسی نداشته باشد، نه قبل از انقلاب و نه بعد از انقلاب، چطور می­ تواند به عنوان یک نفر سیاسی معرفی شود.»

در نهایت، همانطور که پیش­ بینی می­شد، محمدعلی رجایی با بیش از ۱۲ میلیون رأی، توانست بر جایگاه ریاست جمهوری تکیه بزند. علی رغم اینکه نزدیک به ۲۳ میلیون نفر افراد واجد شرایط رای دادن وجود داشتند، اما نزدیک به ۱۵ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. با توجه به تعداد افراد شرکت­ کننده در انتخابات، میزان رای محمد علی رجایی که ۱۲ میلیون بود،  قاطع و سنگین به نظر می­رسد. خصوصا اگر به این نکته توجه کنیم که نفر دوم یعنی عباس شیبانی، تنها نزدیک به ۷۰۰ هزار رای کسب کرد. 

 

 



[1] شرح تفصیلی این دوره را می‌توانید در این کتاب بخوانید: جمهوری اسلامی ایران، از بازرگان تا روحانی، پژوهش فریدون قاسمی، ویراستار سیروس رزاقی پور، لندن: اچ اند اس مدیا، 2016. برای نگاهی به درونمایه کتاب و فهرست آن اینجا یا اینجا را ببینید.

انتشارات بیشتر ...